داخلی     خبر     انديشه
احمد الحسن کیست؟
نگاهی بر پاسخ های مضحک طرفداران احمدالحسن به سؤالات یکی از اساتید حوزه
  آقای «قزوینی» در قسمت دیگری از کلام خود می‌پرسد بر فرضِ حجیت خواب، چرا امام عصر به خواب مراجع نمی‌آید؟! در پاسخ به او می‌گوییم مردم عادی با اخلاص، خداوند را می‌خوانند و خداوند جوابشان را می‌دهد.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۴۵
کد مطلب : 68552
نگاهی بر پاسخ های مضحک طرفداران احمدالحسن به سؤالات یکی از اساتید حوزه
نگاهی بر پاسخ های مضحک طرفداران احمدالحسن به سؤالات یکی از اساتید حوزه
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آینده روشن مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) سلسله مباحث حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسینی قزوینی با موضوع پاسخگویی به شبهات مهدویت را در اختیار خبرگزاری حوزه قرار داده که  متن کامل یکی از سخنرانی های این کارشناس حوزوی تقدیم حضور علاقه مندان می گردد.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین

ما در جلسه گذشته در رابطه با شبهات مهدویت پیرامون آقای «أحمد بصری» که مدعی است از طرف حضرت مهدی مأموریت یافته زمینه ظهور را فراهم کند و مقدمات آمدن آن بزرگوار را مهیا کند مطالبی را عرض کردیم.

همچنین اشاره شد عمده دلیل آن‌ها یک سری خواب‌هایی است که افراد می‌بینند. این خواب‌ها برای این افراد به حجت، دلیل و برهان تبدیل شده است.

ما سؤالی طرح کردیم و گفتیم اگر چنانچه واقعاً حضرت مهدی با تمام نیت تصمیم گرفته که «أحمد بصری» را به عنوان نماینده خودش و زمینه‌ساز قیامش به سوی مردم بفرستد به جای آنکه به خواب افراد عادی بیاید، به خواب افراد تأثیرگذار در جامعه بیاید.

حضرت باید به خواب چند تن از مراجع عظام تقلید، اساتید بزرگ حوزه‌های علمیه، شخصیت‌های بزرگ سیاسی که در جامعه تأثیرگذار هستند بیاید که در این صورت تأثیرگذاری این خواب بسیار بیشتر از مردم عوام است که در گوشه بصره خواب می‌بینند.

نکته دوم این است که ما گفتیم ائمه اطهار (علیهم السلام) برای هرکجا وکیل و نماینده معرفی می‌کردند، نامه‌ای می‌نوشتند و پیام می‌دادند. ما از امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) نمونه‌هایی را نقل کردیم.

آن بزرگواران هرکجا وکیل و نماینده‌ای می‌فرستادند به بزرگ آن شهر و رئیس قبیله منطقه پیام می‌دادند، نامه می‌نوشتند و وکیل خود را معرفی می‌کردند.

اگر واقعاً حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) «أحمد بصری» را به عنوان وکیل و نماینده خود معرفی کرده است، یک نشانه یا نامه یا دستخط برای ما بفرستند.

همانطور که در قضیه مراجع و علمای شیعه همانند «شیخ مفید»، «مرحوم مقدس اردبیلی»، «سید مرتضی» و دیگران نشانه‌هایی در این زمینه بوده است.

ما دیدیم بعد از گذشت یکی، دو هفته آقایان نسبت به عرایض اخیر ما عکس العمل نشان دادند. معلوم شده است که این دو سؤال ما سؤال اساسی بوده است که این افراد را آتش زده است.

این آقایان در سایت خود بحث‌هایی را مطرح کرده اند. مثلاً «پاسخ کامل به تهمت‌ها و دروغ‌های سید محمد حسینی قزوینی علیه دعوت یمانی و سید أحمد الحسن»!!

