داخلی     مقاله     انديشه
غیبت، تنهاترین راه! (1)
  امویان وعباسیان، به دو سبب، شمشیرهای خود را برای نابودی ما به کار گرفتند: سبب یکم، این است که آنان می دانستند که در خلافت، حقّی ندارند وبه همین جهت، از این که ما - اهل بیت - مبادا ادعای خلافت را کنیم وخلافت پیامبر، به مرکز اصلی خود بازگردد، ودست آنان از این منصب کوتاه شود، ترس وواهمه داشتند
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۵۱
کد مطلب : 64498
غیبت، تنهاترین راه! (1)
پایگاه خبری آینده روشن - آیا غیبت برای امام مهدی امری اجتناب ناپذیر بوده است؟
انحرافِ مسیرِ خلافت - پس از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم - جامعه ى اسلامی و جهان اسلام را به حکومت حاکمانی خودکامه و مستبد و حریص بر مُلک و زراندوز و شهوتران گرفتار کرد. روایات پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم مبنی بر ضرورت براندازی قدرت حاکمانِ ستمگر و منحرف از صراطِ مستقیمِ و انسانیّت، به دست فرزندش مهدی موعود - که از نسل حسین بن علی است - به گونه ای بود که ستمگران را نسبت به تولّد و حضور مهدی آل محمد علیهم السلام حسّاس کرده بود.
دوستان ویارانِ اهل بیت علیهم السلام - که از ستمگری حاکمان مستبد، به ستوه آمده بودند وانتظار قیام قائم آل محمدعلیه السلام را در برابر ستمگری های خانه مان سوز می کشیدند - همواره، از قائم آل محمد سۆال می کردند وامامانِ معصوم نیز ضمنِ تبیینِ شرایط لازم برای یک قیام جهانی وگسترده، نوید تولّد وظهور آن قائم آل محمدعلیهم السلام را به شیعیان خود می دادند وآنان را به انتظاری سازنده دعوت می کردند.
آن چه را که اهل بیت عصمت علیهم السلام درباره ى قائم آل محمّدعلیهم السلام می فرمودند، در سینه های شیعیان مخفی نمی ماند، وویژگی های آن امام بزرگوار، به نسل ها، پی در پی، منتقل می گردید، وبسیار طبیعی بود که حاکمانِ ستمگر - وزورمداران وسیاست مداران هر عصر - از این ویژگی های منحصر به فردِ امام موعود ودادگستر، با خبر می شدند وبرای تولّد وظهور او لحظه شماری می کردند. همان طور که شیعیان نیز برای ظهور او وقیام به حق او لحظه شماری می نمودند.

دشمنان، برای دستگیری وقتل ونابودی او، ودوستان، برای یاری ونصرت وحق ستانی وهمراهی او، منتظر بودند.
امّا آن چه تحقّق یافت ودر تاریخ ثبت شد، این بود که قبل از تولّد مهدی آل محمّدعلیهم السلام پدران او تحت مراقبت های شدید قرار داشتند ویکی پس از دیگری، به دست حاکمان ظالم، به شهادت رسیدند. این شهادت های به صورت مرگ های زودرسی برای تمامی آنان بوده است.
امام محمّد جوادعلیه السلام در سن بیست وپنج سالگی وامام علی النقی علیه السلام در سن چهل وچهار سالگی، وامام حسن عسکری علیه السلام در سن بیست وهشت سالگی به شهادت رسیدند. یعنی ظرف چهل سال (از 220 الی 260 هجری)، سه نسل، پی در پی، به درجه ى رفیع شهادت رسیدند. تا از مزاحمت های احتمالی آنان در امان باشند.

