داخلی     خبر     انديشه
اندیشه های مهدوی امام خمینی(ره)؛
باید مهیای ظهور باشیم
  باید در این‏ طور روزها و در این‏ طور ایام اللَّه توجه کنیم که خودمان را مهیّا کنیم از برای آمدن آن حضرت. ایشان را نمی‏ توانیم با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الاّ همین که مهدی موعود است.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۶
کد مطلب : 56770
باید مهیای ظهور باشیم

 با سلام و درود به پیش‏گاه مقدس مولود نیمه‏ ی شعبان و آخرین ذخیره ‏ی امامت، حضرت بقیّة اللَّه -ارواحنا فداه- و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچم‏ دار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او. سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می‏ کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می ‏شوند. لزوم حکومت اسلامی در دوران غیبت کبری‏ اکنون که دوران غیبت امام (ع) پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می‏ آید. عقل هم به ما حکم می‏ کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم.(۳۴)

از غیبت صغری‏ تا کنون که هزار و چند صد سال می‏ گذرد و ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟!

قوانینی که پیغمبر اسلام(‏ص) در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا، اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال؟ و پس از غیبت صغری‏، اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟

اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ کس نمی ‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع کنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زکات نباید گرفته شود، قانون کیفری اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود.(۳۵)

اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دوره ‏ی غیبت تعیین نشده است، تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمی‏ خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا این که اسلام، تکلیف را معین کرده است، ولی تکلیف حکومتی نداریم؟

معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود و ما با بی‏ حالی، دست روی دست بگذاریم که هر کاری می‏ خواهند بکنند؟ و ما اگر کارهای آن‏ها را امضاء نکنیم، رد نمی‏ کنیم. آیا باید اینطور باشد؟ یا این که حکومت لازم است و اگر خدا، شخص معینی را برای حکومت در دوره‏ ی غیبت تعیین نکرده است، لکن آن خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب(ع) موجود بود، برای بعد از غیبت هم قرار داده است.(۳۶)

نگویید بگذار تا امام زمان (ع) بیاید. شما نماز را هیچ وقت می‏ گذارید تا وقتی که امام زمان(ع) آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجب‏ تر از نماز است. منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می‏ گفت: « باید معاصی را رواج داد تا امام زمان(ع) بیاید. اگر معصیت رواج پیدا نکند، حضرت ظهور نمی‏ کند!» این‏جا ننشینید فقط مباحثه کنید، بلکه در سایر احکام اسلام مطالعه کنید. حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر کنید. البته، مؤثر خواهد بود. من تجربه کرده ‏ام که تأثیر دارد.(۳۷)

از همه شکننده ‏تر، شعار گمراه‏ کننده "حکومت قبل از ظهور امام زمان(ع) باطل است" و هزاران "اِن قلت" دیگر، مشکلات بزرگ و جان‏فرسایی بود که نمی ‏شد با نصیحت و مبارزه ‏ی منفی و تبلیغات، جلوی آن‏ها را گرفت. تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود که خداوند، وسیله ‏اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد، سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می ‏شد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.(۳۸)

این نویسنده‏ ی جاهل باز در کتابچه‏ ی پوسیده، حرف‏ هایی نسنجیده به دین و دین‏داران نسبت می‏ دهد و از آن، نتیجه‏ های شگفت‏ آور می‏ گیرد. می ‏گوید: (دین امروز ما می‏ گوید: هر دولتی که پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است - کل رایةٍ تُرفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون اللَّه -. می‏ گوید: کار سلطان و همراهی با آن عدیل کفر است - سألته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فی اعمالهم و العون لهم و السعی فی حوائجهم عدیل الکفر - . می‏ گوید: قتال به همراهی غیر امام مانند خوردن گوشت خوک و خون است). بلکه در حدیث صحیح، آماده بودن برای جنگ با دشمن را هم نهی کرده.

این نویسنده، مطالب را درهم و برهم کرده و روی هم ریخته، بی‏ خردانه به اعتراض برخاسته. این احادیث هیچ مربوط به تشکیل حکومت خدایی عادلانه که هر خردمند لازم می‏ داند، نیست. بلکه در روایت اول، دو احتمال است. یکی آن‏که راجع به خبرهای ظهور ولیّ عصر (ع) باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید عَلَم هایی که به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا می‏ شود، باطل است. چنانچه در ضمن همین روایت، علامت‏ های ظهور هم ذکر شده است. و احتمال دیگر آن که از قبیل پیش گویی باشد از این حکومت‏ هایی که در جهان تشکیل می‏ شود تا زمان ظهور که هیچ‏ کدام به وظیفه ‏ی خود عمل نمی‏ کنند و همین‏ طور هم تاکنون بوده. شما چه حکومتی در جهان بعد از حکومت علی بن ابی‏طالب (ع) سراغ دارید که حکومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغی و برخلاف حق نباشد؟

