داخلی     خبر     انديشه
خورشید مهدویت در منظومه فکری رهبری
ولایت فقیه جزء واضحات فقه اسلام است
  موضوع ولایت فقیه، ولو مقداری در توسعه و تضییق اش تفاوتی بین علما وجود داشته باشد، جزو واضحات فقه اسلام است؛ مثلا تعبیرات مرحوم صاحب جواهر راجع به ولایت فقیه نشان می دهد که از نظر او این قضیه جزو واضحات است
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۱۲
کد مطلب : 72754
ولایت فقیه جزء واضحات فقه اسلام است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آینده روشن به نقل از خبرگزاری شبستان، در کتاب «ما منتظریم؛ خورشید مهدویت در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی» که به اهتمام «حسن ملایی» گردآوری شده، آمده است:

اگر پرسیده شود آیا مساله ولایت فقیه، به شیوه ای که اکنون مطرح می شود، پدیده جدیدی نیست؟ می گوییم این چیز جدیدی نیست چون همین مساله در کتاب های فقهی قدیم مطرح شده است و اینکه بحث کردند در حکومت، عصمت لازم است یا عدالت کافی است، خود دلیل بر این است که مساله حکومت مطرح بوده و لذا یک بدعت نبوده بلکه وجود ولایت و حاکمیت امام در ذهن علمای اسلامی به شکل یک حقیقت اسلامی وجود داشته و علما به این فکر گرایش داشته اند، منتها هر چه از قرون اولیه به جلو می آیید این فکر کم رنگ و غبار گرفته می شود تا آنجا که مساله جهاد و قضا را در کتاب فقهی مطرح نمی کردند، زیرا آنها را باید حاکم انجام می داد و حاکم اسلامی هم وجود نداشت و در نتیجه هرچه حجم قدرت حکومت مادی و غیر اسلامی در جامعه و در ذهن مردم بیشتر می شده، حجم فکر تشکیل حکومت هم ضعیف تر می شده است.

در اینجا برخی از علمای بزرگ را که در مورد مساله ولایت و رسیدن به آن تلاش کردند، مثل صاحب جواهر را می توان نام برد که مشروحا در این مورد بحث کرده است و قبل از قرون اخیر هم طرح این مساله در گفتار محقق و علامه از علمای قرن ششم وجود دارد و به طور کلی این سخن و قول غیر قابل رد در همه ادوار فقهی وجود داشته است که حکومت های زمان را در حکومت های غاصب و غیرقابل قبول می دانستند لذا در دورانی که امرا و پادشاهان می خواستند دم از تدین بزنند، از علما برای حکومت خودشان اجازه می خواستند و این بدان معناست که در ذهنیت علما و متدینین شیعه همواره این معنا وجود داشته است که اگر حاکمان بخواهند به حکومت خود مشروعیت بدهند، باید از عالِم اجازه بگیرند (نظیر دوره صفویه و بعضی از علمای بعد از صفویه). منتها چون حکومت ها بازیگر بودند، از این اجازه ها برای فریب مردم استفاده می کردند. لذا اگر آن مساله در ذهن مردم وجود نداشت، آنها نمی توانستند به چنین کاری دست یازند.(۱)

موضوع ولایت فقیه، ولو مقداری در توسعه و تضییق اش تفاوتی بین علما وجود داشته باشد، جزو واضحات فقه اسلام است. انسان وقتی نگاه می کند از قدیم الایام تاکنون، اگر کسانی این قضیه را مطرح نکردند یا با سردی با آن برخورد کردند، به خاطر این بوده است که فکر کردند چیزی را که شدنی نیست، چرا مطرح کنند، والا وقتی انسان به کتاب ها و حرف های فقها نگاه می کند، می بیند هیچ کس از آنها نیست که اصلا حاکمیت غیر حکم اسلامی را قبول داشته باشد.

انسان این را در ابواب مختلف فقهی مشاهده می کند. این جزو مسلمات است. مثلا تعبیرات مرحوم صاحب جواهر راجع به ولایت فقیه نشان می دهد که از نظر او این قضیه جزو واضحات است؛ البته نه در باب ولایت بر صغار، بلکه در باب جهاد و ابواب مهم دیگر که نشان می دهد ایشان دایره ولایت را با همان توسعه می بیند و این مساله را جزو واضحات فقه اسلامی می داند. مرحوم «نراقی» و امثال او در این خصوص تصریح و بحث کردند و من نمی خواهم اینها را عرض کنم؛ آنهایی را که بحث نکردند، عرض می کنم. غرض، این فکر پایه محکمی دارد و امام این را مطرح کردند.(۲)

پی نوشت ها:

۱.ولایت و حکومت، ص۲۶۲-۲۶۳

۲.بیانات در دیدار اعضای هیئت علمی کنگره امام خمینی(ره)، ۴/۱۱/۱۳۷۸