آن چه را که امام حسن عسکری علیه السلام در تحلیل وتعلیل این پدیده (قتل وکشتار ونسل کُشی آل محمد بویژه پدران امام مهدی علیهم السلام مطرح کرده است، گویای برنامه ای حساب شده برای جلوگیری از تولّد مهدی آل محمد علیهم السلام است.
در روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام چنین آمده است:
امویان وعباسیان، به دو سبب، شمشیرهای خود را برای نابودی ما به کار گرفتند: سبب یکم، این است که آنان می دانستند که در خلافت، حقّی ندارند وبه همین جهت، از این که ما - اهل بیت - مبادا ادعای خلافت را کنیم وخلافت پیامبر، به مرکز اصلی خود بازگردد، ودست آنان از این منصب کوتاه شود، ترس وواهمه داشتند.
سبب دوم، این است که آنان از راه خبرهای قطعی ومتواتر، می دانستند که نابودی حکومت ستمگران جبّار به دست قائم از ما است وهیچ گونه شکی نداشتند که خودشان از جبّاران وستمگران هستند. به همین جهت، بدون وقفه، برای قتل ونابودی نسل رسول الله، تلاش کردند به طمع این که از تولّد قائم جلوگیری کنند ویا آن که او را به قتل برسانند، ولی خداوند، از فاش شدن امر او برای آنان جلوگیری کرد، تا این که نور خود را تمام بگرداند (و حجّت وولیّ خود را ظاهر کند) هر چند که مشرکان کراهت داشته وناخشنود باشند. (1)
آن چه در این روایت آمده است، نشان می دهد که هر کدام از دو سبب یاد شده، برای نابود کردن هر یک از امامان معصوم وپدران حضرت مهدی آل محمدعلیهم السلام کافی بوده است. همین دو سبب، سرعت ودقّت وگستردگیِ اقداماتِ عباسیان را برای نابودی هر سه امام(2) بلکه هر پنج امام(3) بلکه سایر امامان معصوم را به خوبی توجیه می کند.
این که هر یک از امامان علیهم السلام خود را صاحب حقِ شرعی در خلافت می دانستند، وهر یک از حاکمان غاصب نیز خود را ستمگر وغاصب خلافت می دیدند، بسیار روشن است که پیامدهای روانی واجتماعی خطرناکی می تواند داشته باشد؛ زیرا، یک امامِ معصوم وصاحبِ حقِ شرعی، حتّی با سکوت خود، لرزه بر اندام غاصبانِ حق او می اندازد، ووجود او برای آنان ترس آور است وهمیشه، غاصبانِ حقّ او، مرعوبِ او هستند، چه رسد به این که اگر بخواهد حق خود را مطرح کند وبه مطالبه ى آن حق بپردازد.
گذشته از این که چنین احتمالی، همیشه مطرح بوده است، عملاً، اهل بیت پیامبرعلیهم السلام درخفا وگاهی به طور آشکار، حقّانیت خود را تبلیغ می کردند ولبه ى تیز انتقادات خود را به سمت ستمگران وغاصبان نشانه می رفتند.(4) بسیار طبیعی است که ستمگران اموی وعباسی، نسبت به این ادعای حقّ از سوی اهل بیت علیهم السلام هرگز ایمن نبودند وهمیشه احساس خطر می کردند ومردم مسلمان نیز - خصوصاً شیعیان - منتظر قیام آنان بر ضد بیدادگران وستمگران بودند، وانتظار داشتند که امام صادق علیه السلام با قیام خود، به آن وعده ها لباس تحقّق بپوشاند.(5)
علویان نیز، پیوسته، قیام می کردند ویا در حال تدارک افراد وامکانات برای قیام های خود بوده اند. کار آنان به جایی رسید که برای کسب قدرت وتشکیل حکومتی مشروع، قیام های قابل توجّهی در دو قرن دوم وسوم داشته اند.(6)
امامان معصوم علیهم السلام پس از قیام خونین امام حسین علیه السلام تا عصر امام حسن عسکری علیه السلام علی رغم عدم شرکت در هیچ مبارزه ای علنی - چه سیاسی وچه نظامی - به هیچ وجه از مراقبت های دقیق وگسترده وبسیار شدید دستگاهِ جبارانِ حاکم در امان نبودند، وگرفتار تبعید وزندان وشکنجه وسپس قتل ویا مسمومیّت به دست حاکمان خودکامه وعمّال آنان شدند.(7)

این که محلّ تولّد ومحلّ سکونت سه امام بزرگوار، محمّد جواد وعلی النقی وحسن عسکری علیهم السلام، مدینةالنبی بوده است، ولی امام محمد جوادعلیه السلام در بغداد به شهادت می رسد وهمان جا به خاک سپرده می شود وامام علی النقی علیه السلام وامام حسن عسکری علیه السلام در سامرا به شهادت می رسند وهمان جا به خاک سپرده می شوند، شاهد خوبی بر این نکته است.
گواه درستی این تحلیل، کوتاه بودن سنِّ این سه امام بزرگوار، به هنگام شهادت است. با توجّه به این که از لحاظ جسمی، آنان، سالم بودند، ولی به مرگ زودرس گرفتار می شوند. حاکمان، برای دفع اتّهام قتل آنان، از درباریان خود گواه می گرفتند تا وانمود کنند که هیچ گونه قتلی انجام نشده است. این تلاش، نشان دهنده ى قتل آن بزرگواران به دست حاکمان است.
نسبت به دوّمین سبب یاد شده در حدیث امام حسن عسکری علیه السلام باید گفت، امامان معصوم - که پدران حضرت مهدی آل محمدعلیهم السلام هستند - اگرچه داعیه ى خلافت وامامت هم نمی داشتند، به صِرفِ این که مهدیِ مصلح ودادگستر ونابود کننده ى ستمگران وجباران از نسل آنان است، کافی است که جبّاران را وادار کند تا به قتل او کمر همّت ببندند، وتلاشی گسترده وپیوسته برای جلوگیری از تولّد او به عمل آورند.
لازمه ى چنین فرضی، این است که تمامِ ارتباطات خانوادگی آنان، کاملاً، زیر نظر باشد وهمیشه، مراقب تولّد فرزندی با مشخّصات یاد شده در روایات پیامبرصلی الله علیه وآله واهل بیت علیهم السلام باشند. البته تلاش های عبّاسیان به مرحله ای پیش تر از این مرحله برمی گردد؛ زیرا که آنان سعی وتلاش چشمگیری برای جلوگیری از تولّد امام مهدی علیه السلام داشته اند.
با توجه به این مقدمه در شماره بعد تلاش بی وقفه عباسیان در راستای جلوگیری از ولادت حضرت مهدی(عج) و نیز دسترسی به وجود مقدس ایشان را بررسی خواهیم کرد ...
ادامه دارد ...

پی نوشت:
1- اثبات الهداة، ج 3، ص 570.
2- امام جواد وعسکریین علیهما السلام.
3- امام کاظم وامام رضا وامام جواد وعسکریین علیهم السلام.
4- حدیث سلسلة الذهب از امام رضاعلیه السلام در نیشابور، نشانه ای روشن از این مطالبه به حق می باشد.
5- سۆال های شیعیان از امام باقرعلیه السلام ونیز از امام صادق علیه السلام که او امام قائم است، نشانه ای بر این مطلب است.
6- ر.ک: تاریخ عصر غیبت، از پورسیّد آقایی، صفحه ى 70، قیام های علویان) وصفحه ى 344 (درباره ى دولت های شیعی).
7- تاریخچه ى زندگانی امام محمد جوادعلیه السلام وامام علی النقی وامام حسن عسکری علیهما السلام بهترین گواه وبالاترین سند زنده برای این واقعیّت بسیار تلخ است.
فرآوری: امیر رضا عرب