آينده روشن - آخرين عناوين انديشه :: نسخه کامل http://bfnews.ir/vsngrt194kjoa.pra.html Thu, 23 May 2019 19:04:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://bfnews.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط وب سايت خبری آينده روشن http://bfnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام وب سايت خبری آينده روشن آزاد است. Thu, 23 May 2019 19:04:35 GMT انديشه 60 سربازی انقلاب اسلامی یعنی تقویت اندیشه‌های مهدویت / لازمه حرکت در مسیر مهدویت وجود مبانی مهدوی است http://bfnews.ir/vdch-xnq.23n--dftt2.html به گزارش آینده روشن ، همزمان با ماه مبارک رمضان نشست اخلاق کارکنان سپاه ناحیه خاتم با حضور دکتر گرایی از اساتید موسسه حضرت امام خمینی (ره) قم برگزار شد.وی در ابتدای این مراسم با اشاره به مشاوره‌های صورت گرفته در جامعه امروزی بر لزوم مشاوره در زمینه کم و کاستی‌های جامعه اسلامی و انتخاب شغل بر اساس این کمبود‌ها تاکید کرد.حجت الاسلام والمسلمین دکتر گرایی در ادامه با بیان اینکه فعالیت‌ها ما چه بخواهیم و چه نخواهیم موجب تقویت و یا تضعیف یک نظام خواهد شد به شکل گیری و راه اندازی انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی رحمه الله علیه اشاره کرد و گفت:: پاساری از انقلاب حمایت آشکار از اندیشه مهدویت است.وی در ادامه با بیان اینکه فعالیت‌های صورت گرفته برای تقویت یا تضعیف نظام به دو دسته پنهان و آشکار تقسیم بندی می‌شود افزود: امروز وظیفه ما به عنوان سربازی که به صورت آشکارا از اندیشه مهدویت حمایت می‌کند این است که بدانیم کجای کار در جامعه اسلامی بر زمین مانده است و برای به ثمر رساندن ان تلاش کنیم.دکتر گرایی در ادامه با برشمردن لازمه‌ها و نشانه‌های ظهور حضرت، ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خاطر نشان کرد: لازمه حرکت در مسیر مهدویت وجود مبانی مهدوی است و باید برای فراگیری و تقویت این اندیشه‌ها تلاش کرد.استاد حوزه و دانشگاه در ادامه لباس سبز پاسداری را حمایت اشکار از اندیشه مهدویت دانست و گفت:: سربازی انقلاب اسلامی یعنی تقویت اندیشه مهدویت و ما وظیفه داریم این فرهنگ و اندیشه را توسعه دهیم که بشر برای رسیدن به سعادت نیازمند مرد الهی است.انتهای پیام/د ]]> انديشه Sun, 19 May 2019 12:28:16 GMT http://bfnews.ir/vdch-xnq.23n--dftt2.html اسلام ولایی با ظهور امام زمان(عج) همه زمین را فرا می‌گیرد http://bfnews.ir/vdcgnw9u.ak9334prra.html به گزارش آینده روشن حجت الاسلام «مرتضی قربانی» که به مناسبت ایام ماه رمضان و با موضوع تفسیر آیات مهدوی قرآن کریم انجام شد با اشاره به آیه ۵۵ سوره مبارکه نور، اظهار کرد: خداوند در این آیه می فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا  وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.» کارشناس مرکز تخصصی مهدویت ادامه داد: چنانچه در متن این آیه مشخص است، وعده خداوند شامل مومنینی می‌شود که عمل صالح انجام می دهند. قربانی با بیان اینکه برخی از افراد ایمان دارند اما عمل صالح انجام نمی دهد، تصریح کرد: در این آیه تاکید شده است که هم فرد باید مومن باشد و هم عمل صالح انجام دهد البته برعکس نیز وجود دارد برخی از افراد نیز کار خوب انجام می دهند اما ایمان واقعی به خداوند ندارد لذا شرط اول آن است که فردی ایمان داشته باشد سپس عمل صالح انجام دهد. وی با بیان اینکه مومنینی که عمل صالح انجام می‌دهند در برهه ای از زمان در تنگنای سخت از سوی ملحدان و مشرکان قرار می گیرند، افزود: این ظالمان جامعه را برای افراد صالح، تنگ می‌کنند که ممکن است این گروه های سالم داخلی و یا خارجی باشند که با اعمال خود، فضا را برای بندگی خداوند ناامن کنند. قربانی اضافه کرد: روزی خواهد رسید که گروه هایی که نامشان را ملحد، کفار یا ظالم می نامیم و با اعمال و رفتار خود فضای بندگی را برای مومنان تنگ کرده اند از بین رفته و مومنینی که عمل صالح انجام می دهند جایگزین آنها می شوند و جامعه صالح را تشکیل می دهند. ثمره این اتفاق به تصریح آیه مذکور امنیت است. این کارشناس مهدوی با بیان اینکه برای درک فضای این آیه، عملکرد و سرنوشت قوم نوح، شعیب، هود و صالح را مثال می زنند، گفت: این افراد در زمان حاکمان، فضای مناسبی برای بندگی خداوند نداشتند اما فضا بالعکس شد و خداوند آنها را بر ظالمان حاکم کرد و این ها توانستند مدتی جامعه سالم تشکیل دهند و در آن زندگی کنند. وی با بیان اینکه تحلیل هایی برای زمان تحقق این آیه شریفه انجام شده است، ابراز کرد: در روایتی از ائمه اطهار علیهم السلام آمده است که مصداق کامل این آیه در زمان ظهور امام زمان (عج) محقق خواهد شد و در آیات دیگر قرآن کریم نیز ارث بردن و جانشینی این بندگان مومن صالح مطرح شده است. قربانی تاکید کرد: خداوند در آیه ۱۰۵ سوره مبارکه انبیاء می فرماید: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!» و یا در آیه ۱۲۸ سوره مبارکه اعراف نیز آمده: «قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛ موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری خواهید و صبر کنید که زمین ملک خدا است، آن را به هر کس از بندگان خود خواهد به میراث دهد، و حسن عاقبت مخصوص اهل تقواست.» این کارشناس مرکز تخصصی مهدویت تصریح کرد: این جانشینی و حاکمیت مومنانی که عمل صالح انجام می دهند، تمام زمین را شامل می شود لذا تا قبل از ظهور امام زمان (عج) محقق نمی شود و اگر در بعد از بعثت نیز نمونه‌های وجود داشته باشد به دلیل آن که محدود به منطقه خاص بوده است، مصداق این آیه نمی شود. وی در پایان خاطر نشان کرد: بر اساس آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا؛ امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما پذيرفتم» اسلام ولایی، دین مورد رضایت خداوند است که براساس آیات مطرح شده، در زمان ظهور امام زمان (عج) تمام کره زمین را فرا خواهد گرفت. پایان پیام/141 ]]> انديشه Sun, 19 May 2019 11:25:11 GMT http://bfnews.ir/vdcgnw9u.ak9334prra.html اجرای طرح «به عشق آمدنت قدمی برمی‌دارم» در نمایشگاه قرآن http://bfnews.ir/vdcfjmde.w6dvvagiiw.html به گزارش آینده روشن حجت الاسلام «حسین عباسعلی پور» مسئول غرفه بنیاد مهدی موعود(عج) در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم و مدیر بنیاد استان تهران، این غرفه در ایام برگزاری نمایشگاه با برنامه های تخصصی زیر پذیرای میهمانان و علاقه مندان به حوزه مهدویت است: 1 . برنامه رونمایی از کتاب «مبانی قرآنی بیانیه گام دوم مقام معظم رهبری(مدظله العالی)» تألیف حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی از ساعت 21:30 روز دوشنبه سی ام اردیبهشت در سالن نشست های تخصصی نمایشگاه؛2 . برگزاری نشست های تخصصی «قرآن و مهدویت» با رویکرد مباحث تمدنی، سبک زندگی مهدوی و شعار سال رونق اقتصادی در سالن نشست های تخصصی نمایشگاه؛3 . برگزاری گفتگوهای مهدوی با عنوان «شاخص های جوانان منتظر» در روزهای شنبه و دوشنبه و چهارشنبه هفته دوم نمایشگاه در محل غرفه وزارت ورزش و جوانان؛ بنابراین گزارش علاوه بر برنامه های فوق، برگزاری مسابقه آیه های نور، ختم روزانه قرآن کریم برای هدیه به حضرت حجت(عج) به همراه تفسیر آیات مهدوی، معرفی نمونه محصولات و آثار بنیاد، برگزاری میزهای مشارکت های مردمی، ثبت نام دوره ها ی مهدویت، پرسش و پاسخ مهدوی از برنامه هایی است که همه روزه در غرفه بنیاد برگزار می شود. اجرای برنامه «به عشق آمدنت قدمی برمی دارم» از دیگر برنامه های این غرفه است که طی آن مخاطبان در برگه های طراحی شده مطالبی در خصوص موضوع نوشته و با آن عکس می گیرند و این تصویر در صفحه اینستاگرامی بنیاد استان تهران بارگذاری می شود.