داخلی     يادداشت     انديشه
عصر ظهور، عصر تکمیل عقول
  یکی از روایات مربوط به دستاوردهای ظهور، فرموده ای است از امام باقر علیه السلام: "اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم" یعنی: وقتی قائم ما قیام کند دستش را بر روی سر بندگان قرار می دهد و از این طریق عقل آنان را جمع می کند و عقولشان به کمال می رسد.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۳۰
کد مطلب : 65652
عصر ظهور، عصر تکمیل عقول
یکی از روایات مربوط به دستاوردهای ظهور، فرموده ای است از امام باقر علیه السلام: "اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم" یعنی: وقتی قائم ما قیام کند دستش را بر روی سر بندگان قرار می دهد و از این طریق عقل آنان را جمع می کند و عقولشان به کمال می رسد. (1)
با دیدن این روایت سوالی که ممکن است به ذهن تبادر کند این است که عقول مردم قبل از قیام حضرت دارای چه نقص یا نواقصی است که در ایام ظهور کامل می شود؟ و مراد از جمع عقول و تکمیل احلام چیست؟
برای پاسخ به این سوال باید بدانیم معنای "عقل" و "عقلانیت" و "احلام" چیست؟ و تکمیل آن چگونه ممکن است؟
عقل به معنای منع کردن، بستن و نگه داشتن است. عقل در وجود انسان مانع از انجام کارهای نادرست و بر خلاف سرشت و فطرت انسان می گردد. و "احلام" جمع "حلم" است که مترادف واژه عقل است و در قرآن هم در معنای عقل بکار رفته است. در فرهنگ اسلامی برای عقل سه منشور و سه ظرفیت در نظر گرفته شده است:
1) عقلانیت در مقیاس کلی
2) عقلانیت ارزش ها
3) عقلانیت ابزاری

1. عقلانیت در مقیاس کلی
این سطح از عقلانیت پاسخگوی مسایل اساسی و مهم مربوط به "مبداء ، معاد و دنیا" است و می تواند مختصات و مبانی و اهداف حیات آدمی را معلوم کند. و این سطح از عقل در واقع سنگ بنای عقلانیت در انسان است.
چهارده قرن و اندی است که در منابع اسلامی شاهد هستیم در باب لزوم تعقل انسان در امور مربوط به خداشناسی، هستی شناسی، انسان شناسی تاکید شده، آیاتی مانند: "در آفرینش آسمانها و زمین و در گردش شب و روز برای صاحبان خرد نشانه ها قرار داده است." (2) و آیه دیگر: "عاقلان کسانی اند که در آفرینش هستی فکر می کنند و می گویند: خدایا دانستیم که هستی را بیهوده نیافریده ای." (3)
همچنین روایاتی مانند فرموده امام علی علیه السلام که: " ‏‏«رَحِمَ اللَّه إمرء أعَدَّ لِنَفسِه و استَعَدَّ لِرَمسِه و عَلِمَ مِن‏ أین‏ و فی‏ أین‏ و إلى أین‏" رحمت خدا بر کسی باد که مقدمات تربیت و تعالی نفس خود را آماده سازد و خود را برای عالم قبر آماده سازد و بداند از کجا آمده است؟ اکنون در چه موقعیتی زندگی می کند؟ به کجا خواهد رفت؟(4)
دعوت به تفکر و تعقل در مسایل مربوط به خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی از مطالبات دین اسلام است اما چنین عقلی در جامعه مدرن و پست مدرن هیج جایی ندارد. آنها می گویند: عقل نمی تواند به چنین مفاهیمی دست یابد!
2. عقلانیت ارزش ها (عقل اخلاقی)
سطح دیگری از عقلانیت مربوط به کار عقل در تنظیم روابط انسان با انسان و انسان با جهان (طبیعت) است که این بحث به مقوله معیارهای اخلاقی وابسته است.
اینکه چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش و چه چیزی بی ارزش؟ کدام ارزش بیشتر و کدام ارزش کمتر دارد؟ باید و نبایدهای اخلاقی و حقوقی در این سطح از عقلانیت می گنجد.
غالب افراد جوامع مدرن می گویند: دلیلی بر اینکه چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است وجود ندارد! اخلاق امری نیست که معیار عقلانی داشته باشد بلکه امری نسبی و قراردادی است یعنی ممکن است چیزی در یک قوم خوب شمرده شود و همان چیز در قوم دیگری بد باشد. برخی هم اخلاق را محصول جامعه می دانند به همین خاطر است که حکومت های لیبرال دمکراسی بر تمایلات اکثریت جامعه استوار است. بنا بر این محور اخلاق برای آنان "سود و لذت" است. اینکه یک چیز تا چه اندازه برای او سود دارد و او را ارضاء نفسانی می کند همان معیار خوبی و بدی است.
زهد و تقوا و ایثار و جهاد و انفاق و شهادت طلبی در جامعه مدرن اسمهای خوش ظاهر و فریبنده ای هستند که عمل به آنها به ضرر انسان تمام می شود. می گویند: چرا من جان شیرین خود را در میدان جنگ به خطر اندازم؟ چرا باید از مال خودم که برایش زحمت کشیده ام به دیگری ببخشم؟ چرا به هر گونه لذتی که تمایل دارم نرسم؟
در حالیکه قرنها پیش خداوند متعال با خطاب قرار دادن انسان و طلب داوری از او در واقع به او فهمانده است که عقل او توانایی این داوری را دارد که خوبی و بدی و ارزش و ضدارزش را از هم تمایز دهد. فرموده است: آیا نور و تاریکی یکسان است؟ آیا آنکه می داند با آنکه نمی داند مساوی است؟ آیا کور و بینا در یک سطح اند؟