معلوم شد که این افراد نمرده‌اند و زنده‌اند، زیرا ما تصور می‌کردیم که این افراد مُرده‌اند و از آن‌ها خبری نیست. دوستان دیگر هم علیه این افراد حرف می‌زنند، اما معلوم شد که آن‌ها برای مسجد حضرت زینب(س) حساب ویژه‌ای دارند و این حرف ها تأثیرگذاری دارد.

همچنین معلوم شد که حضور شما بزرگواران، اساتید و فضلا در جمع ما مفید است و قطعاً طرفداران آن‌ها هم در اینجا هستند، زیرا از سؤالاتشان پیداست.

این افراد به سؤالات ما پاسخ دادند که من به نوبه خودم از آن‌ها تشکر می‌کنم. ما از این افراد درخواست کردیم که برای مناظره بیایید، اما آن‌ها حاضر نشدند.

ما اعلام کردیم که در «شبکه جهانی ولایت» حاضر به مناظره هستیم و شما هم اگر در عراق هستید قطعاً امکان اجاره استودیو خیلی زیاد است. ما حاضریم اجاره استودیو، اجاره ماهواره و اجاره دستگاه فرستنده را تقبل کنیم.

اگر «أحمد الحسن» خود در قید حیات است بیاید و صحبت کند، اما اگر در قید حیات نیست نماینده تام الاختیار ایشان همانند آقای «ناظم العقیلی» بیایند تا با هم بحث کنیم و تمام مردم ببینند.

این افراد چند جا گفته اند که ما از آقای «قزوینی» به مناظره دعوت کردیم، اما ایشان برای چندمین بار از مناظره فرار کردند!! شما کجا ما را برای مناظره دعوت کردید؟! ادعای ایشان همانند شخصی است که سر چهارراه یا در آشپزخانه منزلش بایستد و مردم را به مناظره دعوت کند. مناظره شرایط و مقدماتی دارد.

ما گفتیم در شبکه ماهواره‌ای «شبکه جهانی ولایت» آماده هستیم. «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» که همین برنامه به صورت زنده پخش می‌شود و تمام دنیا اعم از آمریکا و اروپا تا چین و هند همین برنامه را مشاهده می‌کنند.

همین برنامه‌ای که ما در خدمت شما هستیم از طریق اینترنت برای همگان قابل مشاهده است. این افراد می‌توانند از طریق اسکایپ و بدون هیچ هزینه‌ای با ما ارتباط داشته باشند تا عزیزانی که اینجا نشسته‌اند شاهد صحبت‌های شما و عرایض بنده باشند و قضاوت کنند.

ما اصلاً توقع نداریم که شما بخواهید از بحث و مناظره قانع بشوید، بلکه هدف ما از مناظره این است که مردم در یک گفتگوی مستقیم حرف شما را بشنوند و حرف ما را هم بشنوند.

طرفداران شما که فریب تبلیغات دروغین شما را خورده‌اند مستقیم صحبت‌های شما را با صحبت‌های ما بشنوند و داوری کنند. قضاوت بینندگان و شنوندگان برای ما حجت است، نه قبول و عدم قبول شما!

بنده تشکر می‌کنم از اینکه این افراد به این دو سؤال ما پاسخ داده‌اند. در مناظره شاید این افراد نتوانند فی‌الفور جواب تهیه کنند. این افراد اتاق فکر تشکیل دادند، با هم صحبت کردند، عقل‌های خود را روی هم ریختند و جواب دادند.

ما به قدری شهامت داریم که جواب این افراد و سایتشان را معرفی می‌کنیم و تمام دنیا سایتشان را می‌بینند و هیچ ابایی هم نداریم.

این افراد به سؤال ما که پرسیدیم: "چرا حضرت مهدی به خواب یکی از مراجع عظام تقلید نمی‌آید تا حقانیت شما را ثابت کند؟!" پاسخ دادند.

