داخلی     مقاله     انديشه
در انتظار یک آینده درخشان
  بدیهى است رسیدن بشر به چنین مقصد عالى آسایش بخش در گرو اسباب چندى است که از آن جمله وجود قوانین عادلانه، تعالیم اجتماعى، نظامات جزائى وحقوقى، برنامه هاى وسیع تعلیم وتربیت صحیح وعمران است که از آلایش اغراض افراد وطبقات پاک باشد، که تنها دین مقدس اسلام به حد اعلا این جهات را تأمین وتضمین نموده است
Share/Save/Bookmark
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۳۹
کد مطلب : 64493
در انتظار یک آینده درخشان
پایگاه خبری آینده روشن - و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادى الصالحون (1)
دین اسلام دعوتش ایمان به خداوند یگانه و توحید خالص است و چنانچه از اعتقادات و تعالیم اخلاقى، قوانین حقوقى و کیفرى، آداب کشوردارى و حکومت و کلیه احکام و وظایفى که راجع به تمام نواحى فرد و جامعه مقرر نموده معلوم و آشکار است که هدفش متحد کردن جماعات و ملتها، برداشتن دیوارهاى امتیازات و اعتبارات لغو و بى اثر، برقرار کردن توحید کلمه، همکارى و ارتباطى که ریشه و پایه آن کلمه توحید و ایمان و عقیده به آن است مى باشد.
اسلام مى خواهد تمام اختلافات وجدائی هائى را که به نامهاى گوناگون پدید آمده به وسیله عقیده توحید از میان بردارد، اختلافات نژادى، اختلافات طبقاتى، اختلافات ملى و وطنى و جغرافیائى، اختلافات مسلکى و حزبى و زبانى همه باید از میان برود و سبب امتیاز و افتخار و اعتبار نباشد حتى باید اختلافات دینى هم کنار گذاشته شود و همه تسلیم فرمان خدا (که همان است) باشند.
اسلام براى بشر، رسیدن به چنین روزى را پیش بینى کرده و در حدودى که وظیفه تشریع است مقدمات آن را فراهم ساخته و عملى شدن آن را موکول به آماده شدن زمینه کامل آن نموده است.
ما مى بینیم جریان اوضاع جهانى و پیشرفت هائى که نصیب بشر در ناحیه امور مادّى و صناعى شده; و روابط نزدیکى که به واسطه وسائل ارتباط کنونى با هم پیدا کرده اند، همه را به یک اتحاد واقعى و همکارى صمیمانه روحانى و برادرى حقیقى، بیشتر محتاج کرده وهر چه جلوتر برویم احساس این احتیاج بیشتر مى شود.

امروز تمام ملل جهان به صورت یک واحد در آمده و همه افراد بشر نسبت به یکدیگر حکم همسایه بلکه اعضاى یک خانواده را دارند، همچنان که دو همسایه یا اعضاى یک خانواده اگر با هم اختلاف داشته باشند و هر کدام مسلک یا دین یا وطن یا زبان یا عادات جداگانه داشته و بخواهند از حکومت بخصوص و روش و مکتب خاصى پیروى کنند، زندگى براى هر دو همسایه تلخ شده و باید همواره در جنگ و ستیز باشند، مردم دنیاى امروز نیز چنین شده اند تا یک وحدت عقیده و وحدت رویّه و هدف قوانین، عادات و آداب و نظامات برقرار نشود آن هم بطورى که تمام جامعه هاى کوچک و بزرگ دنیا در آن برابر و مساوى باشند، اروپائى بر آفریقائى و شرقى، و غربى بر شرقى آقائى نداشته باشد، امنیت و آسایش واقعى حاصل نمى شود و همواره یک دسته محروم و یک طبقه برخودار، یک دسته غالب و یک جامعه مغلوب خواهد بود. باید این همه موجبات اختلاف وجدائى که در اثر ترقى فکر بشر، بى مایه بودن آنها معلوم شده از میان برود و آن جامعه محکم و حقیقت پرست صالحى که قرآن مجید وعده داده است وارث زمین بشود.
بدیهى است رسیدن بشر به چنین مقصد عالى آسایش بخش در گرو اسباب چندى است که از آن جمله وجود قوانین عادلانه، تعالیم اجتماعى، نظامات جزائى و حقوقى، برنامه هاى وسیع تعلیم و تربیت صحیح و عمران است که از آلایش اغراض افراد و طبقات پاک باشد، که تنها دین مقدس اسلام به حد اعلا این جهات را تأمین و تضمین نموده است.
و از آن جمله است وجود یک رهبر عالى مقام روحانى، یک رهبر پاک و منزه از احساسات حیوانى، خشم، شهوت، کبر و غرور و خودخواهى. یک رهبرى که فقط وابسته به خدا باشد و به همه ملتها، جمعیتها نژادها با چشم مهربانى و تساوى و برابرى کامل نگاه کند که (لا فضل لعربى على عجمى = هیچ فضیلت وبرترى براى عربى، نسبت به عجمى نیست). و(الناس کلهم سواسیة کأسنان المشط =همه مردم همانند داندنه هاى شانه مساویند). و(الخلق کلهم عیال الله فأحبهم الى الله أنفعهم لعیاله =همه مردم عیال خدایند پس محبوب ترین ایشان به خدا، سودمندترینشان بر عیال خدا است.)

