داخلی     خبر     بین الملل
دبیرکل حزب‌الله: مقامات اسرائیل به شکست خود در جنگ 33 روزه اذعان دارند
  دبیر کل حزب الله لبنان گفت هدف اسرائیل از تجاوز سال 2006 نابودی حزب الله بود اما حزب الله نه تنها نابود نشد بلکه روز به روز بر قدرتش نیز افزوده شد.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۴۰
کد مطلب : 66983
دبیرکل حزب‌الله: مقامات اسرائیل به شکست خود در جنگ 33 روزه اذعان دارند
سید حسن نصر الله افزود این نبردی که ما امروز سالروز پیروزی آن را جشن گرفته ایم و اسرائیلی ها آن را جنگ دوم لبنان می نامند با وجود آنکه یازده سال از آن گذشته است اما همچنان حضور قدرتمند آن در نزد سران نظامی، امنیتی و سیاسی اسرائیلی ها و افکار عمومی اسرائیل احساس می شود. این نشانگر آن است که جنگ سی و سه روزه تاثیر بسیار عمیقی در ضمیر اسرائیلی ها داشته است و اسرائیلی ها با این نبرد به عنوان یک واقعه تاریخی استثنایی در تاریخ این رژیم و این ملت غاصب برخورد می کنند. از این رو اسرائیلی ها در سالروز این پیروزی به بحث و تحلیل و بررسی این موضوع می پردازند و در این یازده سال این پژوهش ها متوقف نشده است و به طور مستمر، جنگ سی و سه روزه موضوع پژوهش ها ، مناقشه ها ، طرح ها ، توجهات ، چشم اندازها و جنگ روانی شان بوده است زیرا این مساله برای اسرائیل یک واقعه بزرگ و مهم محسوب می شود.

همین چند روز پیش من داشتم برخی از اظهارات اسرائیلی ها را دنبال می کردم و دیدم که برخی از آنها خواهان تشکیل دوباره کمیته لینوگراد شده بودند زیرا پس از یازده سال مسائلی برای آنها مشخص شده است که یازده سال پیش معلوم نبود. آنها همچنان نتایج این نبرد را بررسی می کنند و از آن عبرت می گیرند و حفره های امنیتی شان را ترمیم می کنند. آن ها همچنان تلاش می کنند اعتمادی که میان ملت اسرائیل، ارتش اسرائیل و سران این رژیم وجود داشت و جنگ سی و سه روزه آن را نابود کرد بازسازی کنند. این خطرناک ترین مساله از نتایج آن نبرد بود.

اسرائیلی ها با چراغ موشی به دنبال این هستند که به ملت اسرائیل نشان دهند که در گوشه ای از این نبرد یه موفقیت کوچکی هم اسرائیل داشته است یا در دیگر گوشه این نبرد موفقیت کوچکی بیابند اما همه این ادعاها دروغی بیش نیست.
پس از یازده سال آنها همچنان از یک سو به شکست شان اعتراف می کنند و از سوی دیگر به حجم چالشی که مقاومت اسلامی در لبنان همچنان در پیش روی آنها ایجاد کرده است اذعان می کنند.

به این حقیقت توجه کنید که در یازده سال به ویژه در سال های اخیر اسرائیل از افزایش توان حزب الله سخن می گوید، اسرائیل تصریح می کند که حزب الله در زمینه نفرات، نیروها و افزایش تجربیات پیشرفت کرده است اسرائیل از پیشرفت تسلیحاتی حزب الله و موشک های دقیق حزب الله سخن می گوید. من امروز در سالروز نبرد سی و سه روزه به شما می گویم با هر اظهار نظری که اسرائیلی ها می کنند و هر زمانی که اسرائیلی ها از افزایش توان حزب الله سخن می گویند در واقع دارند به شکست خود در نبرد سی و سه روزه اعتراف می کند. چرا؟ زیرا هدف اساسی از نبرد تموز در سال 2006 این بود که حزب الله را از بین ببرند نه اینکه بخواهند حزب الله را تضعیف کنند، بلکه هدف از این جنگ نابود کردن آن بود. بسیار خوب یازده سال از آن جنگ می گذرد و اسرائیل از افزایش توان و نیروی حزب الله سخن می گوید و اذعان می کند موشک های حزب الله بیشتر شده است و دقت هدف گیری آن بالاتر رفته است و تعداد نیروهای مبارز حزب الله نیز بیشتر شده است، این سخنان چه معنایی دارد، معنای این سخنان این است که اسرائیل اعتراف کرده است در تحقق هدف اساسی خود در نبرد سی و سه روز شکست خورده است. اسرائیل هم اکنون با این مشکل در همه کنفرانس های هرتزلیا مواجه است بویژه همین چند ماه پیش این مطلب را بیان کرده بودند که تهدید اساسی ما حزب الله لبنان است و اینکه باید چگونه با این تهدید برخورد کنیم. پس از نبرد با حزب الله، مساله غزه پیش آمد و مبارزان غزه در برابر اسرائیل قرار گرفتند، تجربه غزه مشابه و همرزم تجربه مقاومت لبنان بود. این مشکل اساسی اسرائیل در حال حاضر است مشکلی که اسرائیلی ها به صراحت از آن سخن می گویند.

