مشروح سخنان آیت الله حائری شیرازی در جمع پژوهشگران مؤسسه آینده روشن:

برای نزدیک‌شدن ظهور به حجت باطنه برگردید

13 دی 1395 ساعت 12:57

گزارشگر : سید مجتبی رفیعی اردکانی

هفته گذشته آیت الله حائری شیرازی با حضور در مؤسسه آینده روشن، در جمع مسئول و پژوهشگران این پژوهشکده گفت و گو کرد. آن چه در ادامه می آید مشروح صحبت های آیت الله شیرازی در این دیدار است.


به گزارش روابط عمومی پژوهشکده مهدویت(مؤسسه آینده روشن) هفته گذشته (6دی) آیت الله حائری شیرازی با حضور در مؤسسه آینده روشن، در جمع مسئول و پژوهشگران این پژوهشکده به ایراد سخن پرداخت. آن چه در ادامه می آید مشروح صحبت های آیت الله حائری شیرازی در این دیدار است:

مشکلات و مسائل تحقیق را با تعقل حل کنید
بسم الله الرحمن الرحیم. تتبع خوب و لازم است. اما یک تعقلی هم باید به عنوان ستون فقرات تتبع وجود داشته باشد که اگر آن تتبع‌ها اصطکاکاتی با هم داشتند با تعقل رفع و رجوع کرد. شما با حس‌تان تتبع می‌کنید، با مطالعه‌تان بررسی می‌کنید، [اما] اگر بین این‌ها اختلاف شد به عقلتان رجوع می‌کنید. وقتی روایت‌ها مختلف می‌شود باید به عقلتان رجوع کنید تا بین این‌ها حل اختلاف کند. علتش هم این است همان‌طوری که امام اختلاف مردم را حل می‌کند، عقل درون انسان هم بین تردیدها و تصورات و تطورات حس و خیال اختلاف را حل می‌کند. همان‌طور که او امام در بیرون است، عقل هم امام در درون است، این حجیت، همان امامت است. این‌که عنوان می‌شود إِنَ‏ لِلَّهِ‏ عَلَى‏ النَّاسِ‏ حُجَّتَيْنِ‏ حُجَّةً ظَاهِرَةً انبیاء وَ حُجَّةً بَاطِنَة العقل به‌خاطر مقام امامتِ عقل است.

«عقل» حجت باطن و «امام» حجت ظاهر است
در بین گزارشاتی که به ما می‌دهند گاهی اختلاف می‌شود؛ یعنی چشم یک قضاوت می‌کند و گوش قضاوت دیگری دارد؛ آن‌وقت متحیر می‌شویم حرف گوش را بپذیریم یا حرف چشم را؟ در این‌جا برای حل اختلاف به این مرجع و امام [عقل] رجوع می‌کنی که حل اختلاف است. همان‌طور که هشام بن حکم در جواب عمرو بن عبد که مردی زاهد، اما ضد امامت بود گفت: خدای تعالی این حواس تو را رها نکرد مگر این‌که برایش امامی گذاشت، آیا این همه خلق الله را بدون امام می‌گذارد.
پس همان‌طور که درباره امام‌ می‌گوییم یا بارز و آشکار است یا غایب، عقل عیناً مثل این است؛ اگر امت با امام همراه ‌شود، امام، ظاهر می‌شود و اگر امت با امام همراه نشود، امام، خفی می‌شود؛ همین‌طور اگر انسان از عقل استقبال کند عقل در وجودش جلی می‌شود و اگر که استقبال نکند خفی می‌شود. مگر نمی‌گوییم العلم ینادی بالعمل فإن أجابه فالا ارتحل؛ من عَمِل بما عَلِم عَلَّمَهُ الله ما لم یَعلَم؛ این بسته به این است.

برای نزدیک‌شدن ظهور به حجت باطنه برگردید
این حجت باطنه تنها دلیلش و تنها رابطش در انسان، حجت ظاهره است. هر وقت می‌خواهید ببینید ظهور نزدیک است یا نه، به حجت باطن برگردید. هر وقت دیدید مردم با حجت باطنه‌شان آشتی کردند این علامت ظهور است. از مرحوم بهلول پرسیدم (می‌دانید که، ایشان طی الارض داشت. آقای لبافی زواره‌ای را با طی الارض به کربلا برده بود که الان در حیات است و در حیاتش هم از او تضمین گرفت که با کسی مطرح نکند) شما این‌قدر به ظهور معتقدید مستندتان چیست؟ گفت مردم. حجتی بهتر از این نیست. بروید در مردم تفحص کنید علائم ظهور را در مردم ببینید. علائم ظهور آشتی‌کردن انسان‌ها با حجت باطنه‌شان است. به همان اندازه که به حجت باطنه‌شان نزدیک می‌شوند به همان اندازه هم به حجت ظاهره‌شان نزدیک می‌شوند. هیچ مقامی در انسان اقرب به حجت ظاهره نیست از حجت باطنه. خویشاوندترین بخش وجود انسان با امامش حجت باطنه‌اش است. هر کسی به اندازه‌ی رشد حجت باطنه‌اش با ایشان تقرب پیدا می‌کند تنها راه وصول به ایشان وصول به حجت باطنه است. هر کسی حجت باطنه‌اش را متابعت کند وقتی که ایشان [حضرت] ظاهر بشوند متابعت می‌کند و هر کسی امروز با حجت باطنه‌اش مخالف کند فردا که ایشان ظاهر شد با او هم مخالفت می‌کند. مخالفت با حجت ظاهره و باطنه دو تا نیست، یکی است. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ یعنی کسانی که با حجت باطنه برخورد کرده‌اند سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ که حجت ظاهره هست أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ(بقره/۶) آن‌که به حجت باطنه ایمان نیاورده به حجت ظاهره ایمان نمی‌آورد. وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ(سبأ/۵۲) فرد با حجت باطنه‌اش آشتی نکرده می‌گوید من به تو ایمان آورده‌ام. می‌گوید راه به این دوری چگونه دستت به ایمان رسید؛ تو هنوز با حجت باطنه‌ات مسأله داری. این فاصله را تا طی نکنی به او نمی‌رسی.