اولاً این افراد نسبت به فقها وقیح‌ترین تعابیر را به کار می‌برند و می‌نویسند: "راهزن، علما و فقهای آخرالزمان هستند که بدعت‌گذار مسئله تقلید هستند. امام حسن عسکری آن‌ها را راهزن خوانده و آنها را قطاع طریق المؤمنین معرفی کرده است."

ما کاری نداریم این افراد نسبت به مراجع و علما چقدر وقیحانه توهین و جسارت کرده‌اند، اما ملاحظه کنید که جواب این افراد به سؤال ما چنین است:

"آقای «قزوینی» در قسمت دیگری از کلام خود می‌پرسد بر فرضِ حجیت خواب، چرا امام عصر به خواب مراجع نمی‌آید؟! در پاسخ به او می‌گوییم مردم عادی با اخلاص، خداوند را می‌خوانند و خداوند جوابشان را می‌دهد."

این پاسخ ایشان به این معناست که مراجع و علما اخلاص ندارند. حال برفرض مراجع عظام تقلید و علما اخلاص نداشته باشند، اما آیا طلاب حوزه‌های علمیه و مقلدینشان هم اخلاص ندارند؟! ما در حوزه‌های علمیه حدود هشتاد هزار طلبه و روحانی داریم. آیا تنها همین سیصد نفری که به شما ایمان آورده‌اند اخلاص دارند و دیگران اخلاص ندارند؟!

آن‌ها در ادامه می‌گویند: "از کجا معلوم که مراجع رؤیا ندیده باشند و کتمان کنند؟!" به گمانم اگر «ملا نصر الدین» زنده بود، به جواب ایشان ریشخند می‌زد!!!

عزیزان مشاهده کنید که این افراد بعد از گذشت سه هفته چنین جوابی داده‌اند که "از کجا معلوم که مراجع رؤیا ندیده باشند و کتمان کنند؟!" خب ما سؤال می کنیم از کجا معلوم این آقایانی که ادعا می‌کنند رؤیا دیدیم دروغ نمی‌گویند؟! ادعا کردن خیلی ساده است. شما ادعا می‌کنید که مراجع رؤیا دیده‌اند و کتمان کرده‌اند.

حال بر فرض چند تن خواب خود را کتمان کردند. حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) به خواب مقلدین این مراجع یا یکی از اساتید حوزه‌های علمیه بیایند و بفرمایند که ما به خواب فلان مرجع رفتیم و به او مطالبی گفتیم، اما او کتمان کرده است.

من واقعاً تأسف می‌خورم!! من بارها عرض کردم که من عمر خود را در مسیر بحث و مناظره با وهابیت گذراندم. حداقل زمانی که انسان با یک وهابی صحبت می‌کند، در او ذره‌ای عقل و شعور می‌بیند.

وهابیت گاها یک آیه یا روایت یا شبهه مطرح می‌کنند، اما مشاهده بفرمایید که جواب بعد از سه هفته این افراد چنین است. این افراد در جواب گفتند: "از کجا مراجع رؤیا ندیده باشند و کتمان کنند؟! ظاهراً تا دیروز رؤیاها را بر منابر نقل می‌کردند و الآن در برابر دعوت «سید أحمد الحسن» منکر رؤیا شده‌اند و ادله حجیت رؤیا را کتمان می‌کنند!!»

من اصلاً کاری به هیچکس ندارم. بنده شخصاً خودم نسبت به رؤیای معصومین با تمام وجود معتقد و ملتزم هستم. بنده در شبکه‌های مختلف عرض کردم بارها اتفاق افتاده است که ائمه اطهار را خواب دیده‌ام و به این خواب‌ها هم افتخار می‌کنم.

«مرحوم شیخ جواد آقا ملکی» استاد اخلاق حضرت امام خمینی می‌گوید: "من در یک جا نقل کردم افتخار من این است که در عالم رؤیا به محضر ائمه اطهار مشرف شدم. یکی از آقایان شروع به تمسخر من کرد و گفت: شتر در خواب بیند پنبه دانه. من در جواب او گفتم: همین پنبه دانه نصیب هرکسی نمی‌شود!!"