پایان پیام/141 ]]> انديشه Sun, 19 May 2019 10:17:12 GMT http://bfnews.ir/vdcfjmde.w6dvvagiiw.html تمدن مهدوی بر پایه اخلاق و معنویت پایه‌ریزی شده است http://bfnews.ir/vdcdxs05.yt0996a22y.html به گزارش آینده روشن، به نقل از ستاد خبری بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم، حجت‌الاسلام والمسلمین محمود متوسل اظهار کرد: در همه حکومت‌ها و تمدن‌ها دو مسئله سخت افزار و نرم افزار مورد توجه است؛ سخت افزار امکانات و تجهیزاتی است که تمدن‌ها برای پیشرفت و توسعه خود به مهیا می‌کنند و نرم افزار فکر و اندیشه و ارزش‌هایی است که تمدن بر پایه آن استوار می‌شود.متوسل با بیان اینکه تمدن مهدوی بر پایه کرامت انسان‌ها پایه گذاری شده است ادامه داد: خداوند برای انسان‌ها دو نوع کرامت قرار داده که شامل کرامت ذاتی و کرامت اکتسابی است؛ کرامت ذاتی همان عقل است که به انسان داده و به هیچ موجود دیگری نداده و به وسیله آن انسان را نسبت به سایر موجودات برتری داده است.وی ادامه داد: کرامت اکتسابی انسان‌ها با تلاش و تمرین به دست می‌آید و آن، تقوا است و تقوا که پس از «ایمان» و «عمل صالح» پرکاربردترین واژه در قرآن کریم است، حیطه وسیعی دارد که فراتر از پرهیزکاری است و یک حیطه و ملکه نفسانی محسوب می‌شود.متوسل با طرح این سوال که «آیا آرمان مهدوی در رسالت پیامبران سابقه داشته یا نه»، گفت: بر اساس روایات معتقدیم پیامبران آمده‌اند که بشر را با تزکیه و تعلیم به کرامت برسانند و کرامت اخلاقی را در جامعه ترویج دهند.وی با بیان اینکه دولت و حکومت مهدوی بر پایه اخلاق و معنویت است، گفت: اگر انسان بتواند عقلانیت را بر شهوانیت و مادیت ترجیح دهد، می‌تواند خود را مدعی ظهور بداند و گرنه چنین جامعه‌ای نمی‌تواند زمینه ساز ظهور باشد.بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم با شعار «قرآن معنای زندگی» همزمان با ماه مبارک رمضان از ۲۱ اردیبهشت تا ۴ خرداد در مصلای حضرت امام خمینی (ره) در حال برپایی است.انتهای پیام/141 ]]> انديشه Sun, 19 May 2019 05:43:56 GMT http://bfnews.ir/vdcdxs05.yt0996a22y.html دلیل غیبت امام زمان (عج) چیست؟ http://bfnews.ir/vdccs1qm.2bqee8laa2.html به گزارش آینده روشن، متن زیر جلسه چهل و نهم از سلسله مباحث مهدویت است که توسط حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی ایراد شده است.یکی از مسائلی که در دوره غیبت کبری مطرح است این سوال است که چرا امام زمان غائب شده اند؟اصولاً وقتی این سوال مطرح می‌شود می‌تواند دو رویکرد داشته باشد. یکی اینکه این سوال اعتراضی باشد و ما به غیبت اعتراض داشته باشیم. سوال اینگونه مطرح می‌شود که منافع زیادی با ظهور ایشان وابسته است لذا چرا ایشان غایب شده است و آیا این با عدل و حکمت خدا سازگاری دارد؟ این نوع رویکر صبغه اعتراض دارد که می‌گوییم نباید این اتفاق می‌افتاد.رویکرد دوم استفهامی است. ما می‌خواهیم دلیل و حکمت این مطلب را بدانیم. ما خداوند را حکیم می‌دانیم که حقیقتی است که کار عبث و بی فایده انجام نمی‌دهد؛ بنابراین سوال اینگونه است که این غیبت چه حکمتی دارد؟ مسئله ما در پاسخ به سوال اولیه مطرح شده، استفهامی است.قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهیم ۵ نکته را بیان می‌کنیم.نکته اول اینکه اینطور نیست که غیبت امام عصر، تنها اختصاص به امت اسلامی داشته باشد. سابقاً در بحث‌های گذشته گفتیم که مسئله غیبت در بین انبیا و اولیا پیشینه دارد و اینگونه نیست که فقط اختصاص به اسلام داشته باشد. از جمله شخصیتی که مشهور است جاب یوسف (ع) است.دوم اینکه مسئله غیبت امام زمان از معدود مسائلی است که همه معصومین نسبت به آن اظهار نظر کرده اند. از پیامبر تا امام حسن عسکری (ع) راجع به غیبت امام زمان روایت داریم. در این مورد هم قبلاً بحث کرده ایم.سومین نکته این است که مراد از غیبت امام، عدم ظهور است، نه عدم حضور. به این معنا که امام دیده نمی‌شود نه اینکه نیست، هست، اما دیده نمی‌شود.چهارمین مطلب این است که عدم ظهور به معنای ناشناسی است، نه ناپیدایی. اینطور نیست که جسم امام دیده نشود. بلکه جسم مبارک حضرت، دیده می‌شود، اما شناخته نمی‌شود. کماینکه این قضیه در مورد جناب یوسف سابقه داشته است.امام صادق می‌فرماید «إنّ فی القائم شبه من یوسف إنّ اخوه یوسف کانوا أسباطاً اولاد انبیاء تاجروا یوسف و بایعوه و هم اخوته و هو اخوهم فلم یعرفوه حتی قال لهم أنا یوسف...» یعنی قائم (عج) شباهتی با یوسف دارد. برادران یوسف با این که پیغمبر زاده و برادر یوسف بودند و او نیز برادرشان بود، با او تجارت و خرید و فروش کردند و او را نشناختند، تا این که یوسف، خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم ...این معنا را قرآن کریم در سوره یوسف آیات ۸۹ و ۹۰ بیان می‌کند. «قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ؛ قَالُوا أَإِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَهَذَا أَخِی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» یعنی گفت آیا دانستید وقتی که نادان بودید با یوسف و برادرش چه کردید؛ گفتند آیا تو خود یوسفی گفت [آری]من یوسفم و این برادر من است به راستی خدا بر ما منت نهاده است بی‏ گمان هر که تقوا و صبر پیشه کند خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی ‏کند؛ بنابراین امام صادق در این بیان شباهت، بر ناشناسی تاکید دارند، نه ناپیدایی.آخرین نکته این است که اگر ما ادله‌ای مبنی بر اینکه «چرا امام غایب است؟» را مطرح می‌کنیم، این ادله یک پاسخ درون گروهی و خاص شیعیان است. یعنی سوال ما استفهامی است که شخص سوال کننده معتقد به امامت حضرت است و معتقد به حیات و زنده بودن امام است.با حفظ این پنج مقدمه، حکمت‌های غیبت امام را عرض خواهیم کرد. چیز‌هایی که بیان می‌شود چند تاست و این‌ها علت تامه نیستند، بلکه وجهی از وجوه غیبت امام است.حکمت غیبت از دو دیدگاه قابل بررسی است. اولی دیدگاه عقل است و دومی از دیدگاه روایات است. ما اول دیدگاه نقل را مطرح می‌کنیم و بعد در زمان دیگری بحث عقل را مطرح خواهیم کرد.اولین پاسخی که از ادله نقلی بیان می‌کنیم این است که به استناد برخی از روایات رازی است که جز پس از ظهور امام کشف نمی‌شود. یعنی ما در دوره غیبت نمی‌دانیم چرا امام غائب شده اند، ولی وقتی امام ظهور پیدا بکند، چرایی مسئله روشن می‌شود.عبدالله ابن فضل هاشمی روایتی از امام صادق نقل می‌کند که «ان لصاحب هذا الامر غیبه لابد منها یرتاب فی‌ها کل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال: لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم قلت. فما وجه الحکمه فی غیبه؟ قال وجه الحکمه فی غیبه وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله ـ تعالی ذکره ـ ان وجه الحکمه فی ذلک لاینکشف الا بعد ظهوره کما لم ینکشف وجه الحکمه فیما آتاه الخضر (ع) من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی (ع) الی وقت افتراقهما»یعنی همانا برای صاحب الامر غیبتی تخلف ناپذیر است، به طوری که اهل باطل در آن تردید می‌کنند. عرض کردم: یا بن رسول الله! چرا غیبت می‌کند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت‌های پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر می‌شود، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر، و کشتن آن بچه، و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند.امام حسن عسکری (ع) طی روایتی طولانی به جناب احمد ابن اسحاق فرمودند «یا أحمد بن إسحاق هذا: أمر من أمر الله، وسر من سر الله، و غیب من غیب الله، فخذ ما آتیتک و اکتمه وکن من الشاکرین تکن معنا غدا فی علیین» یعنی‌ای أحمد بن اسحاق، این امری است از امر خدا و رازی است از راز و اسرار خدا، و غیبی است از غیب‌های خدا، آنچه را که به تو گفتم دریاب، و آنرا نهان دار، و از سپاسگزاران باش، روز قیامت در علیین با ما خواهی بود.پیامبر (ص) به جابر ابن عبدالله انصاری فرمودند «یا جابر! ان هذا الامر من امر الله و سر من الله مطوی عن عباده فایاک و الشک فی امر الله فهو کفر» یعنی‌ای جابر! (غیبت امام زمان) سری از اسرار الهی می‌باشد که بر بندگان پوشیده است، مبادا در امر خدا شک کنی، چرا که تردید در امر خدا کفر است؛ لذا اگر بخواهیم در این مسئله شک کنیم، به معنی انکار حکیم بودن الهی است که کفر است؛ بنابراین اولین نکته‌ای که حضرات در حکمت غیبت بیان می‌کنند مسئله «سری از اسرار الهی» بودن است.دومین نکته‌ای که می‌شود بین روایات پیدا کرد این است که غیبت برای برای امتحان و آزمایش خلایق ذکر می‌کنند. مسئله ابتلا و آزمایش یکی از سنت‌های الهی است. تدبیر امور خلقت بر اساس قواعدی است که لایتغیر و لایتبدل است. یکی از آن سنت‌های الهی ابتلا است. دو آیه در این مورد ذکر می‌کنیم.سوره مبارکه ملک آیه ۲ می‌فرماید «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» یعنی خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر (و خلوص اعمالش بیشتر) است و او مقتدر و بسیار آمرزنده است.سوره مبارکه عنکبوت آیه ۲ می‌فرماید «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ» یعنی آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آورده‌ایم رهاشان کنند و هیچ امتحانشان نکنند؟ و محققا ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملا می‌شناسد.اول اینکه ابتلا و امتحان سنتی است که برای جن و ملک بوده است کمااینکه امر به سجده برای ابلیس (که از جن بود) و ملائک آمد. دوم اینکه ابتلا و امتحان برای انبیاء بوده است کمااینکه ابتلا حضرت ابراهیم دیر هنگام صاحب اولاد می‌شود و پس از آن دستور ذبح آن داده می‌شود. سوم اینکه امت‌ها هم دچار ابتلا می‌شوند، امت حضرت صالح با ناقه امتحان شدند.امام و معصوم می‌فرمایند یکی از حکمت‌های غیبت حضرت، ولی عصر، مسئله ابتلای امت است.زراره از امام صادق نقل می‌کند که می‌فرمایند «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: إِنَّ لِلْغُلاَمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَةُ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ اَلَّذِی یُشَکُّ فِی وِلاَدَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلاَ خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ اَلشِّیعَةَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ اَلْمُبْطِلُونَ»یعنی زراره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: برای آن جوان پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است عرضکردم: چرا؟ فرمود: میترسد - و با دست اشاره بشکم خود کرد- (یعنی میترسد شکمش را پاره کنند) سپس فرمود:‌ای زراره! اوست که چشم براهش باشند، و اوست که در ولادتش تردید شود: برخی گویند: پدرش بدون فرزند مرد، و برخی گویند: در شکم مادر بود (که پدرش وفات یافت و سپس هم بدنیا نیامد) و برخی گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شد و اوست که در انتظارش باشند، ولی خدای عز و جل دوست دارد شیعه را بیازماید» در زمان (غیبت) است‌ای زراره که اهل باطل شک می‌کنند.انتهای پیام/141 ]]> انديشه Sun, 19 May 2019 05:27:47 GMT http://bfnews.ir/vdccs1qm.2bqee8laa2.html حکمت های غیبت امام عصر(عج)/ غیبت امام سرّی از اسرار الهی است http://bfnews.ir/vdcbgfbz.rhb00piuur.html به گزارش آینده روشن متن زیر جلسه چهل و نهم از سلسله مباحث مهدویت است که توسط حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی ایراد شده است.یکی از مسائلی که در دوره غیبت کبری مطرح است این سوال است که چرا امام زمان غائب شده اند؟اصولاً وقتی این سوال مطرح می شود می تواند دو رویکرد داشته باشد. یکی اینکه این سوال اعتراضی باشد و ما به غیبت اعتراض داشته باشیم. سوال اینگونه مطرح می شود که منافع زیادی با ظهور ایشان وابسته است لذا چرا ایشان غایب شده است و آیا این با عدل و حکمت خدا سازگاری دارد؟ این نوع رویکر صبغه اعتراض دارد که می گوییم نباید این اتفاق می افتاد.رویکرد دوم استفهامی است. ما می خواهیم دلیل و حکمت این مطلب را بدانیم. ما خداوند را حکیم می دانیم که حقیقتی است که کار عبث و بی فایده انجام نمی دهد. بنابراین سوال اینگونه است که این غیبت چه حکمتی دارد؟ مسئله ما در پاسخ به سوال اولیه مطرح شده، استفهامی است.قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهیم ۵ نکته را بیان می کنیم.نکته اول اینکه اینطور نیست که غیبت امام عصر، تنها اختصاص به امت اسلامی داشته باشد. سابقاً در بحث های گذشته گفتیم که مسئله غیبت در بین انبیا و اولیا پیشینه دارد و اینگونه نیست که فقط اختصاص به اسلام داشته باشد. از جمله شخصیتی که مشهور است جاب یوسف(ع) است.دوم اینکه مسئله غیبت امام زمان از معدود مسائلی است که همه معصومین نسبت به آن اظهار نظر کرده اند. از پیامبر تا امام حسن عسکری(ع) راجع به غیبت امام زمان روایت داریم. در این مورد هم قبلاً بحث کرده ایم.سومین نکته این است که مراد از غیبت امام، عدم ظهور است، نه عدم حضور. به این معنا که امام دیده نمی شود نه اینکه نیست، هست اما دیده نمی شود.چهارمین مطلب این است که عدم ظهور به معنای ناشناسی است، نه ناپیدایی. اینطور نیست که جسم امام دیده نشود. بلکه جسم مبارک حضرت، دیده می شود اما شناخته نمی شود. کماینکه این قضیه در مورد جناب یوسف سابقه داشته است.امام صادق می فرماید «إنّ فی القائم شبه من یوسف إنّ اخوه یوسف کانوا أسباطاً اولاد انبیاء تاجروا یوسف و بایعوه و هم اخوته و هو اخوهم فلم یعرفوه حتی قال لهم أنا یوسف...» یعنی قائم (عج) شباهتی با یوسف دارد. برادران یوسف با این که پیغمبر زاده و برادر یوسف بودند و او نیز برادرشان بود، با او تجارت و خرید و فروش کردند و او را نشناختند، تا این که یوسف، خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم ...این معنا را قرآن کریم در سوره یوسف آیات ۸۹ و ۹۰ بیان می کند. «قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ؛ قَالُوا أَإِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَهَذَا أَخِی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» یعنی گفت آیا دانستید وقتی که نادان بودید با یوسف و برادرش چه کردید؛ گفتند آیا تو خود یوسفی گفت [آری] من یوسفم و این برادر من است به راستی خدا بر ما منت نهاده است بی‏ گمان هر که تقوا و صبر پیشه کند خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی ‏کند.