اکنون اگر کسی تکذیب کند از وضع یک حکومتی که این حکومت‏ ها جائرانه است و کسی هم تا زمان دولت حق نمی‏ تواند آن‏ها را اصلاح کند، چه ربط دارد به این که حکومت عادلانه نباید تشکیل داد؟ بلکه اگر کسی جزیی اطلاع از اخبار ما داشته باشد، می‏ بیند که همیشه امامان شیعه با آن که حکومت‏ های زمان خود را حکومت ظالمانه می‏ دانستند و با آن‏ها آن طورها که می‏ دانید سلوک می‏ کردند، در راهنمایی برای حفظ کشور اسلامی و در کمک‏ های فکری و عملی، کوتاهی نمی‏ کردند و در جنگ ‏های اسلامی در زمان خلیفه ‏ی جور باز شیعیان علی(ع) پیش ‏قدم بودند. جنگ‏ های مهم و فتح ‏های شایانی که نصیب لشکر اسلام شده، مطلعین می‏ گویند و تاریخ نشان می‏ دهد که، یا به دست شیعیان علی(ع) یا به کمک‏ های شایان تقدیر آن‏ها بوده، شما همه می ‏دانید که سلطنت بنی امیه در اسلام، بدترین و ظالمانه ‏ترین سلطنت‏ ها بوده و دشمنی و رفتارشان را با آل پیغمبر(ص) و فرزندان علی بن ابی‏طالب(ع) همه می‏ دانید. و در میان همه‏ ی بنی هاشم، بدسلوکی و ظلم‏شان نسبت به علی بن الحسین زین العابدین(ع) بیشتر و بالاتر بود. به همین سلطنت وحشیانه ‏ی جائرانه ببینید علی بن الحسین(ع) چه قدر اظهار علاقه می‏ کند....

اما روایت دوم که می‏ گفت: داخل شدن در عمل سلطان و معاونت کردن از او و رفع حاجت او را کردن، هم ‏دوش کفر است. این ماجراجوی بی‏ خرد چنان‏چه تاکنون دیدید و عادت دارد، در نقل روایات خیانت می‏ کند وگرنه مطلب، روشن‏ تر از آن است که در آن، خود را نیازمند به جواب بدانیم. این روایت و امثال آن که روایات بسیاری است، جلوگیری از داخل شدن در تشکیلات دولت است برای اعانت به ظالم و کمک کاری کردن بر ستم‏کاری‏ ها. این در تمام قوانین عالم ممنوع است.... ما می‏ گوییم در همان تشکیلات خانمان ‏سوز دیکتاتوری هم اگر کسی وارد شود برای جلوگیری از فسادها و برای اصلاح حال کشور و توده، خوب است. بلکه گاهی هم واجب می‏ شود. خوب است آقایان رجوع کنند به کتب فقها در باب ولایت از قِبَل ظالم، ببینند آن‏ها چه می‏ گویند....

این بی‏ خردان ماجراجو فقط برای آن که دولت و ملت را با دین‏ داری و دین‏ داران و خصوصاً با ملاّها بدبین کنند، در میان کتاب‏ ها می‏ گردند، یک حدیث پیدا می‏ کنند. بی‏ آن که بگویند این حدیث در چه موضوعی وارد شده است، به چشم آن‏ها می‏ کشند. غافل از آن که خوانندگان این اوراق، بسیاری‏شان دست کم با تاریخ اسلام سر و کار دارند. آن‏ها می‏ دانند از اصحاب خاص ائمه و دوستان خصوصی این خاندان، در شغل دولتی داخل بودند و ائمه‏ ی دین آن‏ها را تأیید و تمجید می‏ کردند؛ مثل: علی بن یقطین و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبداللَّه نجاشی؛ والی اهواز و دیگران و همین ‏طور از بزرگان علمای ما در دربار سلاطین وارد بودند، چنان‏چه پیش از این، اسم آن‏ها را بردیم.
و اما روایت سوم که می‏ گوید: قتال به همراهی غیر امام، مانند خوردن گوشت خوک و خون است. این جاهل بی‏ خرد، نسنجیده و کتاب‏ های فقها را ندیده، این بیهوده را می‏ گوید. در اسلام، دوگونه جنگ است که یکی را جهاد می‏ گویند و آن کشورگیری است با شرط هایی که برای آن شده است و دیگری، جنگ برای استقلال کشور و دفع اجانب از آن است.

جهاد که عبارت از کشورگیری و فتح ممالک است، پس از آن است که، دولت اسلامی با وجود امام یا به امر امام تشکیل می‏ شود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان که به حدّ بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند و مملوک که از افراد اجانب است، نباشند، واجب کرده است که برای کشورگیری حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالک جهان منتشر کنند و باید همه‏ ی جهانیان بدانند که کشورگیری اسلام با کشورگیری فرمان‏فرمایان جهان، فرق‏ ها دارد....