بنده خودم به خواب معتقد هستم. البته خوابی که ائمه اطهار باشد و نشانه‌های صداقت داشته باشد.

این جوابی که آقایان به ما دادند، این حرف‌ها فریب دادن مردم است و هدف این است که افراد بی‌اطلاع را از راه به در کنند.

آن‌ها در ادامه پاسخ خود نوشتند: "خامسا آقای «قزوینی» در جای دیگر ضمن اشاره به نامه امام حسن عسکری(ع) برای معرفی وکیل خود می‌گوید: چرا امام زمان این کار را برای «أحمد الحسن» که مدعی وکالت امام زمان است، انجام نمی‌دهد؟!"

البته بنده تنها از امام حسن عسکری(ع) نامه نیاوردم؛ ما از امام هادی، امام جواد و امام رضا (علیهم السلام) نامه آوردم که کاری با این مسائل نداریم.

ایشان جوابی داده است که بنده برای وقت شما عزیزان حیفم می‌آید که بخواهم جواب آن‌ها را بخوانم. این جواب از آن جواب‌هایی است که مرغ پخته به این جواب می‌خندد. جواب آن‌ها این است: " امام حسن عسکری حاضر بودند و با امام مهدی که در غیبت هستند قیاس نمی شوند و این قیاسی مع الفارق است."

شما مدعی هستید که حضرت ولی عصر دارد تشریف می‌آورد و شما را برای زمینه‌سازی ظهورش به عنوان وکیل معرفی کرده است. چه بسا در اینجا از زمان امام حسن عسکری مهم‌تر و اساسی‌تر است.

در زمان امام حسن عسکری شکاک کم بود. افرادی که نسبت به امام حسن عسکری یا به نامه‌هایشان اعتماد نداشته باشند بسیار کم بود. در حال حاضر اهمیت کار صدها برابر بالاتر از زمان امام حسن عسکری است.

بنابراین در حال حاضر ضرورت داشتن نامه از طرف حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) برای وکالت، بسیار بیشتر از زمان امام هادی، امام جواد، امام حسن عسکری و دیگر ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) احساس می شود.

حضرت مهدی هم فرزند این بزرگواران است و ملتزم است سنت، روش و سیره اجداد طاهرینش را عمل کند.

«وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 53، ص 180، ح 9

این روایت نمونه‌ای از فرمایش آن بزرگوار است. طرفداران «أحمد الحسن» خودکشی کردند، اتاق فکر قرار دادند تا اینکه توانستند یکی از سؤالات ما را پاسخ دهند. جالب اینجاست که ایشان در اینجا نکته مهمی بیان می‌کند و می‌گوید:

"اگر واقعاً راست می‌گویید اجازه بدهید مردم حدیث وصیت را بخوانند. با وجود فضای اختناق و تقیه شدیدی که حاکم بود، شیعیان و اصحاب خاص امام به واسطه نصِ وصیت امام صادق از امام بعد از او مطلع می‌شدند."

آقایان فتح الفتوح کردند و چنین جوابی دادند. بنده خدا را شاکرم که دشمنان ما را احمق‌ترین مردم قرار داده است. او در ادامه می‌گوید:

"حال سؤال ما از شما این است چه نصی بالاتر از وصیت نبی گرامی اسلام می‌خواهید؟! چرا نمی‌گذارید مردم وصیت پیغمبر اکرم را در رابطه با «أحمد الحسن» بشنوند تا به ایشان ایمان بیاورند؟!"

ما ده بار در همین جا حدیث وصیت را برای عزیزانمان نشان دادیم. در «شبکه جهانی ولایت» هم بنده، هم آقای «شهبازیان» و دوستان دیگر حدیث وصیت را مفصل نشان دادیم.