هر وقت در مردم وفا دیدی، بدان ظهور نزدیک است
امام هفتم امام کاظم علیه‌السلام به حمران بن اعین -برادر زراره- بیانی دارند. زراره فقیه است و حمران بیش‌تر عرفانی است. حمران از حضرت سؤال می‌کند ظهور شما چه زمانی است؟ حضرت می‌فرماید هر وقت در مردم وفا دیدی بدان ظهور ما نزدیک است. وفا از علائم حجت باطنه و عقل است. اعظمِ جنود عقل و جنود جهل، وفا است. این‌که بین این هفتاد جنود، وفا را مطرح می‌کند به‌خاطر شدت اهمیتش است. می‌گوید هر وقت در مردم وفا دیدی بدان ظهور ما نزدیک است. حضرت می‌فرماید اگر خواستی بفهمی مردم وفا دارند به قوم و خویش خودت نگاه کن. حضرت می‌گوید راهش این است اگر وفا را در بستگان و همسایگان و اقارب خودت دیدی ظهور نزدیک است.
الان شما به قبرستان‌های خودتان در شهرها نگاه کنید. این تخت فولاد اصفهان بیش از هزار سال سابقه دارد. دارالسلام شیراز بیش از هزار سال سابقه دارد -از دوره عضد الدوله است- اگر داشته باشد، یک شهید؛ [اما] الان در قبرستان دارالرحمه شیراز چند هزار شهید دارد؟ قدمت این قبرستان ۶۰ سال است و قدمت قبرستان دارالسلام هزارواندی سال است. این‌ها علامت وفا است. همین مسجد جمکران را می‌بینید. من در ۶۰ سال قبل شب چهارشنبه برای زیارت به این‌جا می‌آمدم. کسانی که می‌آمدند در ساختمان کوچک، ۲۰-۳۰ نفر بودند. حالا شب‌های چهارشنبه شما بروید ۲۰۰-۵۰۰ هزار نفر می‌آیند. این‌ها چیست؟ یک حسی در این‌ها بیدار شده، یک بویی کشیده‌اند.

