داخلی     مقاله     انديشه
موافقان و مخالفان در حکومت مهدوی
  تبلیغات علیه امام پیش از ظهور به حدی است که مردم از آمدن ایشان وحشت دارند. چهره ی رحمانیت آن حضرت نادیده گرفته شده و سالها چهره ای خونریز از او به تصویر کشیده شده است بنابراین هر چه مردم از ایشان می دانند کشتار، جنگ و عدالتی خشک است
Share/Save/Bookmark
شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۲
کد مطلب : 64653
موافقان و مخالفان در حکومت مهدوی
پایگاه خبری آینده روشن - هر دولتی که سر کار می آید، مخالفان و موافقانی دارد. دولت حضرت مهدی (عج) نیز از این قاعده مستثنی نیست. شرایط آن زمان، یه گونه ای است که برخی از مردم را به مخالفت وا می دارد.
تصور کنید:
مردم قرنها زیر سلطه ی استعمارگران و مستبدّان بوده اند. برخی سال ها سر سیر زمین نگذاشته اند و بسیاری از مردم گرفتار بحران های آخرالزمان شده اند و حتی در این چاله ها نزدیکان خود را از دست داده اند. این وقایع در یک طرف قضیه است. از سوی دیگر حضرت مهدی (عج) در آغاز قیام خود تا 8 ماه شمشیر جنگ را زمین نمی گذارند و همین ماجرا مردم را می ترساند. از طرف دیگر سرزمین های تحت حکومت امام زمان (عج) – مثل عراق- از آسایش و راحتی برخوردارند و همین مردم را به سمت ایشان سوق می دهد، چرا که از خوبی های امام کم نشنیده اند. بنابراین مردم در هنگامه ظهور، مردّدند.
مخالفان
در میان مردم، از هنگام ظهور، سه گروه مخالف وجود دارد:
نخست: کسانی که با دیدن کشتار کافران به دست امام در شخصیت وی دچار تردید می شوند و با خودشان می گویند: «این فرد از نسل محمد (صلی الله علیه و آله) نیست، وگرنه به ما رحم می کرد.» (1)
آنها به خاطر مخالفت با این کشتار خود را از طرفداری از حضرت کنار می کشند.
پاسخ به یک اشکال: خودمان را لحظه ای به جای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) بگذاریم:
وقتی عده ای شمشیر را از رو بسته اند که امام را در هر فرصتی به قتل برسانند و وقتی مأموریت ایشان، تشکیل حکومت عدل است و عده ای می خواهند مانع این مأموریت الهی باشند و هدایت پذیر هم نیستند، چاره ای جز کشتن آنها نیست. چرا که این اقلیت آسایش اکثریت مردم را سلب کرده اند.
دوم: در روایات آمده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هر گاه پرچم حق آشکار شود، مردم شرق و غرب جهان، نفرینش می کنند.» (2)

به نظر می رسد این تنفر به چند چیز بازمی گردد:
الف) عده ای بدگمان شده اند که اهل بیت (علیهم السلام) نمی توانند حکومتی را اداره کنند چرا که در سالهای امامت خود، از خلیفه شدن خودداری کرده اند. از طرفی عده ای که خود را خاندان پیامبر معرّفی کرده اند، سال ها بر مردم ستم روا داشتند. مردم که در ابتدای کار نمی توانند بین اهل بیت راستین و خاندان خلفای بنی عباسی و دیگر حاکمان تفاوتی بگذارند، از حضرت متنفر می شوند.
ب) تبلیغات علیه امام پیش از ظهور به حدی است که مردم از آمدن ایشان وحشت دارند. چهره ی رحمانیت آن حضرت نادیده گرفته شده و سالها چهره ای خونریز از او به تصویر کشیده شده است بنابراین هر چه مردم از ایشان می دانند کشتار، جنگ و عدالتی خشک است.
سوم: سومین گروه مخالفات که علیه امام به شورش مسلحانه دست می زنند گروهی هستند که منافع خودشان را در خطر می بینند. این گروه پس از تشکیل حکومت امام در عراق، شورش می کنند و امام همه را شکست می دهند. برخی روایات حاکی از آن است که تعداد این شورش ها به 13 می رسد. (3)
موافقان
خوب است بدانیم که مخالفان امام در اقلیت هستند و غالباً پس از مدتی می فهمند که چهره ی واقعی امام چیست و در جرگه ی موافقان در می آیند.
اما موافقان:
«ساکنان آسمان و زمین از او خوشنودند، مردگان آرزو می کنند زنده بودند زیرا می دانند که خداوند به مردم دنیا چه خیراتی را ارزانی داشته است.» (4)
و:
«از دولت او، اهل آسمان و زمین و پرندگان در هوا راضی و خشنودند.» (5)

پی نوشت:
1. صدر، محمد، تاریخ پس از ظهور، ص 361
2. نعمانی، الغیبه، ص 165
3. محمد، صدر، همان، ص 367
4. همان، ص 368
5. الهیثمی، احمد بن حجر، الصواعق المحرقه، ص 98