رهبران دیگر که به این صفات آراسته نیستند و به این تعالیم آشنائى ندارند حتماً نخواهند توانست چنین دنیائى را که افرادش تشنه یک حکومت عادلانه هستند اداره کنند و همه افراد بشر اعم از سیاه، سفید، آسیائى، اروپائى، آفریقائى و آمریکائى را یکسان ببینند و در حقوق عالى انسانى همه را شریک قرار دهند.
اینها عالى ترین همتشان استثمار یک دسته براى دسته دیگر و هضم یک جامعه در جامعه قوى تر و کوشش براى مصالح یک ملّت است. این مى خواهد آفریقائى بینوا و الجزائرى آزاده روح را، با کشتارهاى مهیب وتعذیب هاى دلخراش غلام حلقه بگوش ملت دیگر کند و اگر یک لقمه نانى هم در دست او است از او ربوده و ذخائر طبیعى او را مالک باشد تا عیاشها و ثروتمندان کشورش را از خود راضى کند. آن دیگرى هم مى خواهد به نام طرفدارى از ضعفاء و جنگ با استثمار و استعمار، آزادى فردى را در عالم نابود سازد و بشر را از ابتدائى ترین حقوقش محروم و جامعه را به صورت یک ماشین جاندار بى اراده که پشت فرمان آن چند نفر بى وجدان خدا نشناس نشسته باشند در آورد. آن یکى دیگر هم تقویت اقلیت ها، جدائى انداختن میان ملل و تجزیه آنها را وسیله سلطه خود بر مردم ضعیف قرار مى دهد.
این برنامه کار رهبران دنیا است و در گذشته و حال، وضع به همین منوال بوده و خواهد بود. این اشخاص هر چه هم بى غرض و بى هوا باشند فقط حفظ مصالح آن جامعه اى را که در آن وابسته هستند در نظر مى گیرند و به مصالح جمعیتها و آزادى ملل دیگر چندان اهمیتى نمى دهد زیرا خود را برگزیده یک جامعه و منتسب به یک حزب و مسلک مى شمارند، لذا نباید هم، از آنها انتظار دیگرى داشت. امروز و فردا معرف کاردانى و لیاقت زمامداران علاقه مند به مصالح جامعه است، و به همین علّت است که همواره اقویاء، ضعفاء را مى بلعند و براى آنها حقوقى را که براى یک ملّت قوى مى شناسند، قائل نیستند و به حساب نمى آورند و براى حفظ مصالح خود از روشن کردن آتش جنگهاى وحشتناک پروائى ندارند.
اما رهبران آسمانى چون وابسته به جمعیت خاصى نبوده و خود را وابسته به خدا که خالق و رازق همه است مى دانند هدفشان یک آسایش عام و آزادى وسیع و یک سازمان عالى الهى است که در سایه آن جامعه بشر مانند افراد یک خانواده زندگى کنند و سیاه پوست و سفید پوست با هم برادر شوند که البته پیروزى ایشان در این مقصد بسته به درجه حضور خود افراد و آمادگى و ترقى سطح معلومات و رشد علمى و فکرى آنان مى باشد.