بنابراین امام صادق در این بیان شباهت، بر ناشناسی تاکید دارند، نه ناپیدایی.آخرین نکته این است که اگر ما ادله ای مبنی بر اینکه «چرا امام غایب است؟» را مطرح می کنیم، این ادله یک پاسخ درون گروهی و خاص شیعیان است. یعنی سوال ما استفهامی است که شخص سوال کننده معتقد به امامت حضرت است و معتقد به حیات و زنده بودن امام است. با حفظ این پنج مقدمه، حکمت های غیبت امام را عرض خواهیم کرد. چیزهایی که بیان می شود چند تاست و اینها علت تامه نیستند، بلکه وجهی از وجوه غیبت امام است.حکمت غیبت از دو دیدگاه قابل بررسی است. اولی دیدگاه عقل است و دومی از دیدگاه روایات است. ما اول دیدگاه نقل را مطرح می کنیم و بعد در زمان دیگری بحث عقل را مطرح خواهیم کرد.اولین پاسخی که از ادله نقلی بیان می کنیم این است که به استناد برخی از روایات رازی است که جز پس از ظهور امام کشف نمی شود. یعنی ما در دوره غیبت نمی دانیم چرا امام غائب شده اند ولی وقتی امام ظهور پیدا بکند، چرایی مسئله روشن می شود.عبدالله ابن فضل هاشمی روایتی از امام صادق نقل می کند که «ان لصاحب هذا الامر غیبه لابد منها یرتاب فیها کل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال: لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم قلت. فما وجه الحکمه فی غیبه؟ قال وجه الحکمه فی غیبه وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله ـ تعالی ذکره ـ ان وجه الحکمه فی ذلک لاینکشف الا بعد ظهوره کما لم ینکشف وجه الحکمه فیما آتاه الخضر (ع) من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی (ع) الی وقت افتراقهما»یعنی همانا برای صاحب الامر غیبتی تخلف ناپذیر است، به طوری که اهل باطل در آن تردید می کنند. عرض کردم: یا بن رسول الله! چرا غیبت می کند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت های پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر می شود، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر، و کشتن آن بچه، و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند.امام حسن عسکری(ع) طی روایتی طولانی به جناب احمد ابن اسحاق فرمودند «یا أحمد بن إسحاق هذا : أمر من أمر الله، وسر من سر الله، و غیب من غیب الله، فخذ ما آتیتک و اکتمه وکن من الشاکرین تکن معنا غدا فی علیین» یعنی ای أحمد بن اسحاق، این امری است از امر خدا و رازی است از راز و اسرار خدا، و غیبی است از غیب های خدا، آنچه را که به تو گفتم دریاب، و آنرا نهان دار، و از سپاسگزاران باش، روز قیامت در علیین با ما خواهی بود.پیامبر(ص) به جابر ابن عبدالله انصاری فرمودند «یا جابر! ان هذا الامر من امر الله و سر من الله مطوی عن عباده فایاک و الشک فی امر الله فهو کفر» یعنی ای جابر! (غیبت امام زمان) سری از اسرار الهی می باشد که بر بندگان پوشیده است، مبادا در امر خدا شک کنی، چرا که تردید در امر خدا کفر است.لذا اگر بخواهیم در این مسئله شک کنیم، به معنی انکار حکیم بودن الهی است که کفر است.بنابراین اولین نکته ای که حضرات در حکمت غیبت بیان می کنند مسئله «سری از اسرار الهی» بودن است.دومین نکته ای که می شود بین روایات پیدا کرد این است که غیبت برای برای امتحان و آزمایش خلایق ذکر می کنند. مسئله ابتلا و آزمایش یکی از سنت های الهی است. تدبیر امور خلقت بر اساس قواعدی است که لایتغیر و لایتبدل است. یکی از آن سنت های الهی ابتلا است. دو آیه در این مورد ذکر می کنیم.سوره مبارکه ملک آیه ۲ می فرماید «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» یعنی خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر (و خلوص اعمالش بیشتر) است و او مقتدر و بسیار آمرزنده است.سوره مبارکه عنکبوت آیه ۲ می فرماید «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ» یعنی آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آورده‌ایم رهاشان کنند و هیچ امتحانشان نکنند؟ و محققا ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملا می‌شناسد.اول اینکه ابتلا و امتحان سنتی است که برای جن و ملک بوده است کمااینکه امر به سجده برای ابلیس(که از جن بود) و ملائک آمد. دوم اینکه ابتلا و امتحان برای انبیاء بوده است کمااینکه ابتلا حضرت ابراهیم دیر هنگام صاحب اولاد می شود و پس از آن دستور ذبح آن داده می شود. سوم اینکه امت ها هم دچار ابتلا می شوند، امت حضرت صالح با ناقه امتحان شدند.امام و معصوم می فرمایند یکی از حکمت های غیبت حضرت ولی عصر، مسئله ابتلای امت است.زراره از امام صادق نقل می کند که می فرمایند «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: إِنَّ لِلْغُلاَمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَةُ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ اَلَّذِی یُشَکُّ فِی وِلاَدَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلاَ خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ اَلشِّیعَةَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ اَلْمُبْطِلُونَ»یعنی زراره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: برای آن جوان پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است عرضکردم: چرا؟ فرمود: میترسد - و با دست اشاره بشکم خود کرد-(یعنی میترسد شکمش را پاره کنند) سپس فرمود: ای زراره! اوست که چشم براهش باشند، و اوست که در ولادتش تردید شود: برخی گویند: پدرش بدون فرزند مرد، و برخی گویند: در شکم مادر بود (که پدرش وفات یافت و سپس هم بدنیا نیامد) و برخی گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شد و اوست که در انتظارش باشند ولی خدای عز و جل دوست دارد شیعه را بیازماید» در زمان (غیبت) است ای زراره که اهل باطل شک می کنند.انتهای پیام/ 141 ]]> انديشه Sat, 18 May 2019 10:51:32 GMT http://bfnews.ir/vdcbgfbz.rhb00piuur.html دلیل فقهی و حرمت اخلاقی در بردن نام حضرت مهدی(عج) http://bfnews.ir/vdcjhtea.uqemizsffu.html به گزارش آینده روشن، حجت‌الاسلام محمدجواد سید آبادی، استاد مرکز تخصصی مهدویت مشهد، شامگاه گذشته ۲۵ اردیبهشت‌ماه در نشست تخصصی «امام مهدی(عج) در قرآن» که در حاشیه چهاردهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت مشهد برگزار شد، اظهار کرد: ۵۰۰ آیه تفسیری، تعمیمی، تعبیری و تطبیقی در قرآن کریم داریم که به امامت حضرت مهدی(عج) اشاره می‌کند.وی افزود: آیه ۵۹ سوره نساء نیز از جمله آیاتی است که هم مسئله امامت خاصه و هم مسئله امامت عامه را مطرح می‌کند و بسیاری از آیات را هم که همه ما با آن آشنایی داریم مانند آیه «بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» که از جمله آیات تعمیمی است که یکی از القاب حضرت(ع) نیز در این آیه آمده است.این استاد حوزه عنوان کرد: این آیه، آیه تفسیری نیست که برای خود حضرت آمده باشد، در واقع آیه برای قوم شعیب و برای معاملات اقتصادی که انجام می‌دادند و سودی که می‎بردند نازل شده است، گفتند که «این باقی مانده سودش برای شما خیر است». اما ائمه این آیه را تعمیم دادند به امام عصر و فرمودند: «چه باقی مانده‌ای بهتر از امام عصر برای مومنان، شیعیان و اهل زمین؟» آیه دیگر نیز آیه «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ» است.