داخلی     مقاله     انديشه
نظر علامه طباطبائی در مورد حقیقت عذاب:
عذاب آدمی در نرسیدن به لذت خالص است
  چیستی عذاب انسان یکی از بحث هایی است که از قبل از علامه طباطبائی از سوی فلاسفه و متکلمین و مفسرین قرآن کریم به طور کامل بحث نشده است، از منظر علامه طباطبائی آنچه كه خوش‏آيند جسم و مضر به روح آدمى است، مايه شقاوت آدمى و عذاب اوست، چرا که با دستیابی به لذت مطلق تنافی دارد.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۲:۳۶
کد مطلب : 70103
عذاب آدمی در نرسیدن به لذت خالص است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آینده روشن به نقل از خبرگزاری «حوزه» پژوهشگرعرصه دین، در مقاله‌ای به بررسی حقیقت عذاب از تفسیر المیزان" پرداخت که در منظر شما قرار می گیرد:

عذاب از منظر قرآن کریم

حقیقت عذاب انسانی یکی از بحث هایی ایست که از سوی مفسرین قرآن کریم به طور کامل بحث نشده است علامه طباطبائی در جلد سوم کتاب شریف المیزان ذیل آیات ابتدائی سوره آل عمران درباره علت اینکه مفسرین در این موضوع مهم بحث وافی نداشتند؛ می‌فرمایند: «يكى از حقايق قرآنى است كه چه بسا مفسرين از آن غافل مانده، و آن طور كه بايد پيرامون آن بحث نكرده‏اند، بحث حقیقت عذاب الهی و انسانی می باشد؛ اين بى‏توجهى، علتى جز اين نداشته كه ما چيزى را عذاب نمى‏شماريم، مگر وقتى كه جسم ما را به درد آورد، و متألم سازد و يا نقص و يا فسادى در نعمت‏هاى مادى ما پديد آورد. مثلا مال ما را از بين ببرد، و يا يكى از عزيزان ما را بميراند، يا بدن ما را مريض كند، با اينكه آنچه قرآن در تعليمات خود از عذاب اراده كرده غير اين است.»

یعنی در نگاه این مفسر بی نظیر عالم اسلام، نوعی مادی گرائی طبیعی در نهاد همه ما بوده که مانع درک حقیقی آیات عذاب می باشد از این باب است که ایشان بحثی در اينكه: «كلمه عذاب در اصطلاح قرآن به چه معنا است‏» را در ذیل آیات ابتدائی سوره آل عمران مطرح می کنند.

عذاب با وجود وسعت در زندگی مادی

ایشان به آیاتی از قرآن کریم اشاره می کنند و بیان می دارند: قرآن كريم زندگانى كسانى را كه پروردگار خود را فراموش كرده‏اند هر قدر هم زندگى بسيار وسيعى داشته باشند زندگانى بسيار تنگ و سختى مى‏داند و مى‏فرمايد:" وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً".

و باز قرآن كريم مال و اولاد را كه در نظر ما نعمت گوارا مى‏آيد، عذاب خوانده، مى‏فرمايد:" وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ، إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها، فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ".

شادى و غم، وابسته طرز تفكر شماست

علامه طباطبائی در تفسير آيه:" وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ" به طور مفصل در اینباره بحث می کنند و معتقدند: مسرت و اندوه و شادى و غم و رغبت و نفرت و رنج و راحت آدمى داير مدار طرز فكر آدمى در مساله سعادت و شقاوت است.

افراد بى خدا در هر حال پريشان روز هستند

علامه می گوید افرادی که خداوند متعال را باور ندارند در هر حال پریشان خاطری خواهند داشت چرا که اوست که حقیقت خارجیت اشیاء به اوست و حیث واقع نمائی هر چیزی به او وابسته است این بیانی است که ایشان در کتب فلسفی خویش هم چه در کتاب اصول فلسفه رئالیسم مقاله اول و مقاله هفتم و چه در کتاب رسائل التوحیدی و چه در ابتدای بحث اصالت الوجود کتاب نهایة الحکمة بیان می دارند. وقتی همه حقیقت اشیاء وابسته به خداست دردوری از خدا انسان از خویشتن نیز دور می شود یعنی انسان از عالم حقیقت دور شده و در عالم خیال خویش، گمانی خلاف آنچه در متن واقع است را میسازد، این گمان بد و نادرست به عالم یک نوع خودزنی در درون شخص ایجاد می کند چرا که حقیقتا ما جدای از خدا نیستیم و وابسته به او هستیم.