و چون معلوم شد که جهاد اسلامی، کشورگیری مانند سایر کشورگیری‏ ها نیست. البته باید تشکیل حکومت اسلامی در تحت نظر امام عادل یا به امر او بشود تا به این امر اقدام شود وگرنه، چون کشورگیری دیگر جهانیان شود که آن از حکم خرد، بیرون و از بیدادگری‏ ها و ستم‏کاری‏ ها به شمار می‏ رود و اسلام و تمدن و عدالت اسلامی از آن دور و بری است.
و اما قسم دوم از جنگ اسلامی که به نام دفاع اسم برده شده و آن، جنگیدن برای حفظ استقلال کشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و کسی از مجتهدین نگفته که دفاع را باید با امام یا جانشین آن کرد، بلکه بر تمام افراد توده واجب است به حکم اسلام، از کشور اسلامی محافظت کنند و استقلال آن را پابرجا نمایند.(۳۹) انقلاب اسلامی، مقدمه‏ ی نهضت جهانی حضرت ولیّ عصر(عج) انقلاب مردم ایران، نقطه ‏ی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم ‏داری حضرت حجّت - ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه‏ ی مسلمانان و جهانیان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.(۴۰)

ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می ‏بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیه ‏ی روشن است و وعده‏ ی خداوند تعالی را نزدیک و نزدیک ‏تر می ‏نماید. گویی جهان مهیّا می‏ شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکّه معظّمه، و کعبه‏ ی آمال محرومان و حکومت مستضعفان.(۴۱)

این کشوری که کشور ائمه‏ ی هدی‏ و کشور صاحب الزمان(ع) است، باید کشوری باشد که تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد ، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد که عالم را ان‏شاءاللَّه به عدل و داد بکشد و از این جورهایی که بر مستضعفان می ‏گذرد، جلوگیری کند.(۴۲)

من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم، و متصل بشود این نهضت به نهضت بزرگ اسلامی و آن نهضت ولیّ عصر(ع) است.(۴۳)

ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همه‏ ی ستم‏گران را در کشورهای اسلامی می‏ شکنیم و با صدور انقلاب‏ مان که در حقیقت، صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی(ص) است، به سیطره و سلطه و ظلم جهان‏ خواران خاتمه می ‏دهیم و به یاری خدا، راه را برای ظهور منجی، مصلح کل و امامت مطلق حق، امام زمان - ارواحنا فداه - هموار می‏ کنیم.(۴۴)

اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آن‏چنان منزوی خواهد شد که تا آخرِ ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند کند.(۴۵)

تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - را مفید و راه‏گشا می‏ دانستند. امروز از این که در گوشه‏ ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست، رخ می‏ دهد، فریاد وا اسلاما سر می‏ دهند! دیروز حجتیه ‏ای‏ ها، مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه ‏ی مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه‏ ی شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‏ تر از انقلابیون شده‏ اند.(۴۶)

مهیّا شدن برای ظهور ما باید در این‏ طور روزها و در این‏ طور ایام اللَّه توجه کنیم که خودمان را مهیّا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی‏ توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگ‏تر از این است. نمی‏ توانم بگویم که شخص اول است، برای این که دومی در کار نیست. ایشان را نمی‏ توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الاّ همین که مهدی موعود است. آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر و ما باید خودمان را مهیّا کنیم از برای این که اگر چنان‏چه موفق شدیم ان‏شاءاللَّه به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاه‏ هایی که الآن به کار گرفته شده‏ اند در کشور ما، امیدوارم که در سایر کشورها هم توسعه پیدا بکند. باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیّا کنند برای ملاقات حضرت مهدی(ع).(۴۷)

منبع : مجله انتظار موعود پی نوشت ها:
۳۴) ولایت فقیه، ص ۶۲.
۳۵) همان، ص ۳۰.
۳۶) همان، صص ۶۲ - ۶۳.
۳۷) همان، ص ۸۷.
۳۸) صحیفه‏ی نور، ج ۲۱، ص ۸۸.
۳۹) کشف‏الاسرار، صص ۲۲۵ - ۲۳۱.
۴۰) صحیفه‏ی نور، ج ۲۱، ص ۱۰۸.
۴۱) همان، ج ۱۸، ص ۱۱.
۴۲) همان، ج ۱۴، ص ۱۹۵.
۴۳) همان، ج ۱۲، ص ۱۷۵.
۴۴) همان، ج ۲۰، ص ۱۳۲.
۴۵) همان، ج ۱۶، ص ۹۳.
۴۶) همان، ج ۲۱، ص ۹۳.
۴۷) همان، ج ۱۲، صص ۲۰۸ - ۲۰۹.

پایان خبر/ن