این ظهورات، بهتر از تمام روایات علائم ظهور است
این ظهورات بهتر از تمام روایات برای علائم ظهور است؛ چون علائم ظهوری که گفته می‌شود ممکن است تشابه زمانی داشته باشد. خیلی‌ها بعضی از علائم ظهور را می‌دیدند و به زمان خودشان تطبیق می‌کردند، بعد هم می‌دیدند نشد. مثلاً مجلسی دوست می‌داشت حکومت صفویه را به امام زمان علیه‌السلام منتقل بکند؛ فکر می‌کردند این دوره است و تطبیق می‌کردند. اگر از این راه وارد شدید به یک یقین‌هایی می‌رسید که پایه‌ای ندارد. از راه انسان وارد بشوید. علائم را در انسان ببینید؛ از علائمی هم که در انسان می‌بیند حجت باطنه را ببینید و رابطه‌ی انسان با حجت باطنه را مشخص کنید.
ببینید، حجت باطنه ۷۵ جُند دارد که جنود عقل‌اند. این‌ها دانه دانه جلو می‌آید و آثار این‌طوری پیدا می‌شود؛ حتی در مخالفین هم این آثار را شما می‌بینید. این‌ها علائم است. داعشی‌ها برای عالم اسلام، بزرگ‌ترین و مضرترین و مفسدترین‌ها هستند. این‌ها در عالم اسلام‌هراسی به‌وجود می‌آورند. یهود بیشترین امیدش به این داعشی‌ها است که بتواند به وسیله‌ی این‌ها اسلام را براندازد. اصلاً این‌ها در صدد براندازی اسلام هستند. [بعد از] این اسلام‌هراسی از گوشه و کنار عالم عده‌ای بلند می‌شوند می‌گویند هر کسی مسلمان است را باید از مملکت بیرون بکنیم. بدون هیچ تعارفی به طرف می‌گویند چون مسلمانی در کشور ما جایی نداری؛ برو بیرون. اگر نرفت او را می‌کشند. یک جریان براندازی نسبت به اسلام پیدا شده و بیشتر هم [از طریق] همین جریان تکفیری‌ها است. این، سؤال برای شما ایجاد نمی‌شود؟ قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ‌هادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ * وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ(جمعه/۶و۷) با این‌هایی که انتحاری عمل می‌کنند چه کار می‌کنید؟ این‌ها چه کار می‌کنند؟ به‌راحتی می‌آیند مثل آب خوردن خودشان را می‌کشند. این آقایی که سفیر روسیه را می‌کشت و جزء محافظین بود وقتی می‌خواست بکشد این مطلب را گفت و کشت: انا بایعنا محمدا علی الجهاد را گفت و شروع به تیراندازی کرد. بقیه‌شان هم همین‌اند؛ [می‌گویند] بایعنا محمدا علی الجهادیم؛ ما با محمد بر جهاد بیعت کردیم؛ این دقیقا علائم ظهور است. می‌دانید چرا؟ به‌خاطر این‌که لَيسَ مَنْ طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَهُ؛ این‌ها پول نمی‌گیرند انتحاری عمل کنند، بلکه باورشان شده به محض این‌که کشته شدند به بهشت می‌روند. این‌ها طلب الحق فأخطأ هستند. کما این‌که طلب الحق فأخطأ را حضرت در زمان خود به خوارج، و اصحاب معاویه را به طلب الباطل فوجده تطبیق کرد. آن‌ها دنیاطلب بودند. این‌ها دنیا طلب نبودند بلکه حق‌طلب بودند ولی اشتباه کردند.

«زهیر» در «صفین» اموی بود و «شمر» در «صفین» علوی!
برای این‌که ببینید زمان‌مان چه زمانی است و حجت باطنه تا چه اندازه در مردم رشد کرده یک مثالی برایتان می‌زنم؛ بچه یازده ساله‌ای در ماشین نشسته بود. من قبلا می‌دانستم این فطرت و طبیعت را می‌فهمد. گفتم زهیر در صفین اموی بود، در کربلا علوی و حسینی شد، شمر در صفین علوی بود در کربلا اموی شد. چهار عمل: «شمر در صفین شمر در کربلا» «زهیر در صفین زهیر در کربلا» به من بگو این چهار عمل کدام از روی فطرت و کدام از روی طبیعت است؟ او گفت جوابش آسان است و جواب داد. حالا شما جواب بدهید. این چهار تا فعل است؛ کدامش از روی طبیعت و کدامش از روی فطرت است؟ حتما می‌گویید [حضور شمر] در صفین از روی فطرت بوده و در کربلا از روی طبیعت؛ و حضور زهیر در صفین از روی طبیعت بوده و در کربلا از روی فطرت. همه‌ی شما همین را می‌گویید. این بچه می‌دانید چه گفت؟ گفت جوابش آسان است؛ زهیر هر دو از روی فطرت بوده و شمر هر دو از روی طبیعت بوده، و درست هم همین است. چرا؟ چون زهیر که اموی شده بود، برای پول، اموی نشده بود، بلکه برای مبارزه با ظلم اموی شده بود؛ فکر می‌کرد عثمان مظلوم واقع شده و می‌خواست با ظالم بجنگد، ولی در تطبیق ظالم و در مصداق اشتباه کرده است. اشتباهش را در کربلا اصلاح کرد؛ مظلوم حقیقی و ظالم حقیقی را شناخت. آمد در کنار مظلوم با ظالم جنگید. در صفین هم نیتش همین بود؛ یعنی زهیر در صفین هم مَنْ طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَهُ بود اما شمر در صفین برای استاندارشدن کنار علی علیه‌السلام آمده بود. برای دنیا آمده بود. خیال می‌کرد از این راه می‌تواند به دنیا برسد. اشتباهش را در کربلا جبران کرد؛ آمد در کربلا تا استاندار بشود. او که برای استاندارشدن کار می‌کند، برای دنیا فعالیت می‌کند؛ این طبیعت است. آن‌که برای مقابله با ظلم کار می‌کند، فطرت است. بر مبنایی که این بچه جواب داد شما درباره‌ی کمونیست‌ها چه فکر می‌کنید؟