استاد مرکز تخصصی مهدویت مشهد در تشریح امامت خاصه حضرت مهدی(عج) گفت: وقتی خاتم الانبیاء(ص) می‌خواستند نام حضرت مهدی(عج) را بیاورند نام تک تک ائمه را می‎آوردند اما به نام امام حسن عسگری(ع) که رسیدند سپس با کنایه صحبت کردند و نگفتند محمد ابن علی، بلکه فرموردن آنکس که همنام من و هم کنیه من است.سیدآبادی در خصوص چرایی اینکه بردن نام حضرت مهدی(عج) جایز نیست، بیان کرد: دو دسته روایات داریم که یک دسته صریحا نام حضرت را می‌آورند و دسته‌ای دیگر با کنایه نام ایشان را بیان می‌کنند. یک دسته از آیات بردن نام حضرت را جایز نمی‌شمارند اما برخی از روایات منعی در این موضوع ندارند.شیوه امام حسن عسگری(ع) برای معرفی امام عصر(عج)وی اظهار کرد: «عقیقه» یکی از تأکیدات دین اسلام است که حتی اگر پدر و مادر وسعت مالی نداشتند فرد می‌تواند در بزرگسالی خود را عقیقه کند و به این امر توصیه شده است، لذا وقتی وجود مقدس حضرت مهدی(عج) متولد شد، امام حسن عسگری حضرت را عقیقه کردند و در برخی روایات داریم که حضرت برای ایشان ۳۰۰ گوسفند قربانی کردند.سیدآبادی گفت: از آنجا که امر ولایت حضرت مهدی(عج( مخفی بود و امکان علنی شدن وجود نداشت، لذا این بهترین راه بود تا حضرت در بین شیعیان معرفی شوند. روایت شده که حضرت گوشت قربانی را برای شیعیان می‌فرستادند و به فرستنده می‌فرمودند: «بگو این گوشت عقیقه فرزند امام حسن عسگری(ع) به نام محمد است.» لذا خود امام حسن عسگری(ع) با صراحت اسم حضرت مهدی (عج) را آورده‌اند که این نیز از همان دست آیات روایی را شامل می‎شود که با صراخت اسم حضرت آمده است.وی اظهار کرد: در این خصوص با یک مثال می‌توان این مسئله را تبیین کرد. اگر ما بخواهیم نام یکی از بزرگان و علمای اعلا را ببریم آیا فرد را با نام کوچک خطاب می‌کنیم؟ البته که اینطور نیست. لذا خطاب کردن وجود مقدس امام عصر(عج) که ولی خدا هستند با نام ایشان به لحاظ حرمت اخلاقی جایز نیست .سیدآبادی اضافه کرد :حضرت مهدی(عج) دارای ۱۸۲ اسم، لقب و کنیه هستند و مهدی نیز از القاب حضرت است، لذا وقتی می‌خواهیم نام حجت و ولی خدا را ببریم، اخلاق به ما این اجازه را نمی‌دهد تا اسم ایشان را خطاب کنیم.توجه امام عصر(عج) به شیعیاناستاد مرکز تخصصی مهدویت مشهد گفت: پیامبر(ص) درباره خصوصیات حضرت مهدی(عج) می‌فرمایند: «آخرین فرستاده و حجت خدا کسی است که از بین شیعیانش غایب می‌شود». اینجا این سوال پیش می‌آید که امام غائب چه نفعی برای شیعیان دارد؟این استاد حوزه افزود: از امام صادق(ع) سوال کردند: «مردم در زمان غیبت چگونه از امام غایب بهره‌مند می‌شوند؟ آن حضرت فرمود: «همچنان که از خورشید، هنگامی که در پشت ابرهاست، بهره‌مند می گردند». حضرت سلیمان از امام صادق(ع) و آن حضرت از پدر بزرگوارش امام باقر(ع) و آن حضرت از امام زین العابدین(ع) نقل می‌کند که حضرتش فرمودند: «و ما اهل بیت پیامبر(ص) پیشوایان امّت اسلام، حجّت‌های خدا بر جهانیان، آقای اهل ایمان، پیشوای روسفیدان و سرپرست مؤمنانیم. ما امان برای اهل زمین هستیم؛ همچنان که ستارگان امان برای اهل آسمانند. ما کسانی هستیم که خدا به واسطه ما آسمان را بر فراز زمین نگه داشت و اهل زمین را از هلاکت نجات بخشیده است. به واسطه ما باران می‌بارد و رحمت خدا منتشر می‌شود و زمین برکاتش را بیرون می‌آورد و اگر نبود در هر عصر و زمانی امامی از ما اهل‌بیت در زمین، زمین اهلش را فرو می‌برد و هلاک می‌کرد».وی گفت: در زمان شیخ مفید زنی که بارداربود از دنیا رفت اما فرزند درون شکمش هنوز زنده بود و قلبش کار می کرد. پیش شیخ مفید رفتند و از وی برای کسب تکلیف پرسیدند. شیخ فتوا دادند که مادر را با فرزند داخل شکمش دفن کنید. مدتی بعد که به محضر شیخ رفتند گفتند: «همانطور که سفارش کردید شکم زن را شکافتیم و طفل را خارج و مادر را دفن کردیم. شیخ گفت اما فتوای من این نبود. همراهان گفتند: پس از اینکه از پیش شما رفتیم شخصی از جانب شما رسید و به ما این دستور را داد».استاد مرکز تخصصی مهدویت مشهد ادامه داد: وقتی شیخ خصوصیات فرد فرستاده را جویا شد، مطلع می‌گردد که امام عصر(عج) بوده و به اینکه فتوای اشتباه داده پی برد. لذا از فتوا دادن صرف نظر کرد تا اینکه نامه‌ای از امام عصر(عج) به شیخ مفید رسید که «شما فتوا بدهید و هر جا به مشکلی برخورد کردید من هستم و به کمک شما خواهم آمد». لذا درست است که امام در بین شیعیان نیست اما هر جا نیاز باشد به کمک شیعیان می‌روند.انتهای پیام ]]> انديشه Sat, 18 May 2019 08:42:31 GMT http://bfnews.ir/vdcjhtea.uqemizsffu.html بانویی که اندوه پیامبر(ص) را می‌کاست/مقام حضرت خدیجه(س) در دنیا و بهشت http://bfnews.ir/vdcg3w9u.ak93n4prra.html به گزارش آینده روشن با بعثت پيامبر (ص)، حضرت خديجه (س) به عنوان اولين ايمان آورنده حضرت را در تمام مراحل رسالت ياري کرد. «ابن اثير» به نقل از «ابن اسحاق» آورده: «خديجه(س) نخستين مسلمان بود. پس خدا بدين امر بار اندوه رسولش را سبك كرد. وقتي پيامبر(ص) با خديجه راز دل مي‌گفت، خديجه از اندوه او مي‌كاست و او را تصديق مي‌كرد و كار مردم را بر او آسان مي‌كرد.»«ابن حجر» آورده: از امتيازات خديجه(س) آن بود كه پيامبر (ص) را هميشه گرامي مي‌داشت و سخن او را قبل و بعد از بعثت تصديق مي‌كرد. خديجه چون احساس كرد پيامبر(ص) نسبت به زيد بن حارثة تمايل خاصي دارد او را به حضرت(ص) بخشيد.» نيز آمده است كه وقتي كفار مسلمين را در مكه مورد حصر و تحريم اقتصادي و اجتماعي قرار دارند و مسلمانان در محله شعب ابي طالب يا بني هاشم جمع شدند تا در كنار هم مشكلات اين تحريم را سپري نمايند، خديجه(س) تمامي اموال خود را در طول سه سال بين مسلمين انفاق كرد. این جملات بخش هایی از مباحث حجت الاسلام «امیر علی حسنلو» مدرس حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه است که به مناسبت رحلت حضرت خدیجه کبری(س) با ما در میان گذاشته است. در ادامه مشروح این گفت وگو تقدیم حضورتان می شود: به عنوان اولین سوال شمه ای درباره وضعیت زنان در عربستان آن روزگار در زمانه ای که حضرت خدیجه کبری (س)  زیسته و تجارت می کردند، توضیح دهید. عرب ها در شبه جزيره عربستان كه منطقه گرمسير و خشكي است سكونت داشتند، آنها قبائل چادرنشين دور از تمدن بودند كه با چپاول و غارتگري زندگي مي كردند، از طرفي با ايران و از طرفي با روم و از طرفي ديگر با بلاد حبشه و سودان همسايه بودند. از اين رو عمده عادات رسومشان رسوم وحشيگري بود، و گاهي در ميان آنها پاره اي از عادات روم و ايران و بعضاً از عادات هند و مصر قديم نيز يافت مي شد. عرب براي زن هيچ استقلالي در زندگي قائل نبود و حرمت و شرافتي براي او جز حرمت و شرافت خانواده نمي شناخت، بر زنان ارث نمي داد، و تعدد زوجات را مانند يهود بدون هيچ تحديدي جايز مي دانست، و همچنين طلاق را بدون هيچ قيد و شرطي تجويز مي كرد، و دختران را زنده به گور مي کرد و ... . معروف ترين نقاط عالم از حيث بدرفتاري با زنان، عربستان است، وقتي در كشورهاي متمدن آن عصر مثل روم، يونان، ايران و هند از اطلاق عنوان انساني بر زن دريغ مي كردند و با او همان معامله را مي كردند كه با شييء مملوك يا بندة زر خريد مي توان كرد، جاي تعجب نيست كه در عربستان جاهل، سرزميني كه در آن عصر در مراحل اوليه بربريت و ناداني سر مي كرده، مردم آن سامان جگرگوشه هاي زيبا و ميوه هاي ظريف عمر يعني دختران بيگناه خود را زنده زير خاك كنند. در هر حال وضع زنان و دختران در عربستان جاهليت بسيار رقت آور بوده، دختران در نظر پدران و زنان در نظر شوهران موجودي ضعيف و بي قيمت و شيئي قابل تملك و معامله بوده اند، آنها معامله اي كه با دختران خردسال مي كرده اند، حيثيت و موقعيت زن را بخوبي معلوم مي كند. زيرا اگر مادران تسلط و نفوذي را كه زنان اقوام متمدن بايستي در محيط خانه داشته باشند مي داشتند، عاطفه و مهر مادري آنها به هيچ روي به پدران اجازه نمي داد دختران معصوم خود را زنده مدفون كنند. كشتن دختران در زمان جاهليت در عربستان نشان مي دهد كه اختيارات مرد نامحدود و حتي مادر در درون خانه حق هيچ مداخله در امور زندگي نداشته.