ما وقتی از آزادسازی سال 2000 سخن می گوییم باید به این نکته توجه داشته باشیم که آزادسازی سال 2000 با ادعا و شعار و عربده کشی و آرزو و رویا به دست نیامده است بلکه این موفقیت نتیجه فعالیت جدی و مقاومت جدی بوده است که در همه چیز جدیت به خرج داده اند. ما اگر مقاومت جدی نداشتیم و در عرصه میدانی به نبرد با اسرائیل بر نمی خواستیم و همچنین پایداری سیاسی و دولتی به خرج نمی دادیم نمی توانستیم این پیروزی را رقم بزنیم.

در لبنان مقاومت جدی یافت می شود این مقاومت نه شوخی سرش می شود نه لودگی، نه چیزی از وقت کشی می داند و نه تعطیلی سالانه دارد. مقاومت به صورت شبانه روزی فعالیت می کند. فکر می کند و طرح ریزی می کند و کارها را دنبال می کند و تمامی داده ها را مورد بررسی قرار می دهد و تمامی تحولات و توانمندی های دشمن و منطقه را با دقت زیر نظر دارد و برنامه ریزی می کند و به طور مستمر طرح ها و برنامه های خود و ساختارهایش را مورد تجدید نظر قرار می دهد و نیروهایش را آموزش می دهد و خود را به بهترین تسلیحاتی که می تواند به آنها دست یابد مجهز می کند و این حق طبیعی مقاومت است. مقاومت با جدیت و شفافیت تمام و اخلاص کامل به فعالیت می پردازد. مقاومت هنگامی که وارد نبردی می شود آن را ارزیابی می کند و از تجاربی که در آن نبرد به دست می آورد استفاده می کند و گام های بعدی را بر اساس آن بر می دارد. همچنان که چند روز پیش در جرود عرسال و جرود فلیطه رخ داد. شما این مقاومت جدی را دارد مقاومتی که این مردان و این امکانات و این توانمندی ها را دارد. دشمن به خوبی می داند که مشکلش این است و این مقاومت همان چیزی است که باید ارزش و اهمیت آن را بدانیم زیرا ما در برابر یک ارزش انسانی هستیم این مقاومت با خلاص و صدق و عمل برای تحقق اهداف بزرگ و اهداف ملی از دیگران متمایز می شود مقاومت به دنبال دستاوردهای شخصی و حزبی و طائفه ای نیست. چند روز پیش یکی از شخصیت های سیاسی لبنانی گفته بود ما می ترسیم پس از آنکه حزب الله کار جرود عرسال و جرود فلیطه را یکسره کرد بیاید و خواهان اصلاح سهم بندی هایی که در نظام سیاسی لبنان وجود دارد بشود و بخواهد که سهم بیشتری به شیعیان تعلق بگیرد.

من به شما اطمینان خاطر می دهم خیالت راحت باشد، ما چنین نمی کنیم. ما نه در سال 2000 چنین کاری کردیم و نه در سال 2006 دست به چنین کاری زده و نه هم اکنون به دنبال این مساله هستیم. بعد از سوریه نیز چنین نمی کنیم.

از لحاظ انسانی و اخلاقی آنچه این مقاومت را متمایز می کند این است که اهداف ملی را پیش روی خود قرار داده است و برای تحقق این اهداف می کوشد و به هیچ وجه دنبال دستاوردهای سیاسی در لبنان نیست. این ارزش اساسی مقاومت است که باید آن را درک کرد و آن را حفظ کرد و محفوظ نگه داشت. نباید از آن ترسید بلکه باید به آن تکیه کرد و با آن اطمینان خاطر پیدا کرد و به آن استناد کرد.