کمونیست‌ها انقلابیونی هستند که طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه
کمونیست‌ها کفار بزرگ عالم‌اند. صریح‌ترین کافران، این‌ها هستند. این‌ها خدا را با تمام وجود انکار می‌کنند. امام(ره) درباره‌ی این‌ها می‌دانید چه گفت؟ در پیامش به گورباچف گفت این‌ها انقلابیون عالم را هفتاد سال در زندان خودشان نگه داشتند. «انقلابی» صفت مدح است، صفت ذم نیست. کمونیست‌ها مَنْ طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَهُ بودند. چرا؟ چون از روی آمریکا و اروپا به این نتیجه رسیدند که دین دکان است. آمریکا روی دلارش نوشته است In God We Trust [فقط توکل ما به خداست] We Trust فعل و فاعل است، In God قید است و در دستور زبان قید باید مؤخر و فعل و فاعل مقدم باشد. وقتی قید مقدم می‌شود، علامت حصر است؛ یعنی تکیه‌گاه ما خداست. In God We Trust؛ این‌ها این را می‌گویند و این کارها را هم می‌کنند؛ که این‌گونه از اسرائیل حمایت می‌کنند؛ حتی الان هم از شهرک‌سازی [صهیونیست‌ها] حمایت می‌کند. مصر، پیشنهاد موقوف‌شدن شهرک‌سازی را داد. از عجایب است که مصر این پیشنهاد را بدهد. می‌دانید چرا؟ وقتی حلب این‌طور آزاد شد این‌ها متوجه شدند که آمریکا دیگر ارزشی ندارد و نمی‌شود به آن‌ها تکیه کرد. آقای السیسی برای این‌که پایگاهی در مردم مصر پیدا کند، این پیشنهاد را داد و بر اساس این پیشنهاد ۱۴ رأی مثبت و یک رأی ممتنع دادند. رأی ممتنع برای آمریکا بود. بگذریم.

نفسِ مطرح‌بودنِ حقوق بشر علامت آشتی‌کردن انسان با حجت باطنه‌ است
ارتباط با حجت باطنه خیلی جای تتبع و تفحص دارد. حقوق بشر دقیقا یکی از علائم ظهور است. شما حقوق بشرِ دکانی و تجارتی را نگاه نکنید، مردم غیر از حکام هستند. حکام به حقوق بشر به عنوان یک ابزار سیاسی نگاه می‌کنند؛ منتها چرا این ابزار شده؟ به‌خاطر مردم. این را دقت بفرمایید. چون مردم با حجت باطنه‌شان آشتی کردند می‌گویند حقوق بشر، و چون مردم می‌گویند حقوق بشر وقتی می‌خواهند جمهوری اسلامی را زیر سؤال ببرند، از این راه حمله می‌کنند؛ از راهی که اگر مردم رعایت نکنند، زیر سؤال می‌روند. نفسِ این‌که حقوق بشر مطرح است علامت آشتی‌کردن انسان با حجت باطنه‌اش است؛ هر چند این‌ها این مسئله را علیه جمهوری اسلامی به کار ببرند. این‌ها علائم و بروز‌های حجت باطنه است. در این عالم، نظافت (النظافة من الایمان)، صداقت، عدم خیانت در امانت و رعایت امانتداری را می‌بینید. [اما نه در] حکام نه؛ حکام عموما مَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَه هستند، مردم طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه هستند.
طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه را باید جذب کرد و َمنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَه را باید دفع کرد
الان در عالم طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه خیلی زیاد است. بسیاری از این بی‌حجابی‌ها طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه هستند، نه َمنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَه؛ دلیلش هم این است که به روضه‌ی امام حسین که می‌آیند گریه می‌کنند. این‌که می‌گوییم جذب حداکثری کنیم و دفع حداقلی، به‌خاطر این است که اکثر مردم طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه هستند. طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه را باید جذب کرد. آن‌چه باید دفعش کرد طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَه است. ۵ درصد شما طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَه است. ۹۵ درصد طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه است. نباید این دشمنی‌ها را ما بزرگ کنیم.