است  البته اين جنايات در كليه خانواده هاي عربستان عموميت نداشته، و بعضي خانواده ها تحت تأثير عوامل ديگري از اين عمل زشت بركنار بودند. ظاهراً اولين قبيله اي كه به اين جرم مبادرت ورزيد قبيله بني تميم بود. در بعضي از قبايل عرب دختران تازه زائيده شده را سر مي بريدند. بعضي ها كودك را از بالاي قله كوه به پايين پرتاب مي كردند و بعضي ديگر دختر را در آب غرق مي كردند. عموماً سِرّ كشتن دختران ترس از بي چيزي و فقدان مئونه معيشت بود اما اوهام و خرافات هم در ايجاد اين وضع بي نصيب نبوده، تربيت و پرورش يك دختر جوان و تسليم او به مرد اجنبي به نام شوهر در نظر اعراب جاهلي با حيثيت و شرف و شجاعت مرد و خانوادة او منافات داشت! در عربستان به ولادت دختر فال بد مي زدند و دختر پيدا كردن را شوم مي دانستند. بيچاره زني كه دختر مي زائيد! معمولاً ولادت دختر را از دوستان و آشنايان مخفي مي داشتند، مردي كه خبر ولادت دخترش را مي شنيد خشمگين مي شد و رنگش از غضب تيره مي شد، از روي خجالت زدگي خود را از مردمان پنهان مي كرد، يا از دختر خود بانهايت بي علاقه گي و بي اعتنايي نگهداري مي كرد.   با این تفاصیل چگونه به زن در جامعه عرب آن دوران نگریسته می شد؟ پس درباره ماهيت زن در زمان جاهليت با رعايت كمال اختصار در چند جمله مي توان نتيجه گرفت: ۱. اعراب جاهلي زن را انساني هم افق با حيوان يا انسان ضعيف مي شمردند كه اگر آزادي در زندگي بدست آورد و از قيد تبعيت آزاد شود از فساد و شرش نمي توان ايمن بود. ۲. زن را از پيكره اجتماع خارج دانسته تنها حقي كه براي او قائل بودند اين بود كه او را از شرايط مورد نياز جامعه مي دانستند مانند مسكني كه بايد بدان پناه برد يا مانند اسيري مي شمردند كه بايد از كارش استفاده برد و از مكرش بر حذر بود. ۳.زن را از عموم حقوقي كه ممكن بود كه از آنها سود ببرد محروم مي داشتند مگر به مقداري كه آن هم بازگشت به نفع مرداني مي شد كه بر او قيموميت داشتند. ۴. اساس رفتارشان با زن غالبيت قوي و مغلوبيت ضعيف بود كه مردان هميشه غالب بودند. اين بود مختصري از ماهيت زن در زمان جاهليت كه با ظهور اسلام اكثر آنها از بين رفت و بايد گفت كه به راستي پيامبر اسلام(ص)  منت عظيمي بر بشر، خاصه بر زن و مخصوصاً بر زنان عربستان گذاشت نه فقط زن را از اين وضع رقت آور و فجيع نجات بخشيد، بلكه به او حق حيات اجتماعي و اخلاقي داد تا در اغلب حقوق با مرد متساوي گردد. بطوري كه زن هاي صدر اسلام در مصالح عامه مداخله داشته اند، و عده زيادي از زنان مسلمان همت به يادگيري علم و ادب گماشتند. حضرت خدیجه(س) جایگاهی شاخص در اسلام دارند، شاخص نَه از این نظر که صرفا افتخار همسری حضرت ختمی مرتبت، پیامبر بزرگوار اسلام(ص) را نصیب خود کرده است بلکه از این جهت که جزو اولین کسانی است که به اسلام ایمان می آورند و سرمایه و ثروت خود را در جهت اشاعه اسلام به کار می گیرند  و پیش از ازدواج با پیامبر هم زنی موفق و بازرگان هستند. ایشان چگونه حیاتی داشته اند؟ حضرت خديجه (س) دختر خويله بن اسد بن عبدالعزّي بن قصي بن كلاب. نام مادر او فاطمه دختر زائدة بن اصم از زندگي او تا قبل از ازدواج با پيامبر (ص) خبرهاي چنداني در دست نيست ولي همه اخبار حاكي از آن است كه وي زني ثروتمند و در عين حال شرافتمندي بود. و از اين رو او را طاهره مي‌خواندند. خديجه قبل از ازدواج با پيامبر(ص) ابتدا با عتيق بن عائذ عبدالله بن عمر مخزومي ازدواج کرد و از او صاحب پسري به نام هند شد. پس از مرگ عتيق با ابو هاله مالك بن نباش تميمي ازدواج كرد و از او نيز صاحب پسري و دختري به نام هالة شد، برخي ازدواج با ابو هالة را مقدم بر ازدواج با عتيق مي‌دانند. حضرت خديجه قبل از ازدواج با پيامبر (ص) با توجه به ثروت فراواني كه داشت با دادن سرمايه تجاري بسياري از مردم در سود تجارت آنان شريك مي‌شد. در اين ميان با توجه به شهرت پيامبر (ص) در دوره جواني به امانتداري و صداقت، خديجه خود خواهان آن شد كه حضرت محمد(ص) با سرمايه او و به همراه غلامش ميسرة به تجارت شام برود، چون حضرت به همراه ميسرة به اين سفر رفت در حالي كه ۲۵ سال بيشتر نداشت. در راه در نزديكي شام با راهبي نصرانی برخورد کرد و او مژده نبوت حضرت را داد پيامبر اکرم(ص) در شام اموال كاروان خود را سريعتر از ديگران فروخت و با سود بيشتري به مكه بازگشت . وقتي خديجه از امانت داري حضرت رسول(ص) آگاهي افزوني يافت و از سوي ديگر از پيش‌گويي راهب نصراني باخبر شد. خود از طريق عمويش عمر و بن اسد به خواستگاري حضرت(ص) فرستاد.  پس پيامبر(ص) نيز با حمزه ـ پس از شنيدن پيغام خديجه (س) ـ به خواستگاري خديجه رفت و اين ازدواج صورت گرفت. البته بنابر نقلي پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ به نزد خويله پدر خديجه (س) رفت و با جلب نظر او با خديجه ازدواج نمود.با شروع زندگي خديجه در كنار پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ زندگي او دچار تحوّل شد، زيرا از اين پس در كنار شوهري بود كه حتي در ميان مشركين نيز به پاكي و درستي معروف بود و همه به صداقت و حسن خلق او ايمان داشتند. پس خديجه از اين پس ثروت خود را در اختيار حضرت قرار داد تا آن حضرت آنها را در راه كمك به تهيدستان و مستمندان مصرف نمايد. رفتار حضرت خدیجه (س) بعد از بعثت پیامبر(ص)‌ چگونه بود؟ با بعثت پيامبر (ص)، خديجه (س) به عنوان اولين ايمان آورنده حضرت را در تمام مراحل رسالت ياري کرد. ابن اثير به نقل از ابن اسحاق آورده است كه: خديجه نخستين مسلمان بود. پس خدا بدين امر بار اندوه رسولش را سبك كرد. وقتي پيامبر(ص)با خديجه راز دل مي‌گفت، خديجه از اندوه او مي‌كاست و او را تصديق مي‌كرد و كار مردم را بر او آسان مي‌كرد.  ابن حجر آورده است كه از امتيازات خديجه آن بود كه پيامبر (ص) را هميشه گرامي مي‌داشت و سخن او را قبل و بعد از بعثت تصديق مي‌كرد. خديجه چون احساس كرد پيامبر(ص) نسبت به زيد بن حارثة تمايل خاصي دارد او را به حضرت بخشيد.  نيز آمده است كه وقتي كفار مسلمين را در مكه مورد حصر و تحريم اقتصادي و اجتماعي قرار دارند و مسلمانان در محله شعب ابي طالب يا بني هاشم جمع شدند تا در كنار هم مشكلات اين تحريم را سپري نمايند، خديجه تمامي اموال خود را در طول سه سال بين مسلمين انفاق كرد. عفيف كندي مي‌گويد: در جاهليت به مكه آمدم و چون خواستم براي خانواده ام عطريات و لباس تهيه نمايم به نزد عباس بن عبدالمطلب رفتم به كعبه نگاه كردم كه ديدم جواني به طرف كعبه آمد و رو به كعبه ايستاد، پس نوجواني و زني به دنبال او آمدند و در كنار و پشت او ايستادند و چون او به ركوع و سجود رفت آنان نيز چنين كردند، چون از عباس در خصوص آنها پرسيدم، گفت: محمد(ص)، علي(ع) و خديجه(س) هستند.  