داخلی     گفتگو    
مهرزاد دانش:
حضور دین در سینما را به سینمای دینی ترجیح می دهم
  سومین نشست از سلسله نشست های بررسی فرم و محتوا در ادبیات دینی با نام سینمای دینی و با حضور مهرزاد دانش، نویسنده و منتقد سینما در مدرسه اسلامی هنر برگزار شد.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۱۲
کد مطلب : 11263
حضور دین در سینما را به سینمای دینی  ترجیح می دهم
به گزارش خبرگزاری آینده روشن، مهرزاد دانش، شب گذشته درباره سینمای دینی گفت: بحث سینمای دینی، ترکیبی است که در استانداردهای شناخته شده سینمای جهان وجود ندارد و فیلم هایی مانند ده فرمان و عیسی بن مریم و مصائب مسیح، تحت عنوان فیلم های تاریخی یاد شده است. 

وی در ادامه افزود: البته عنوان فیلم های مذهبی یا فیلم های دینی در ادبیات سینمای خارج از ایران هم وجود دارد، ولی بیش تر و عمدتا معطوف می شود به آن فیلم هایی که مستقیما به کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان ارجاع داده اند و غیر از این به اثر دیگری به عنوان فیلم دینی یا فیلم مذهبی نگاه نمی شود. 

این منتقد سینما گفت: سینمای دینی یا فیلم دینی بیش تر بعد از انقلاب اسلامی در ادبیات هنری و سینمای ما رواج پیدا کرد و این بنا به ره یافت فرهنگی بود که انقلاب اسلامی دنبال می کرد. 

دانش سپس با توجه به بررسی زاویه های مختلفی که بحث سینمای دینی پرداخته اند و همچنین اینکه چه نهادها و مؤسسات و افرادی در این زمینه حرکت کرده اند گفت: یکی از اولین نهادهایی که بحث سینمای دینی را پی گرفت و ادبیات آن را در جامعه جا انداخت حوزه اندیشه و هنر اسلامی بود که بعدها به نام حوزه هنری، زیر مجموعه سازمان تبلیغات اسلامی واقع شد و چهره شاخص آن محسن مخملباف بود. 

وی با بیان این که مخملباف از چه زاویه هایی سینمای دینی را پی گرفت ادامه داد: 1. نمودهای ظاهری دین که در واقع احکام ظاهری دین را در این زاویه بحث می کرد. 2. اخلاق گرایی در دین که سعی کرده بود آن جنبه های اخلاقی دین را استنتاج کند، مانند فیلم توبه نصوح که بحث توبه را مطرح می کرد. 3. نگاه فرعی به ادبیات سینمایی از دیدگاه دین. جدای از نمودهای فقهی و اخلاقی، این ارزش مندترین کاری بود که مخملباف انجام داد. 

همان طور که خود او در جمله معروفش می گوید: «من سینمایم، سینمای قرآنی است.» و در توضیح می گفت: «جدای از جنبه های معنایی قرآن، من از نظر فرمی هم از قرآن الگو گرفته ام. مانند فیلم دست فروش.» 

دانش در حالی که الگوی دیگر در سینمای دینی را الگوی بنیاد سینمای فارابی ـ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد ـ معرفی می کند. گفت: سید محمد بهشتی، رئیس وقت بنیاد سینمایی فارابی فیلم نامه ای تحت عنوان «آن سوی مه» نوشت که در اواسط دهه 60 ساخته و اکران شد. عنوان «سینمای معناگرا» که طی دو ـ سه سال اخیر مطرح شده، منشأش این فیلم عارفانه است که به بحث جبر و اختیار می پردازد. 

وی در زمینه بنیاد سینمای فارابی گفت: یک سینمای عرفانی که بیش تر سعی می کرد آن جنبه های معناگرایانه تر دین را لحاظ کند و خیلی با متن قرآن، ظاهر قرآن و الگوی روایی قرآن کار نداشت. سومین الگویی که در این نشست ارائه می شود؛ الگوی وزارت ارشاد در نیمه اول دهه 70 است و آن توجه دادن فیلم سازان به جنبه های خیلی ظاهری دین بود. 

دانش در این گفت: این الگو بیش تر مناسک گرا و آیین گرا بود. جشنواره نماز را بر پا می کردند و هر فیلمی که بدون ربط یا با ربط در آن نماز خوانده می شد به آن جایزه می دادند. و یان بستری محیا کرد برای یک ریا کاری خیلی مشمئزکننده که در این نوع فیلم ها به چشم می خورد. 

طبق گفته این نویسنده و منتقد سینما موج دیگر که بحث سینمای دینی را راه انداخت، سید مرتضی آوینی بود. ایشان بیش تر نگاهش فلسفی بود که مبتنی برمکاشفه و شهود قرار داشت. 

دانش گفت: آوینی معتقد بود زمانی به سینمای واقعی دست پیدا می کنیم که بتوانیم از این سیطره تمدن غرب، از سیطره مدرنیسم که تجلی عینی اش در تکنولوژی و فن آوری جلوه پیدا کرده خارج شویم. 

وی پس از آن که مشکلات این نگاه را برشمرد، اظهار داشت: من معتقدم قصه های قرآنی خیلی قابلیت درام پردزای در آن ها وجود ندارد. البته استثنایی هم وجود دارد، مثل داستان حضرت یوسف. این نقص قرآن نیست، نقص من است که به عنوان یک مخاطب، برداشت قصه وار از ماوراها و سرگذشت ها می کنم. 

دانش در ادامه گفت: معضلی که صدا و سیما در بازخوانی قصص قرآنی داشت بیش تر مربوط به این بود که مصالح کافی برای یک روایت دراماتیک در قرآن وجود ندارد. رجوع به روایت های امامان اطهار (ع) و یا دیگران درباره تاریخ زندگی شخصیت های قرآنی و تخیل پردازی که به دروغ بستن بر پیامبران و امامان نینجامد، دو راه حلی بود که دانش در حل مشکل نوع نگاه مترجمان قصه های قرآنی سازمان صدا و سیما عنوان کرد. 

دانش افزود: این که این نوع نگاه تبدیل به یک دکان شده، این مشکل است، یعنی فیلم سازهایی هستند که اعتقاد به هیچ چیز ندارند ولی با نمایش چهار تا به قول خودشان چیز معناگرا، تسهیلات، وام و دیگر امکانات را جذب می کنند که بستر فرصت طلبی را به عنوان آفت اصلی حضور دین در سینما دنبال می کند. 

وی بر اساس گفته های اسفندیاری مسئول حوزه سینمای معناگرای، بنیاد سینمای فارابی، مؤلفه های سینمای معناگرا را در سه مورد بیان کرد: 1. اولا سینمایی است که عالم غیب را به تصویر می کشد؛ معنا در مقابل ماده. پدیده ای که وجود دارد، واقعیت دارد و حقیقت دارد ولی توسط حواس مادی قابل تجربه نیست مثل خدا، فرشته. 2. رمز آلودگی؛ یعنی عالم غیب یا ماورائی که رمزآلود باشد؛ نه به تنهایی غیب و نه به تنهایی رمز آلود. 3. معطوف به یک وجود قدسی باشد که ما معتقدیم خداوند متعال است و در سال های اخیر این ره یافت نسبت به بقیه موفق تر بوده است. 

وی در پایان درباره عبارت سینمای دینی گفت: حضور دین در سینما را به جای سینمای دینی می پسندم.