علائم ظهور فراوان است؛ چون مردم با حجت باطنه‌شان آشتی کردند
به هر جهت علائم ظهور فراوان است که مردم با حجت باطنه‌شان آشتی کردند؛ صدق، مروت، حیا و... (۷۵ جُندِ عقل) را به وفور در عامه مردم (در طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَه) زیاد می‌بینیم. حکام طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَه هستند و حساب آن‌ها حساب دیگری است. شما از کسانی که کشور خارج رفتند سؤال کنید مسیحی‌ها چطور بودند؟ با مسیحیان معاشرت داشتید چه طور بودند؟ گاهی ده سال با این‌ها معارشت می‌کنید یک دروغ نمی‌شنوید. یک خیانت در امانت از این‌ها نمی‌بینید، یک ظلم نمی‌بینید. در وینِ اتریش بودم. آن موقع آقای نقره‌کار سفیر بود. قبلا هم استاندار فارس بود. برف سنگینی آمده بود. دیدم خانم‌های رفتگر با لباس رفتگری دارند رفته‌گری می‌کنند. شغل‌شان این است و حقوق می‌گیرند. دیدم آمدند کوچه‌ها را تمیز می‌کنند. گفتم آقای نقره‌کار جریان چیست؟ گفت اگر کسی برف خانه‌اش را جمع نکند و کسی روی آن بیفتد عضوی بشکند و خسارتی ببیند، باید تمام خسارت را صاحب‌خانه بدهد. خود این قانون الان حجت باطنه است؛ به‌همین دلیل به مجرد این‌که برف می‌آید این‌ها که قرارداد دارند می‌آیند قبل از این‌که کسی بیفتد آن را می‌روبند؛ یعنی برای کسی این‌‌جا افتاده این حق را قائل است و همین‌قانون‌گذاری‌اش علامت حجت باطنه است.
در لندن بودم. برای ایام دهه فجر مأموریت داشتم. چیزی خریده بودم می‌خواستم به هواپیما ببرم. خانمی آمد از پشت گیشه از من پرسید مسافری؟ و می‌خواهی این را همراهت ببری؟ گفتم بله. من را آورد در این گیشه. جنس‌ها را از من گرفت و جلوی دستگاه اتوماتیکش گرفت. مشخص کرد و از دخلش به من پول داد. گفت شما مالیات این‌ها را به انگلستان دادی، این مالیات‌ها برای صادرات نیست، برای مصرف داخلی است. چون می‌خواهی ببری نباید این را مالیات بدهی.
در اتریش دانشجویی که مسلمان و شیعه شده بود در دانشکده‌ی هنرهای زیبا درس می‌خواند. امتحانی که داشتند این بود که هم‌کلاسی، برهنه‌ی مادرزاد بنشیند روی مبلی تا او را نقاشی کند. این دانشجوی شیعه به یک عالم قضیه را گفت. و گفت اگر امتحان ندهم باید تغییر رشته بدهم و سنواتی که آمده‌ام را رها کنم، آیا می‌توانم این کار را انجام بدهم؟ آن عالم گفته بود نه، اما من با تهران تماس می‌گیرم و می‌پرسم آیا استثنایی چیزی برای این مسأله دارند؟ این دانشجو دیگر معطل نشد که از تهران جواب بیاید؛ نزد استاد رفت و گفت من مسلمان و شیعه شده‌ام. از عالم شیعه پرسیدم گفته است در اسلام این کار ممنوع است. اگر به من نمره نمی‌دهید، تغییر رشته می‌دهم. استاد گفت نمی‌خواهد امتحان بدهی و من بر اساس اطلاعات خودم به تو نمره می‌دهم. در حالی که این دانشجو از دین استاد بیرون رفته و استاد باید از او انتقام بگیرد؛ چه طور این حق را برای او قائل است که می‌خواهد دین انتخاب کند؟ حقوق بشر یعنی همین. آن‌ها اینند. این بشر است و جزء حقوقش این است که دین خودش را خودش انتخاب بکند. حالا این را انتخاب کرده. من از او انتقام نمی‌گیرم، به او سخت نمی‌گیرم. این‌ها علامت ظهور است. آقا اشتباه نکرده که این دوره می‌آید. درست فهمیده. این‌ها به دردش می‌خورند. چون ممکن است همین برهنه‌های امروز، فردا از عباد و زهاد آینده بشوند، فردا از عرفای خوب بشوند. نگاه به برهنگی‌شان نکنید. این‌ها در شب‌نشینی و فسادهای این‌طوری می‌روند، [اما] مغرض نیستند؛ نمی‌دانند. در مسیحی‌ها به وفور این افراد دیده می‌شود. در یهودی‌ها به‌ندرت این‌جوری است. کمونیست‌ها فراوان این‌طور دارند. کمونیست‌ها در موضع عدالت واقعاً عدالت‌گرا هستند. من با این‌ها هم‌زندانی بودم می‌دانم. آقای حجری با من هم‌زندانی بود. او تقریبا اسوه‌ی کمونیست‌ها بود. وقتی هم که در جمهوری اسلامی می‌خواستند کاندیدایی برای ریاست جمهوری انتخاب کنند کاندید حزب توده آقای حجری بود. به آقای حجری گفتم نظر شما درباره‌ی نمازخواندن من چیست؟ گفت آقای حائری! ما می‌گوییم دیوانه است. دیدش این است. روی غرض نمی‌گفت، روی بدبینی‌اش به دین می‌گفت. این‌ها به‌خاطر کاری که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها و دیگران کردند به این نتیجه رسیدند که اصلاً خالق، مخلوق است. این را یک چیزی را خلق کردند برای این‌که بتوانند جیب این‌ها را خالی کنند.