هم چنين آمده است كه چون جبرئيل بر پيامبر (ص) نازل شد و وضو گرفتن و نماز خواندن را به حضرت آموخت. پيامبر(ص) نيز به خديجه آموخت. پس خديجه وضو گرفت و نماز خواند. تمام فرزندان پيامبر(ص) ـ غير از ابراهيم ـ از خديجه(س) بودند. براي خديجه چهار دختر به نام‌هاي رقيه، زينب، ام كلثوم و فاطمه و يك پسر به نام قاسم و بنابر نقلي دو پسر به نام‌هاي قاسم و عبدالله نام برده‌اند.  برخي نيز سه پسر براي خديجه(س) بر شمرده اند به نام‌هاي قاسم، طاهر و طيّب. پس از آنكه محاصره مشركين عليه مسلمانان در اول سال دهم بعثت پايان يافت، خديجه (س) كه مشقات فراواني را متحمل شده بود در سن 65 سالگي مريض شد. پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ در آخرين لحظات بر بستر خديجه حاضر شد و او را به همنشيني با مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم و كلثوم دختر موسي در بهشت بشارت داد.  سرانجام حضرت خديجه(س) در رمضان سال دهم وفات نمود، چند روز پس از آن ابوطالب نيز رحلت كرد. چون خبر رحلت ابوطالب نيز به پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ رسيد فرمود: دو مصيبت در اين ايام وارد شده است و من نمي‌دانم كه كدام يك از اين دو برايم سخت تر است. از رسول خدا نقل شده كه جبرئيل نزد من آمد و گفت كه از سوي پروردگار و از سوي من به خديجه سلام بده و او را به خانه اي از زبرجد در بهشت كه هيچ سر و صدا و رنجي در آن نيست بشارت بده.  به همين خاطر پيامبر (ص) درباره مقام و شأن حضرت خديجه مي‌فرمايد: بهترين زنان عالم مريم، آسيه، خديجه و فاطمه(س) است؛ خديجه(س) افضل زنان بهشت است. وقتي مردم كافر بودند خديجه به من ايمان آورد، وقتي مرا تكذيب مي‌كردند او مرا تصديق مي‌كرد، وقتي مرا محروم كردند او مال ش را در اختيار من قرار داد.  آنچه حضرت خدیجه (س) در جامعه جاهلی آن روزگار که زن استقلالی ندارد انجام می دهد چه وجوه استثنایی ای دارد؟ آنچه در منابع درباره وضع زنان گفته شده، نشان دهنده فرهنگ عمومی جامعه بود، نه اينکه هيچ استثنايي وجود ندارد، بلکه غير از خديجه زنان ديگری نيز بودند که استقلال داشتند، خديجه در اين زمان بيوه بود و مستقل از شوهر زندگی داشت، وضع غالب زنان آنگونه توصيف شده که از جايگاه اجتماعی مستقلی برخوردار نبودند، چنانکه می دانيد در هر شرايط و هر جامعه ای استثنائاتی وجود دارد که تابع شرايط فرهنگی و سياسی غالب نيستند. زنان امروز جامعه ما از حضرت خدیجه (س) چه می توانند بیاموزند؟ خديجه(س) در ايمان به پيامبر (ص) نيز استثنا بود در وفا و ياری پيامبر (ص) نيز نظير نداشت. در جامعه فعلی ما نيز زنانی يافت می شوند از آن بانو الگو گرفته اند. خدیجه در ایثار و ایمان نقشی ایفا کرد تا برای همه زنان و مردان بگوید زن می تواند در حمایت از هدایتگران جامعه نقش های بزرگ ایفا کند؛ و او با رفتار خود اعلام کرد که اسلام با دو عنصر انسانی مرد و زن شروع گردید از یک خانواده کوچک که زمانی نماز را با نفرات محدود برگزار می کردند و مشرکان  نماز آنها را مسخره می نمودند؛ اما پایداری این زن و مرد اسلام را به جایی رساند که امروز بیش از یک میلیارد پیرو نمازگزار دارد و به زودی تمام جهان را فرا خواهد گرفت؛ پیام خدیجه سلام الله علیها به همه مردم این است که از اندکی جمعیت نهراسید، از تحریم اقتصادی نهراسید، پیروزی نهایی با اسلام و مسلمین و مقاومت است. پیام دیگر حضرت خدیجه(س) این است که مرد از دامن زن به معراج  می رود سعادت جامعه در گرو پشتیبانی زن از مرد است و هیچ جامعه ای نتوانسته است بدون حضور و ایثار زن در تربیت نسل و حمایت از مرد به سعادت و پیشرفت برسد.پایان پیام/141 ]]> انديشه Thu, 16 May 2019 10:29:23 GMT http://bfnews.ir/vdcg3w9u.ak93n4prra.html وظیفه ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر فرهنگ‌سازی برای این فریضه است http://bfnews.ir/vdcftmde.w6dvtagiiw.html به گزارش آینده روشن،  حجت الاسلام «جلیل محبی» در نشست خبری تشریح برنامه های ستاد امر به معروف و نهی از منکر، که امروز ۲۵ اردیبهشت ماه در محل نمایشگاه بین المللی قرآن کریم برگزار شد با بیان اینکه  ماموریت اصلی ستاد امر به معروف و نهی از منکر، آموزش نوع مطالبه گری مردم از مسئولان است، گفت:فعالیت های اجتماعی و رسانه ای در حوزه امر به معروف و نهی از منکر مردم به مردم نیز داریم.   دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر افزود: آموزش نحوه صحیح تذکر دادن به دیگران و آموزش نحوه صحیح پذیرفتن تذکر دیگران است.  وی تصریح کرد: ستاد امر به معروف و نهی از منکر ستاد فرهنگ سازی این فریضه است. این ستاد وظیفه برخورد با منکرات را ندارد.  وی ابراز کرد: فضای مجازی و رسانه ها قدرت زیادی دارند و ما تلاش داریم از این ظرفیت برای احیای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه استفاده کنیم.  همچنین، حجت الاسلام «میرزایی» در ادامه این نشست با بیان اینکه وظایف ستاد امر به معروف و نهی از منکر به خوبی به اطلاع مردم نرسیده است، گفت: مقام معظم رهبری درباره اتفاقات دی ماه ۹۶ فرمودند که عمده مطالبات مردم، به حق بود.  معاون اجتماعی و مطالبه گری ستاد امر به معروف و نهی از منکر افزود: ما با آموزش نحوه درست امر به معروف و نهی از منکر، سعی می کنیم آموزش تخصصی در حوزه های مختلف داشته باشیم.  وی اضافه کرد: مجموعه های مردمی قدرت دارند و می توانند تا در مورد تخلفات مختلف ورود کنند.   میرزایی تصریح کرد: ما می خواهیم اطلس مطالبات مردم را شناسایی کنیم تا گروه های مردمی برای رفع مشکلات مختلف به صورت تخصصی عمل کنند.  وی بادآور شد: نحوه برخورد علمی با فساد سیستمی، اداری و اقتصادی نیازمند ورود نخبگان با اتخاذ رویکرد حل مساله است. برخورد قهری با منکرات باید کنار گذاشته و امر به معروف ایجابی جایگزین آن شود.  میرزایی در ادامه بیان کرد: طلبه ها برنامه خنده حلال را در شهرستان فردوس اجرا کردند به طوری که مردم در فردوس برای عروسی های خود از این طلاب دعوت می کنند.  وی اضافه کرد: حمایت اقتصادی و مالی از گروه های آمر به معروف و ناهی از منکر، از جمله وظایف ستاد امر به معروف و نهی از منکر است.  معاون اجتماعی و مطالبه گری ستاد امر به معروف و نهی از منکر اضافه کرد: شورای امر به معروف و نهی از منکر باید طبق قانون در همه دستگاه ها تشکیل شود.  وی خاطرنشان کرد: مردم نسبت به کارکنان و کارکنان نسبت به کارکنان، باید امر به معروف و نهی از منکر کنند بدون اینکه مشکلی پیش بیاید یا بحث زیر آب زنی مطرح شود.انتهای پیام/ 141 ]]> انديشه Thu, 16 May 2019 09:22:22 GMT http://bfnews.ir/vdcftmde.w6dvtagiiw.html روزه؛ عبادتی آسان/ وقتی روح ایمان از انسان خارج می شود http://bfnews.ir/vdceex8f.jh8pni9bbj.html به گزارش آینده روشن، متن زیر برشی از کتاب «عالی‌ترین مکتب تربیت و اخلاق یا ماه مبارک رمضان» اثر آیت الله صافی گلپایگانی است که در ادامه می‌خوانید؛اشارهیُرِیدُاللهُ بِکُمُ الیُسْرَشریعت اسلام با فطرت بشر هماهنگ، و احکام آن، خواسته‌های واقعی فطرت و طبع سلیم و ذوق مستقیم است. اسلام به خرد و نیروی اندیشه بشر اهمیت فراوان داده و او را به تعقّل و کنجکاوی و تحقیق تشویق می‌کند و کسانی را که از حکومت عقل و مراجعه به آن سرباز می‌زنند، سرزنش و توبیخ می‌نماید.