بطورى که در اخبار و احادیث پیش بینى شده و خبر داده اند، مردم در آخر الزمان بر اثر ترقى علوم وفنون و توسعه روابط و نزدیک شدن ملل به یکدیگر و نیز در اثر جنگهاى خانمان براندازى که دو ثلث بشر یا بیشتر نابود شوند و شیوع ظلم و بى اعتدالى و فساد و فحشاء،(2) و عجز زمامداران از اصلاح امور دنیا براى قبول حکومت عادلانه الهى و پیروى از یک رهبر صالح دینى و مذهبى یعنى حضرت مهدى موعود ـ علیه الصلاة والسلام ـ آماده مى شوند.
همچنان که شبه جزیره عربستان و وضع عمومى دنیا به علت فساد و خرابى دستگاهها و بى نظیمی ها و پریشانى فوق العاده ضعفاء براى ظهور حضرت خاتم الانبیا (صلى الله علیه وآله وسلم) آماده شد، همچنین در آخر الزمان، دنیا براى ظهور مصلح بزرگى که دوازدهمین جانشین آن حضرت و از فرزندان و اهل بیت او است آماده خواهد شد، اگر آن روز به واسطه بُعد مسافتها و نبودن وسایل ارتباط و انحطاط سطح فکر مردم، رساندن همه ملل به این هدف عالى میسّر نگشت ولى حتماً ظهور دین اسلام دنیا را به این مقصد نزدیک ساخت و نمونه اى از آن وضع حکومت حق را، در صدر اسلام مخصوصاً زمان پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و زمان حضرت امیر المؤمنین على (علیه السلام) و در استانهائى که امثال سلمان، حذیفه، عمار و مقداد حکومت داشتند برای بشر ارائه کرد.

چهارده قرن پیش اگر براى رساندن نداى آزادى بخش قرآن (تعالوا الى کلمة سواء بیننا وبینکم أن لا نعبد الاّ الله، ولا نشرک به شیئاً ولا یتخذ بعضنا بعضاً أرباباً من دون الله)(3) (بیائید از کلمه حق که بین ما و شما یکسان است پیروى کنیم که بجز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک قرار ندهیم و بعضى از ما بعضى را به جاى خدا تعظیم نکنیم). به گوش تمام ملل به زمان هاى طولانى و فرصت هاى زیاد احتیاج بود; امروز فاصله زمان و مکان از بین رفته و صداى یک دعوت نجات دهنده روحانى به گوش همه کس مى رسد و بطور مسلّم در آینده این وسایل کامل تر و بیشتر مى شود.
پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) زمینه را براى تحقق وعده اى که در قرآن مجید داده شد تا حدّى که در عهده مقام تشریع و نبوت است فراهم ساخت و آماده شدن زمینه هاى دیگر را به گذشت زمان و تحولات شگرفى که اسلام براى جهان پیش بینى کرده واگذار فرمود و در ضمن بشارات قرآنى و اخبار متواتر صریح، ظهور مصلح آخر الزمان حضرت ولى عصر حجة بن الحسن ـ أرواح العالمین له الفداء ـ و توسعه دین اسلام در شرق و غرب را بطورى که احدى نماند مگر آنکه موحّد و زبانش به کلمه طیبه توحید گویا شود وعده داد.
و به حدّى این اخبار و بشارات راجع به ظهور آن حضرت و علائم و خصوصیات و جزئیات آن در کتب بزرگان علماء و مشایخ محدثین شیعه و سنى متواتر، قطعى، مشهور و معروف است که در امور اعتقادى و مذهبى جز چند مورد، کثرت اخبار و روایات به این مقدار نیست و باید گفت که ایمان به رسالت پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و سایر اخبار غیبى آن حضرت با ایمان به وقوع این ظهور و عالم گیر شدن دین اسلام به توسط حضرت مهدى (علیه السلام) ملازم و توأم است.
آرى ما معتقدیم و یقین داریم که سرانجام اداره امور جهان در کف با کفایت صالح ترین افراد بشر قرار خواهد گرفت و بشریّت از آسیب ظلم و ستم نجات یافته و از ترس فقر، پریشانى و ناامنى هاى گوناگون آزاد مى شود. ما مى دانیم که عالم به سوى یک آینده درخشان و یک تکامل روحانى و عقلانى و نظام مستحکم دینى و الهى، و یک عصر صلح و صفا و برادرى و همکارى پیش مى رود. به امید آن عصر نورانى با نشاط فراوان و دلى زنده پا بر جا ایستاده و انجام وظیفه مى کنیم .
عجل الله تعالى فرجه وسهّل مخرجه وجعلنا من أنصاره وأعوانه.

پی نوشت:
1- سوره انبیاء، آیه105.
2- راج به فتن وحوادثى که در آخر الزمان اتفاق مى افتد، محدثین بزرگ شیعه وسنى روایات کثیرى در کتبى که از تاریخ تألیف بعضى از آنها یکهزار سال بیشتر گذشته ودر دسترس ما است نقل کرده اند که در حقیقت باید این روایات را در ردیف معجزات حتمى واخبار غیبى قرار دهد.
3- سوره آل عمران، آیه64.
فرآوری: امیر رضا عرب