اگر دین حقیقی را ببینند فدایی می‌شود
این‌ها اگر یک دین حقیقی ببینند فدایی می‌شوند. از جمله‌ی این‌ها همین داعشی‌ها هستند. این‌ها کثیف‌ترین‌ها هستند، اما آدم نمی‌تواند پول بگیرد، برود انتحاری عمل کند. با عقل آدم جور در نمی‌آید. باورش این است. آقای بهلول گفت بعد از قضیه مسجد گوهرشاد در خانه یکی از اهل‌سنت متواری بودم؛ داشتم استراحت می‌کردم که در زدند. صاحب‌خانه دم در رفت. دیدم به صاحب‌خانه می‌گوید ملا گفته اگر ۱۹ تا از این رافضی‌ها را بکشی به بهشت می‌روی. من تا به حال ۱۸ نفر را کشته‌ام، بگذار این را هم بکشم تا به بهشت بروم! صاحب‌خانه گفت اگر قرار است بهشت بروی با همان ۱۸ تا می‌روی و اگر قرار نباشد بروی این را هم بکشی نمی‌روی. برو، این مهمان است، و او را بیرون کرد. این‌ها همه‌شان همین‌طور هستند: «ملا‌ گفته»؛ انا بایعنا محمدا علی الجهاد؛ این‌ها این‌اند. بسیاری از این‌ها عوض می‌شوند.

اگر دیدید مردم در مقابل لاحجت ایستاده‌اند این علامت ظهور است
بحثم این است کسی‌که به حجت باطنه‌اش ایمان نیاورد به حجت ظاهره‌اش هم ایمان نمی‌آورد. اگر می‌خواهیم ببینیم ظهور نزدیک است، باید رابطه‌ی مردم را با حجت باطنه تفحص کنیم. هر وقت دیدیم مردم به حجت باطنه‌شان نزدیک شدند و با آن آشتی کردند و باوفا شدند، آن‌وقت در کنار حجت باطنه ایستادگی می‌کند و لو بلغ ما بلغ. این علامت این است که اگر حجت ظاهره را هم ببیند با آن حجت نیز همین‌طور هستند. حجت، حجت است؛ چه ظاهره و چه باطنه.
اگر می‌خواهید بدانید رابطه‌ فرد با امام زمان چگونه است، باید ببینید رابطه‌ او با لاحجت چطور است. اگر کفر و طاغوت (لاحجت) را رد می‌کند و [در مقابل آن] می‌ایستد، نزدیک به حضرت است. اگر دیدید مردم در مقابل لاحجت ایستادند این علامت ظهور است. علامت این است که صلاحیت دارند. این‌که اهل‌سنت در سنتش، مسیحی در مسیحیتش و یهودی در یهودیتش ضعیف و بی‌اعتقاد می‌شود، دقیقا چون لاحجت بود ترک لاحجت کرده است؛ چون همه‌ی این‌ها لاحجت است. این‌که این‌ها از اعتقاداتشان دست برمی‌دارند، علامتِ خوبی‌شان است، علامت انحراف‌شان نیست. همین مسیحی از محبتش به عیسی دست برنداشته، اما از تثلیث دست برداشته است. شهرداری تهران در ایام کریسمس من را با اسقف ارامنه دعوت کرد. من مقداری درباره‌ی قرآن و عیسی صحبت کردم. اسقف هم بعد از من صحبت کرد. از اول تا آخر فقط درباره‌ی «پسر من» صحبت کرد؛ یعنی عیسی پسر خداست. حالا ارمنی‌ها و مسلمان‌ها از زن و مرد نشسته بودند. بعد از صحبت‌های اسقف گفتم آیا می‌توانم یک کلامِ دیگر بگویم؟ گفتند بله؛ رفتم پشت تریبون. گفتم ما درباره‌ی صفات انبیا و خصوصیات انبیا صحبت کردیم، درباره‌ی صفات خدا هیچ چیزی نگفتیم. من چند کلمه درباره‌ی صفات خدا می‌گویم؛ گفتم بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ. بعد از یک ساعت که اسقف گفته بود عیسی پسر خداست، [این سوره را] ترجمه کردم. ارامنه از تعجب محکم کف می‌زدند. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ اصلاً در حاقّ ذاتشان بود. این سوره، سوره‌ی عجیبی است. اصلاً مسیحی‌ها از این سوره چیزی برایشان نمانده است؛ چون خیلی زیبا حرف می‌زند.