او همچنین در تفسیر آیات نخست سوره آل عمران سعادت و شقاوت و آن عناوين ديگرى كه همان معنا را مى‏رساند،را با اختلاف موردش مختلف مى داند، یعنی سعادت و شقاوت روح، امرى است و سعادت و شقاوت جسم، امرى ديگر، و همچنين سعادت و شقاوت انسان، امرى است و سعادت و شقاوت حيوان امرى ديگر، و به همين مقياس.

چرائی عذاب انسان دنیا پرست

انسان دنياپرست و مادى كه هنوز متخلق به اخلاق خدايى نشده و با ادب الهى بار نيامده تنها و تنها كاميابى‏هاى مادى را سعادت مى‏داند، و كمترين اعتنايى به سعادت روح و كاميابى‏هاى معنوى ندارد، قهرا هر چه زور دارد در اين مصرف مى‏كند كه مال بيشتر و فرزندان (دغلكارتر) و جاه و مقام منيع‏تر و سلطه و قدرت بيشترى به دست آورد و در آغاز، راه به دست آوردن خالص و بى دردسر آنها را، آرزو مى‏كند، و اين خيال را در سر مى‏پروراند كه اين امور، تنعم و لذت خالص است. ما دام كه به دست نياورده اينطور خيال مى‏كند و از نداشتن آن حسرت مى‏خورد، ولى وقتى بدست مى‏آورد مى‏بيند: نه، آن طور هم كه خيال مى‏كرده نيست، اگر يك لذت در آن هست هزار الم و ناراحتى هم همراه دارد، براى اينكه آن طور كه مى‏پنداشت كامل به تمام معنا نيست بلكه نواقصى دارد، و رفع همان نواقص، گرفتاريها دارد، و اسبابى مى‏خواهد، در اينجا بشدت، دل به آن اسباب مى‏بندد، ولى وقتى به سراغ اسباب مى‏رود متوجه مى‏شود كه آنها هم هيچكاره هستند، در نتيجه يك حسرت ديگر هم از اين بابت بر دلش مى‏نشيند. آرى او مسبب الاسباب را نيافته و به وى دل نبسته تا همواره و در هر حال دلى آرام، و در برابر هر مصيبتى تسليتى در داخل جان خود داشته باشد، لذا در برخورد با هر سببى حسرتى ديگر بر دلش مى‏نشيند.

پس افراد مادى و بى‏خبر از خداى لا يزال، در حسرت بسر مى‏برند، تا چيزى را ندارند از نداشتن آن حسرت مى‏خورند، و وقتى به آن دست مى‏يابند باز متاسف گشته و از آن اعراض نموده چيزى بهتر از آن را مى‏جويند، تا بلكه با به دست آوردن آن عطش درونى خود را تسكين دهند، حال افراد مادى، در دو حال (دارايى و ندارى) چنين است.

طلب لذت خالص

چنانچه از بیانات علامه طباطبائی در این متن استخراج می شود معظم له کامیابی انسان را در رسیدن به لذت خالص می داند و علت گرایش انسان به ماده را نیز تامین همین لذت مطلق بیان می کنند و معظم له به خوبی این مطلب تفسیری را با مبانی فلسفی خویش در بساطت واقعیت و نامحدود طلبی انسان در عرصه واقعیت منطبق ساخته اند چرا که کسی که معتقد باشد خداوندمتعال کمال محض است و تنها اوست که نامحدود است و انسان به این درک از خویش و هستی رسیده که همه عالم مظهر خداوند متعال است دیگر می داند که این دنیای مادی محدود هرگز نمی تواند آن لذت خالص و بکر و بسیط را نصیب من بگرداند.

نگاه جامع قرآن به عذابهای روح و بدن آدمی

وی درتفسیر المیزان ج‏ سوم، ص: ۱۵؛ نگاه قرآن به حقیقت انسان را این چنین بیان می دارد:

قرآن كريم انسان را موجودى مركب از روحى جاودانى، و بدنى مادى و متغير مى‏داند، انسان از نظر قرآن همواره با چنين وصفى قرار دارد، تا بسوى پروردگار خود برگردد، در آن موقع است كه خلود و جاودانگى آدمى شروع مى‏شود و ديگر دچار زوال (و دگرگونگى) نمى‏گردد.