3. عقلانیت ابزاری (عقل معاش)
این سطح از عقلانیت که اهمیتش از دو عقل مذکور کمتر است مربوط می شود به کنترل و تامین ابزار دستیابی به اهداف دنیا. این سطح از عقلانیت به این سوالات پاسخ می دهد که چطور راحت تر بخوریم؟ چگونه سریعتر حرکت کنیم؟ چگونه امکانات بیشتر داشته باشیم؟ چگونه کمتر رنج ببریم؟ و چگونه بیشتر لذت ببریم؟ این عقل در راستای دو عقل دیگر از لوازم زندگی مادی است.
در روایات بسیاری در مورد این عقل و فواید آن در زندگی بشر سخن رانده شده است. امام رضا علیه السلام می فرماید: مومن سه علامت دارد: "یکی از آنها تقدیر معیشت است...." یعنی کسی که اقتصاد زندگی خود را اندازه گیری می کند و الگوی مصرف معقولی دارد و نه افراط دارد و نه تفریط، مومن است. (5) امام علی علیه السلام نیز می فرماید: "العقل انک تقتصد و لا تفسد" یعنی: عقل آن است که میانه رو باشی و اسراف نکنی. (6)
تفاوت جامعه مدرن با جامعه اسلامی در این زمینه این است که آنها عقل را منحصر به عقل ابزاری می دانند. زیرا انسان را به عنوان یک فرد با زندگی ابدی نمی شناسند لذا تا هر اندازه ای که بتوانند در تامین هر چه بیشتر رفاه، لذت و سود دنیایی خود تلاش می کنند و منکر اخلاق و مسایل مربوط به معاد هستند. کاری ندارند که آنچه انجام می دهند ارزشمند است یا نه؟ آیا مورد رضایت خداوند است یا خیر؟ اما اسلام عقل ابزاری را در راستای عقل ارزشی و عقل معاد می داند در نتیجه می بایست یک فرد مومن مسلمان در هر گونه تفکر و عقلانیت از سویی نگاهش به یک زندگی آباد در دنیا باشد و از سوی دیگر نگاهی به رضایت الهی داشته باشد و همواره این سوال را در قلب خود زنده نگه دارد که آیا این گفتار و رفتار و کردار من مورد پسند ربّ العالمین هست یا نه؟
بنا بر این، روایتی که بیان می کند "وضع یده علی رووس العباد و کملت بها احلامهم" مرادش این است که در ایام ظهور، آن ابرعقل آخرالزمانی با عنایت رحمانی خود کاری خواهد کرد که عقول انسان ها تکمیل شود و اکمال حقیقی به این است که انسان ها نگاهشان در همه اقوال و افعال به سوی رضایت خدای متعال باشد و در زیر سایه توحید و به دور از هر گونه شرکی زندگی شیرین در جوار محبوب دل ها را تجربه کنند.

پی نوشت:
1. منتخب الاثر، ص483.
2. بقره 164.
3. آل عمران 191.
4. الوافی، ج 1، ص116
5. تحف العقول ص 329.
6. میزان الحکمه، ج6.
شهین کربلایی