*** جلوه‌هایی که در غرب می‌بینیم آیا جلوه به معنای رویکرد حجت باطنی به معنای عقل مورد اعتنای روایات دین است یا به معنای عقل ابزاری است؟
ابدا عقل ابزاری نیست، عقل فطری است. عقل ابزاری کجا می‌گوید «صدق»؟ عقل ابزاری، عقل معاویه است؛ که همیشه ببین کارت چگونه پیش می‌رود؛ این‌ها [مردم در غرب] که این نیستند؛ این‌ها به عقل دقیقا جاهایی که به ضررشان است عمل می‌کنند. شما می‌خواهید از این‌ها قالی بخرید، دقیقا عیوب قالی را که می‌داند به شما می‌گوید. این عقل ابزاری است؟ تمام عیوبِ قالی‌ا‌ش را که می‌خواهند به شما بفروشد، می‌گوید. وقتی می‌خواهی جنس بخری، عیب‌های آن را می‌گوید و می‌گوید از این نخر. واقعاً با صداقت با آدم حرف می‌زنند. اصلا آن‌جا که می‌روی مسلمان را می‌بینی. جمال الدین گفته بود آن جا اسلام بود مسلمان نبود، این‌جا مسلمان فراوان است اسلام نیست. من فکر می‌کنم اگر یک مدتی آن‌جا بمانید بعد می‌بینید آن‌جا که هستید مسلمان‌ترید تا وقتی که می‌آیید این‌جا. مثلاً آقای لَنسِل رهبر شیعیان اتریش روایت دیده که هفته‌ای دوبار گوشت بخورید. به این تقید دارد و همین را جدی عمل می‌کند. برای همین هم سالم مانده است. ما این‌قدر از روایات می‌بینیم، ولی جدی به آن عمل نمی‌کنیم. اگر به آقای لنسل یک مطلب بگویید که از اسلام است محکم می‌گیرد.
یک خانمی دیدم که بچه‌های قدونیم‌قد دارد. شوهرش هم مسلمان بود. او مسیحی بود و شیعه شده بود. خودش دکتر بود و شوهرش هم راننده‌ی سفارت. به خاطر این‌که شیعه بود، حاضر شده بود زن راننده بشود، در حالی که خودش مطب داشت. من به شوهرش گفتم خانم شما با این بچه‌های قدونیم‌قدو راضی است؟ گفت چرا از من می‌پرسی، از خودش بپرس. یک روز گفت من شما را مهمان می‌کنم شما از خانمم بپرس. رفتم آن‌جا. خانم مطب بود. یک همسایه‌ای از شیعیان آمد بچه‌هایش را نگه داشت تا خودش آمد. من این سؤال را از خانم پرسیدم؛ که آیا این بچه‌ها با موافقت شما بوده؟ یک کلمه گفت اگر نظر اسلام این است من همان را انجام می‌دهم. من دیدم این‌قدر باصداقت است گفتم شما هیچ وقت خواب ائمه را دیدی؟ گفت بله، خواب امام حسین را دیدم.

*کبرای فرمایش حضرت‌عالی قبول است، اما درباره قضاوت شما نسبت به جامعه‌ی شیعی خودمان؛ ما از مردان و زنان قدیمی می‌شنویم که مردم ما اهل صداقت و درستی بودند و هر چه به این سمت می‌آییم صداقت‌ها، راستی‌ها و تقیدها دارد کم می‌شود. شما چطور در عین حال معتقدید که اقبال مردم رو به حجت باطن بیش‌تر شده است؟
من اول جواب شما را دادم. شیعه در ۶۰ سال قبل چند تا شهید داشت؟ قبرستان‌ها چند تا شهید داشت؟

*اوایل انقلاب را قبول دارم اما الان شما آن را مستمر می‌دانید؟
اگر شهدای مدافع حرم نبودند حلب فتح‌ می‌شد؟ آقای پوتین می‌گوید اگر ایران نبود فتح نمی‌شد. پوتین که نمی‌خواهد دروغ بگوید. پوتین که خودش را در این قضیه پیروز می‌داند، می‌گوید مال ما نبود، مال شما بود. شهادت این‌ها کار کرد. همین داعشی‌ها که بغداد را محاصره کرده بودند، ارتش بغداد گفت ما شکستشان دادیم. می‌دانید داعشی‌ها چه گفتند؟ گفتند قاسم سلیمانی با هفتاد نفر آمد ما را شکست داد. این را به حساب خودتان نگذارید. حاج قاسم این‌طور نیست که پشت خط بایستد و بگوید بروید جلو. حاج قاسم خودش جلو می‌رود و می‌گوید من رفتم شما هم بیایید. این‌ها این طوری هستند. شیعیان شما الان الگو هستند. حزب الله هر چه دارد از شما دارد. یمن و سوریه هر چه دارد از شما دارد. این‌ها هم هرچه دارند از امام راحل دارند. امام راحل هم یک مرجع معمولی نبود.

*بازار ما الان دارد هر روز به حجت باطنش نزدیک‌تر می‌شود یا دورتر می‌شود؟
اگر این وجوهاتی که این بازاریان به شما می‌دهند تا درس بخوانید، اگر این‌ها نبود الان همه‌ی شما شده بودید سُنّی.(خنده حضار) می‌دانید چرا؟ سُنّی‌ها همه از دولت حقوق می‌گیرند. اول انقلاب اهل سنت ائمه جمعه سراسر دنیا را دعوت کردند تهران. امام جمعه کشورهای مختلف بودند. من با این‌ها خصوصی صحبت می‌کردم. می‌دانید این‌ها چه گفتند؟ گفتند: ما «ما وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ را تطبیق کردیم به غنائم جنگی، غلط کردیم!(خنده حضار). شما این را تطبیق دادید به کل درآمد و مستقل شدید. این‌که الان می‌توانید سرتان بالا بگیرید و مبارزه کنید به خاطر همین است.» چرا دروغ بگوییم؟ همین بازاری‌ها به‌ علما وجوهات می‌دادند. تمام هزینه شما را همین بازاری داده‌اند.