پس، از نعمتهاى دنيا بعضى مانند علم، تنها مايه سعادت روح آدمى است، و بعضى‏ مانند مال و فرزندى كه او را از ياد خدا باز ندارد، مايه سعادت روح و جسم او خواهد بود، آنهم چه سعادت بزرگى.

و همچنين بعضى از حوادث كه مايه محروميت و نقص جسم آدمى است، ولى براى روح جاودانه او سعادت است، مانند شهادت در راه خدا، و انفاق مال و ساير امكانات در اين راه، كه اين نيز از سعادت آدمى است، همچون تحمل نوشيدن دواى تلخ است كه دقايقى آدمى را ناراحت مى‏كند ولى مدت طولانى مزاجش را سالم مى‏سازد.

امر خوش آیند جسم و مضر به روح؛ سعادت آور نیست

یعنی به طور خلاصه از منظر علامه طباطبائی، قرآن آنچه را كه خوش‏آيند جسم و مضر به روح آدمى است، مايه شقاوت آدمى و عذاب او می داند، و لذا قرآن كريم اينگونه اعمال را كه تنها لذت جسمانى دارد، متاعى قليل خوانده، كه نبايد به آن اعتنا كرد.

چنانچه خداوند متعال در آیه ۱۹۷ سوره آل عمران بیان می دارد:{ لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ، مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ}

یعنی رفت و آمد و تسلط كفار در بلاد، تو را فريب ندهد، كه بهره و نفعى اندك است، و بدنبال آن جايگاهى در جهنم است كه بد جايگاهى است.

امر مضر به روح و جسم

و همچنين هر چيزى كه مضر به روح و جسم، هر دو است، قرآن آن را نيز عذاب خوانده هم چنان كه خود ماديين هم آن را عذاب مى‏شمارند.

اما قرآن آن را از جهتى، و ماديين از نظرى ديگر عذاب مى‏دانند. قرآن آن را از اين نظر عذاب مى‏داند كه مايه ناراحتى روح است، و ماديين از اين نظر عذاب مى‏دانند كه مايه بدبختى و ناراحتى بدن است، نظير انواع عذابهايى كه بر امتهاى گذشته نازل شده.

و قرآن در اين باره مى‏فرمايد:

{" أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ؟ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ، الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ، وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ، وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ، الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ، فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ، فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ، إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ"}

ترجمه

مگر نديدى خدا با قوم عاد با آن بناى ستون‏دار كه نظير آن در شهرها ساخته نشده بود، چه كرد؟

و با فرعون صاحب ميخ‏ها، همانها كه در شهرها طغيان كردند، و در آن فساد بسيار كردند و پروردگارت تازيانه عذاب بر آنها فرود آورد، كه پروردگار تو در كمين است.

(سوره فجر آيه ۱۴.)

انسان مادی نیز بدون توجه به توصیه های خدا به سعادت نمی رسد

سعادت و شقاوت موجودات با شعور، بستگى به شعور و اراده آنها دارد چون ما يك امرى را كه در نظر ديگران لذيذ است ولى ما لذت آن را احساس نمى‏كنيم، سعادت خود نمى‏دانيم، هم چنان كه امرى را كه براى ديگران الم‏انگيز است ولى ما از آن احساس الم و ناراحتى نمى‏كنيم، شقاوت نمى‏شماريم.

از همين جا روشن مى‏شود، روشى كه قرآن در مساله سعادت و شقاوت طى كرده غير از آن روشى است كه ماديين پيش گرفته‏اند، و انسان فرو رفته در ماديات هم اگر بخواهد زندگيش گوارا شود بايد از مكتبى پيروى كند كه سعادت حقيقى را سعادت بداند، و شقاوت حقيقى را شقاوت بداند، چون قرآن آنچه واقعا سعادت است سعادت مى‏داند، و آنچه براستى شقاوت است شقاوت مى‏خواند.