دوستان عزیز! فضلا! اساتید! بینندگان عزیز! کسانی که الآن برنامه را می‌بینند و یا تکرار برنامه را می بینند و می‌شنوند دقت کنید این حدیث وصیت است. آن‌ها ادعا می‌کنند چرا نمی‌گذارید مردم حدیث وصیت را ببینند! بفرمائید ببینید:

در کتاب «الغیبة» اثر «شیخ طوسی» حدیث وصیت بیان شده است. بالاترین دلیل آقایان بر حقانیتشان این حدیث است و انتقادشان هم این است که چرا نمی‌گذارید مردم حدیث وصیت را ببینند! طبق حدیث وصیت پیغمبر اکرم در شبی که از دنیا رفت به امیرالمؤمنین وصیت کرد و فرمود:

«یا عَلِی إِنَّهُ سَیکونُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ مِنْ بَعْدِهِمْ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیاً»

ای علی پس از من دوازده نفر امام و بعد از ایشان دوازده نفر مهدی است.

در کتاب «الغیبة» اثر شیخ الطایفة «أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی» وارد شده است:

«فَإِذَا حَضَرَتْک الْوَفَاةُ فَسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِی الْحَسَنِ الْبَرِّ الْوَصُول»

هر گاه مرگت رسید (خلافت را) به فرزندم حسن واگذار کن، که او برّ وصول است.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِی الْحُسَینِ الشَّهِیدِ الزَّکی الْمَقْتُولِ»

چون او وفاتش رسید باید آن را به فرزندم حسین زکی شهید مقتول بسپارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ سَیدِ الْعَابِدِینَ ذِی الثَّفِنَاتِ عَلِی»

چون هنگام شهادت حسین رسید باید به فرزندش سید العابدین ذی الثّفنات علی بسپارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْبَاقِر»

چون هنگام وفات او رسد باید به فرزندش محمد باقر العلم بسپارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ»

و چون مرگ او رسد باید به فرزندش جعفر صادق واگذار کند.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ مُوسَی الْکاظِمِ»

و چون مرگ او فرا رسد، به فرزندش موسی بن جعفر کاظم باید بسپارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ عَلِی الرِّضَا»

و چون وفات او فرا رسد به فرزندش علی، باید بسپارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الثِّقَةِ التَّقِی»

و چون مرگ او فرا رسد به فرزندش محمد تقی باید واگذارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ عَلِی النَّاصِحِ»

و چون هنگام وفات او شود به فرزندش علی ناصح باید بسپارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ الْحَسَنِ الْفَاضِلِ»

و چون مرگ او در رسد به فرزندش حسن فاضل باید واگذارد.

«فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفَظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَذَلِک اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ یکونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیاً»

و چون وفات او برسد باید به فرزندش محمد نگهبان (آئین) آل محمد علیهم‌السلام بسپارد، پس این دوازده امام است و پس از آن دوازده مهدی.

این حدیث وصیت است که ما برای چهلمین و پنجاهمین بار این حدیث را می‌خوانیم. دوستان، رفقا، عزیزان، فضلای بزرگوار این شخص ادعا می‌کند که چرا نمی‌گذارید مردم این وصیت را بشنوند!! این حدیث وصیت!

بعد در ادامه دارد که:

«(فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْیسَلِّمْهَا إِلَی ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ »

چون مرگش در رسد به فرزندش که اول مقرّبین است.

شما مدعی هستید که از طرف حضرت مهدی آمدید، در حالی ‌که روایت می‌گوید: وقتی حضرت مهدی ظهور کرد، حکومت تشکیل داد و وفاتشان رسید به هنگام وفات وصیت را به فرزندش می‌دهد. شما در حال حاضر که امام زمان حتی ظهور هم نکرده، چه غلطی می‌کنید و چه ادعای دروغی مطرح می‌کنید؟! مگر شما به حدیث وصیت استناد نمی‌کنید؟! حدیث وصیت می گوید بعد از وفات امام مهدی دوازده مهدی است.

«لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِی اسْمٌ کاسْمِی وَ اسْمِ أَبِی وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِی هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ»

و برای او سه نام است، نامی چون نام من احمد، و نامی چون نام پدرم عبد اللَّه، و نام سوم مهدی است و او اول ایمان آورندگان است.‌

الغیبة (للطوسی) / کتاب الغیبة للحجة، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: تهرانی، عباد الله و ناصح، علی احمد، ص 151، باب الکلام علی الواقفة

در این حدیث بیان شده است که جانشین حضرت مهدی سه اسم دارد، اما «أحمد الحسن» تنها یک اسم بیشتر ندارد. اگر ملاک حدیث وصیت است، این حدیث وصیت است.

حدیث وصیت در کتاب «بحارالانوار» جلد 53 صفحه 148 ذکر شده است. همچنین در کتاب «کمال الدین» اثر «شیخ صدوق» صفحه 358 حدیث 56 وارد شده است:

«یکونُ بَعْدَ الْقَائِمِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیاً فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیاً وَ لَمْ یقُلْ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ لَکنَّهُمْ قَوْمٌ مِنْ شِیعَتِنَا یدْعُونَ النَّاسَ إِلَی مُوَالاتِنَا وَ مَعْرِفَةِ حَقِّنَا»

کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 358، ح 56

در این حدیث وارد شده است که دوازده مهدی می‌آید، نه دوازده امام!! شما «أحمد بن الحسن» را «امام» می‌خوانید؛ حدیث وصیت شما را تکذیب می‌کند.

در کتاب «التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن» اثر «سید بن طاووس» وارد شده است:

«و یخرج دجّال من دجلة البصرة،»

دجالی از بصره قیام خواهد کرد.

یمانی که در یمن است. امام صادق می‌فرماید: یمانی که از بصره می‌آید و مدعی مهدویت و نیابت است، دجال است!!

«و لیس منّی، و هو مقدّمة الدجّالین کلّهم»

که از من نیست و مقدمه تمام دجال‌هایی است که بعد از او خواهد آمد.

التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، محقق / مصحح: مؤسسة صاحب الأمر؛ اصفهان: گلبهار، ص 249، ح 362

حدیث وصیت که آبروی شما را برده است، چرا این چنین داد و بیداد به راه می‌اندازید؟! همچنین در کتاب «الغیبة للنعمانی» وارد شده است:

"حضرت ظهور نمی‌کند تا اینکه دوازده نفر می‌آیند که همگی مدعی هستند ما حضرت مهدی را دیده‌ایم و حضرت مهدی هر دوازده نفر را تکذیب می‌کند."

این حدیث وصیت است. حدیث وصیت که شما را بی‌آبرو کرد!! حرفی بزنید که فردا حداقل طرفداران شما به ریش شما نخندند. والله ما پدر کشتگی با «أحمد بصری» نداریم. والله ما با آقای «جوکار» و «ناظم العقیلی» و دیگران عداوت نداریم.

اگر برای ما محرز شود «أحمد الحسن» نه؛ بقال سر کوچه یا عزیز و بزرگواری که نیمه شب خیابان‌ها را پاک می‌کند یا آبدارچی که در اداره برای کارمندان چایی می‌برد برای ما از طرف امام زمان پیام دارد، ما سینه خیز می‌رویم دست او که هیچ، پای او را می‌بوسیم.

ما خاک زیر پای او را که پیام‌آور از طرف مولایمان حضرت مهدی است، طوطیای چشم خود قرار می‌دهیم. ولی در برابر کسانی که حضرت مهدی خود می‌فرماید آن‌هایی که از بصره بیرون می‌آیند دجال هستند چه توقعی از ما دارید؟!