*شما هم قدیم را درک کردید هم امروز را؛ توده مردم قدیم را متدین‌تر می‌دانید یا امروزی را؟ قضاوت شخصی شما در این‌باره چیست؟
من نمی‌دانم شما چقدر با بازاری‌ها آشنا هستید. می‌دانید در بازاری‌ها کسانی هستند که اگر یک دینار وجوهاتشان کم و زیاد بشود، اصلاً به آن دست نمی‌زنند. حتی وقتی می‌خواهد به یک سید بدهد تا مرجع تقلیدش نگوید، نمی‌دهد.

*این‌ها دارند بیش‌تر می‌شوند یا کم‌تر؟
بازاری‌ها از شریف‌ترین مردم هستند.

*بازار هر روز دارد متدین‌تر می‌شود یا دارد از تدین خودش دور می‌شود؟
این بازار با این رفتاری که بانک‌ها باها آن می‌کنند، اگر کافر هم نشود خیلی خوب است.(خنده حضار) با این مالیات‌هایی که این‌جوری از این‌ها می‌گیرند، همین اندازه که می‌آید نمازی هم می‌خواند از اولیاء الله هستند.
** روایات علائم ظهور عمود کلام همین حرف‌هایی است که شما فرمودید، پس چرا در روایات در یک ریل دیگری به علائم ظهور پرداخته شده نه این‌هایی که شما فرمودید.
ائمه‌ی ما با افراد مختلف صحبت می‌کردند. وقتی می‌خواهی ببینی مطلبِ درستشان چیست، ببینید طرفشان کیست؟ یک دفعه با هشام بن حکم صحبت می‌کنند حرف‌هایی که به او می‌زنند غیر از حرف‌های با دیگران است. امام کاظم علیه‌السلام دیداری با هشام بن حکم دارد. من شمردم در این روایت چهل بار حضرت می‌گوید یا هشام! و در تمام این روایت از اول تا آخر درباره‌ی عقل صحبت می‌کند.
این‌که قرآن می‌فرماید لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ برای زمان ما نیست. امام زمان علیه‌السلام اگر قیام به سیف می‌کند نه برای این‌که مردم را مجبور به اسلام و دین بکند. ابدا این نیست. می‌خواهد اکراه به کفر را براندازد. چون لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ سر جایش است. می‌خواهد جو را جو لااکراهی بکند. این هم که می‌گوییم قیام به سیف می‌کند معنایش روشن است. ببینید؛ وقتی از زینب کبری در واقعه‌ی کربلا سؤال کردند چطور دیدی. گفت والله ما رایت الا جمیلا. چرا می‌گوید جمیلا؟ می‌گوید اصحاب ما آهنی بودند، آمدند در این کوره سرخشان کردند زیر پتک کوبیده شدند تا زوائد و ناخالصی‌هایشان رفت، آب‌‎دیده‌شان کردند و به شمشیر تبدیل شدند. این جمیل نیست؟ همین زن و بچه‌ها که رفتند، آهن رفتند و وقتی برمی‌گشتند شمشیر برگشتند.
کشور ما یک میل‌گردی بیش‌تر نبود. این مبارزاتی که کرد و بعد از هشت سال دفاع مقدس تبدیل شد به شمشیر. قیام به سیف او، این‌ها هستند. یک سیفش جمهوری اسلامی است، یک سیفش یمن، یک سیفش حزب الله لبنان است؛ حتی از شمال آفریقا هم یک سیف دارد، می‌آید مغرب. برای شما سیفتان سید خراسانی است که سید حسنی و اخلاقش هم حسنی است؛ که اگر معنایش، اخلاقش باشد خیلی معانی روشن می‌شود.
من نتیجه‌ی نهایی را به شما بگویم؛ این‌که در روایات آمده‌اند این علائم را گفته‌اند برای این است که مردم در زمان غیبت مصیبت‌زده هستند. آدم مصیبت‌زده را باید به یک صورتی تسلی داد. این علائم را برای تسلی گذاشته‌اند. از این جهت هم نگفتند برای الان است یا کی است. ائمه‌ی ما هیچ‌وقت نگفتند این علائم مربوط به زمان تو نیست و مربوط به بعد است. چرا؟ چون برای مردم خوب است که این‌ها نزدیک بدانند؛ انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا. اصلاً قریب دیدنش، قلب انسان را آرام می‌کند. می‌گوید من آقا را ببینم شکایت احوال به او می‌کنم. انشاءالله آقا می‌آید؛ و كانوا من قبل يستفتحون على الّذين كفروا؛ قبل از پیامبر مردم می‌گفتند این پیامبر می‌آید و برای ما فرج می‌شود. این روایات [علائم ظهور] به خاطر این است اما ما خودمان که می‌خواهیم استناد کنیم به مردم نگاه کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


کد مطلب: 66143

آدرس مطلب: http://bfnews.ir/vdcjtvem.uqemxzsffu.html

آينده روشن
  http://bfnews.ir