تکوینی بودن قوانین دینی

علامه طباطبائی در این قسمت از بیان نورانی خویش می خواهند بگویند که علم همه لذات و شدائد در نزد خداست و حتی بشر مادی نیز محکوم به این قوانین تکوینی می باشد، مثل این است که شما تکه شیشه‌ای را ناخواسته درون غذای خود به حلق فروببری، چه بخواهی و چه نخواهی این تکه شیشه حنجره شما را پاره خواد کرد، این ذات طبیعت است و در نظام تکوین نهادینه شده چه بخواهید و چه نخواهید بر شما یک عذابی را تحمیل خواهد کرد همین مطلب در مورد مسائل روحی و قوانین دینی نیز حاکم است و صرف ندانستن و یا مهم نپنداشتن یک امری که از طرف خداوند متعال عذاب بیان شده است، سبب رفع عذاب نخواهد شد.

حقیقت سعادت، دلدادگی به خداست

قرآن به پيروان خود تلقين مى‏كند كه دل، به غير خدا نبندند، و به آنان اين باور را مى‏دهد كه تنها مالكى كه مالك حقيقى هر چيز است خدا است، هيچ چيزى جز بوسيله خدا روى پاى خود نمى‏ايستد، (چنين كسى اگر دوا مى‏خورد دواى خدا را مى‏خورد، و اگر غذا مى‏خورد غذاى او را مى‏خورد، براى دوا و غذا و هيچ چيز استقلال در تاثير قائل نيست و نيز چنين كسى هيچ هدفى را جز براى او دنبال نمى‏كند.

و چنين انسانى در دنيا چيزى بجز سعادت براى خود نمى‏بيند، آنچه مى‏بيند يا سعادت روح و جسم او هر دو است، و يا تنها سعادت روح او است، و غير اين دو چيز را عذاب و دردسر مى‏داند.

سعادت خیالی انسان مادی گرا

انسان دل بسته به ماديات و هواى نفس كه چنين فردى چه بسا خيال كند آن اموال و ثروتى كه براى خود جمع‏آورى كرده مايه خير و سعادت او است، ولى به زودى بر خبط و گمراهى خود واقف مى‏شود، و همان سعادت خيالى تبديل به شقاوت يقينى مى‏شود چنان كه خداوند فرموده:

{" فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ".}

ترجمه

بحال خودشان وابگذار تا در ماديات فرو روند و سرگرم بازى باشد تا بناگاه روزى را كه وعده داده شده‏اند ديدار كنند. (سوره معارج آيه ۴۲.)

و نيز فرموده:

{" لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ".}

ترجمه

تو از اين در غفلت بودى. ما پرده از پيش چشمت كنار زديم، و در نتيجه امروز چشمانت تيزبين شده است. (سوره ق آيه ۲۲.)

و نيز فرموده:

{" فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا، وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا، ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ".}

ترجمه

پس از هر كس كه از ياد ما اعراض مى‏كند و بجز زندگى دنيا نمى‏خواهند، روى برگردان، اينها سطح فكرشان اينقدر كوتاه است. (سوره نجم آيه ۳۰.)

لذت خالص در این دنیا وجود ندارد

علاوه بر اينكه در هيچ جاى دنيا و نزد هيچ يك از دنياپرستان مادى، نعمتى كه لذت خالص باشد وجود ندارد، بلكه اگر از نعمتى لذتى مى‏برند همان لذت توأم با غم و اندوه است،غم و اندوهى كه خوشى آنان را تيره و تار مى‏سازد.

تفاوت نگاه قرآنیان به خوشبختی و بدبختی

از اينجا روشن مى‏ شود كه درك و طرز فكرى كه در انسانهاى موحد و مخصوصا در اهل قرآن است غير درك و طرز فكرى است كه ديگران دارند، با اينكه هر دو طايفه از يك نوع هستند، يعنى هر دو انسانند، البته بين دو نقطه نهايى اين دو طرز تفكر مراتب بسيارى هست، كه صاحبان آن اهل ايمان هستند اما طايفه ديگر بخاطر نرسيدن به كمال تربيت و تعليم الهى، كم و زياد و يا زيادتر گرفتار انحراف فكرى مى‏شوند.

البته گاهی در قرآن کلمه عذاب در همین عذاب مادی استفاده می شود که به بیان عذاب مادی موقت اشاره دارد.

نظر علامه طباطبائی در مورد نگاه قرآن به مساله عذاب و حقیقت آن همین بود که بیان شد.

تحقیق و تنظیم: حامد حسن زاده