 من به بعضی از طلاب که اطلاعات کافی ندارند، درس درست نخوانده اند، یک روز درس رجال ندیده اند و همینطور ادعا می‌کنند چرا نمی‌گذارید مردم حدیث وصیت را ببینند تا شیفته «أحمد بصری» شوند، همین حدیث وصیت را نشان می‌دهم. غیر از این، حدیث وصیتی دارید که ما نمی دانیم؟! بفرمائید ما در خدمت شما هستیم!

همین چند روز قبل یکی از کتاب‌های «ناظم العقیلی» که عقل منفصل طرفداران «أحمد الحسن» است را خواندم که در رابطه با حدیث وصیت بحث رجالی کرده بود.

ما کاری با دیگران نداریم، اما بنده این افتخار را دارم که حدود 20 سال در حوزه علمیه در پایه‌های هشت و نُه و ده، علم رجال تدریس کرده ام و غالب آقایان شاید در بحث‌های بنده شرکت کرده اند.

زمانی که بنده بحث‌های رجالی «ناظم العقیلی» را می‌خواندم، به قدری خندیدم که تمام خستگی روزانه‌ام از بدنم خارج شد.

شما که بلد نیستید، چرا وارد می شوید!؟ شما باید بدانید که هر علمی برای خود شاخصه، چارچوب و مصطلحاتی دارد!!

طرف به علم رجال آگاهی ندارد، به کلمه «العدل» برمی خورد که در کنار اسم یک راوی ذکر شده است. با ذوق و شوق می گوید آقا فلانی کلمه «العدل» در اسم اوست و این نشانگر این است که این شخص عادل نه، بلکه عدل است!! خب این نمی داند که کلمه «العدل» وصفی است که اهل سنت برای رواتشان می‌گذارند.

حداقل کتاب «رجال» اثر آقای «خوئی» را می‌خواندید. ایشان در ترجمه آن راوی می‌گوید: واژه «العدل» نشانگر این است که این راوی سنی است، شیعه نیست!! این از مصطلحات اهل سنت است.

دوستان عزیز مشاهده کنید که این افراد به چه نحو و با چه اسلوبی می‌آیند و مردم را فریب می‌دهند. اگر امشب دوستان سؤال نداشته باشند بهتر است، زیرا بنده بحث دیگری را که یکی دیگر از طرفداران «أحمد الحسن» به بحث‌های ما جواب داده برای شما نشان دهم.

دوستان عزیز ما قبلاً هم اشاره کردیم که اصلاً کاری به حدیث وصیت نداریم. شرط اول اینکه من بخواهم از شخصی حرفی را قبول کنم صادق بودن اوست. اگر ببینم هر روز یک حرف می‌زند، حرف‌های او با هم متناقض است و دروغ می‌گوید اعتماد من از او سلب می‌شود.

ما اصلاً نمی‌خواهیم کاری به حدیث وصیت داشته باشیم. ما می‌خواهیم ببینیم این شخص صداقتی دارد یا ندارد!! ما یک شب بحث کردیم در رابطه با اینکه ایشان ادعا می‌کند من از نسل حضرت مهدی هستم، آن‌ها جوابی داده بودند که من جوابشان را پخش کردم.

در کتاب «جواب‌های روشن کننده» اثر «سید أحمد الحسن» وارد شده است: "او فارغ التحصیل دانشکده مهندسی و مهندس شهرسازی است و در حوزه علمیه نجف درس خوانده است!"

بنده نمی‌دانم کسی که می‌خواهد نماینده حضرت مهدی شود، باید شهرها را بسازد و برای مردم مهندسی کند یا بناست برای دین و ایمان و عدالت کار کند و مردم را آماده کند؟!

دوستان خوب دقت کنید که بازهم در کتاب «جواب‌های روشن کننده» اثر «سید أحمد الحسن» وارد شده است: "دارای مدرک لیسانس در رشته مهندسی عمران هستم. سپس به نجف نقل مکان کردم و در آنجا به قصد تحصیل علوم دینی ساکن شدم. بعد از گذشت مدت زمان تحصیل، راه و روش تعلیم در حوزه را فهمیدم که