تعالیم اسلام تحمیلی بر روح پاک انسانیت ندارد و وجدان بشر از اینکه روش خود را با آن تعالیم منطبق سازد، سنگینی و فشاری را احساس نمی‌کند.یگانه صراط مستقیم و کوتاه‌ترین راه به سوی مقاصد عالیه، برنامه‌های اسلام است که مصالح دین و دنیا، جسم و روح و فرد و اجتماع را با هم جمع نموده است.آنچه در این دین حنیف مورد نهی و حرمت واقع شده، چیزهایی است که بر فطرت تحمیل شده و با خواسته‌های آن هماهنگ نیست. و آنچه مورد امر قرار گرفته و حکم به وجوب و استحباب آن شده، مطابق با فطرت است.«خیر و مصلحت» و «دفع ضرر و مفسده»، پایه احکام اسلام است و در هر کجا، دو مصلحت باهم مزاحمت کنند، حفظ مصلحت مهم‌تر و در هر جا ناچاری به ارتکاب یکی از دو مفسده باشد، پرهیز از عملی که مفسده‌اش بیشتر است، لازم می‌شود.یکی از مشخّصات و علایم شریعت اسلام، «سهولت و آسانی احکام» آن است؛ چنان چه در اموری که تشریع اسلام بر پایه آن استوار است، «امکانات مکلّفین» و «عملی بودن تکالیف» مدّنظر قرار می‌گیرد.تعالیم سخت، برنامه‌های دشوار و پر زحمت و مخالفت با فطرت سبب می‌شود که فرد، بیش‌تر از اطاعت سرباز زند؛ و دین به واسطه آن فقط مکتب ریاضت و وسیله کوبیدن و افنای غرایز باشد؛ و از فوایدی که باید برای دنیا و آخرت، نظام اجتماع، تهذیب اخلاق، تربیت و هدایت و ترقّی داشته باشد، خالی گردد.بدیهی است اگر قانون، بر خلاف فطرت و براساس رعایت مصلحت و دفع مفاسد نباشد، قابل دوام نیست و عاقبت هم اگر با زور و قهر، بر بشر تحمیل شود، با مقاومت و عکس العمل شدید مواجه شده و در مقابل فطرت محکوم می‌گردد.همان طور که در عالم تکوین و طبیعت اگر بخواهیم موجودی را بر خلاف طبع و مسیر طبیعی قرار بدهیم، آن موجود مقاومت می‌کند تا پیروز یا فانی شود، در عالم تشریع نیز باید قوانین با خواسته‌های فطری و نیازهای واقعی سازش داشته باشد و گرنه در میدان تنازع بقاء مغلوب و معدوم می‌شود.قوانینی که با فطرت بشر موافق باشد، پذیرفته می‌شود و از وجدان خود انسان، مأمور اجرا خواهد داشت. و اگر برخی برای مقاصد شخصی و جهل با آن ستیزه کنند و نگذارند آن قوانین به اجرا درآید، دیگران پشتیبان آن خواهند بود و مخالفت با آن را سرزنش می‌نمایند.از این جهت اسلام در موارد عُسر و حرج، اضطرار، ضرر و تقیه، طبق شرایطی که در فقه بیان شده، احکام و تکالیف خود را برداشته است. و قرآن مجید و نصوص و روایات، این اصول را تثبیت و تقریر فرموده‌اند که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌گردد:الف- آیات کریمهفَاقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَاوَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینَ مِنْ حَرَجیُرِیدُ اللهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْالّامَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِالّا ان تَتَقُوا مِنهم تُقاةیُرِید اللهُ بِکمُ الیُسرَوَ لایُرید بِکُم العُسرَمَایُریدُ اللهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِّنْ حَرَج وَلکِن یُرِیدُ لِیُطهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُم لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَلایُکَلِفُ اللهَ نَفَساً الّا وُسعَهالایُکَلِّفُ اللهَ نَفساً الّامآ آتَاهَاب- احادیث شریفهلا ضَررَ وَلاضِرار فی الإسلامرُفِعَ عَن امَّتِی تِسعَة...یَسِّرُوا وَلا تُعَسِّرُوا وَبَشِّرُوا، ولاتنفِرُوا...بُعِثتُ بِالحَنفیةِ السَمحةمطابق آنچه بیان گردید، بنای شرع بر تسهیل و آسانی است؛ پس، این سؤال مطرح است که چرا تکالیف دشوار- که به بذل مال و جان نیاز دارد- در شرع بسیار است؟در پاسخ باید گفت: اگرچه بذل جان و فداکاری آسان نبوده و بذل اموال نیز بر کسانی که از خصلت سخاوت محروم‌اند و از همدردی با هم نوع، لذّت نبرده و آن را پرداخت غرامت و ضرر می‌پندارند، دشوار است؛ امّا برای تحصیل مقاصد مهم و یا دفع مفاسد بزرگ، تحمّل این زحمات، گوارا و موافق با فطرت است و وقتی این تکالیف به نوع بشر عرضه شود، همه با صرف نظر از توجّه به خود، انجام آن را لازم و از اصول و نوامیس کمال و بقای نظام اجتماع می‌دانند. این گونه تکالیف، خلاف یسر و آسانی نیست؛ بلکه تأمین کننده آن نیز است.در ضمن آیات راجع به روزه ماه رمضان، این جهت سهولت دین اعلان گردیده و نشان‌گر آن است که در تشریع روزه هم این موضوع رعایت شده است.روزه بر نفوس معتاد به صرف غذا سخت بوده و به نوعی، ریاضت است؛ چرا که مانند هر رژیم تربیتی دیگر، با هوای نفس انسان سازگار نیست؛ ولی این ناسازگاری مثل ناسازگاری دارو با اشتهای بیمار است و قبول نکردن ذایقه و تنفّر مزاج بیمار، به واسطه طعم دارو است؛ ولی فطرت، وجدان و عقل بیمار، خوردن این دارو را پذیرفته و تحمّل زحمت آن را لازم می‌داند و سرباز زدن از خوردن آن را ناپسند و نابخردی می‌شمارد؛ به طوری که اگر بیمار از خوردن آن دارو خودداری کند، پرستار- که عقل و فطرتش پا بر جا است- آن را به زور به او می‌خوراند.امّا اگر دارویی زیان‌آور بود، نباید آن را به بیمار خورانید و یا اگر خوردن آن دارو، ناراحت کننده است، ولی قابل تبدیل به داروی دیگر می‌باشد، پزشک حاذق آن را به داروی دیگر تبدیل می‌نماید و یا اگر تغییر زمان آن، مصلحت مهمّی داشت، وقت آن را تغییر می‌دهد.خداوند متعال در ضمن بیان احکام روزه، دستور فرموده است که مسافر و بیمار در وقت دیگر- که این دو عذر را ندارند- روزه بگیرند.سپس می‌فرماید: «یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ؛ خدا بر شما آسانی می‌خواهد.» خداوند در روزه نیز، سخت‌گیری و دشواری نخواسته و به طور کلّی هدف تکالیف، تنگ‌گرفتن بر مردم و به دشواری انداختن آنان نیست؛ بلکه خدا نسبت به بندگانش رؤوف و مهربان است؛ آسانی امور آن‌ها را می‌خواهد و سخت‌گیری بر آنان را اراده نفرموده است.اگر چه اصل مذکور، در ضمن احکام روزه بیان شده، امّا اصلی کلّی است که در تمام موارد دیگر هم منظور شده و تذکّر آن در ضمن احکام روزه، به این دلیل است که: بسا بعضی نادانان و ناپخته‌گان گمان کنند که در تشریع روزه بر مکلّفین سخت‌گیری شده است و از این رو خداوند برای دفع این توهّم فرموده است:«یرید الله بکم الیسر»؛ بی شک اگر مراد خداوند از روزه به دشواری افکندن بندگان بود، از بیمار و مسافر و پیران سالخورده، وجوب آن برداشته نمی‌شد.پس، ای برادر مسلمان! سپاس خدای را به جای آور و نعمت اسلام را قدر بدان و در ماه رمضان، فرمان او را به جان و دل پذیرا شو!مبادا که از آمرزش خدا در این ماه محروم بمانی:«فالشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم».مبادا بدون عذر شرعی روزه‌ات را افطار کنی و با امر الهی در این ماه عزیز مخالفت کرده و معصیت نمایی و مشمول این حدیث شریف گردی:مَن افطَرَ یَوماً مِن شَهر رَمَضان خَرجَ رُوحَ الایِمانِ مِنهکسی که روزی از ماه رمضان را [بدون عذر] افطار کند، روح ایمان از او بیرون خواهد رفت.انتهای پیام/ 141 ]]> انديشه Thu, 16 May 2019 07:33:50 GMT http://bfnews.ir/vdceex8f.jh8pni9bbj.html