داخلی     خبر     انديشه
تحول در علوم انسانی؛ لازمه استحکام و استمرار انقلاب اسلامی/ علوم انسانی سکولار؛ تهدیدی برای انقلاب اسلامی
  ثمره و نتیجه ارزشمند تحول در علوم انساني به خصوص با در نظر گرفتن ضرورت اسلامي سازي اين علوم و سپس تلاش در جهت بومي سازي آن ، کمک به تقویت و استحکام و البته استمرار انقلاب اسلامی است.
Share/Save/Bookmark
جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۰۶
کد مطلب : 67618
تحول در علوم انسانی؛ لازمه استحکام و استمرار انقلاب اسلامی/ علوم انسانی سکولار؛ تهدیدی برای انقلاب اسلامی
در واپسین سالِ چهارمین دهه از عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، در کنار لزوم تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی و البته اهتمام جدی برای رفع نقاط ضعف و چالش های فراروی آن در فراز و نشیب این سال ها ، نباید از اهمیت عنایت به مقوله کلیدی تحول در علوم انسانی به عنوان یکی از کلیدی ترین زیربناهای توسعه و پیشرفت کشور و نظام اسلامی غافل شد.
به هر صورت همین که از حدود 4 میلیون و 500 هزار دانشجوی دانشگاه های سراسری، آزاد ، پیام نور و غیر انتفاعی کشور ، بیش از دو میلیون آن را دانشجویان رشته های علوم انسانی تشکیل می دهند ، هر چند که فی نفسه مساله نگران کننده ای نیست و چه بسا ارزشمند هم باشد اما هنگامی که بررسی انتقادی به وضع فعلی علوم انسانی را مورد توجه قرار داده و شرایط کنونی را واقع بینانه بسنجیم، نگرانی ها و دغدغه ها جدی تر از پیش خود را نشان می دهد.
آن چه در شرايط كنوني در اين باره مي بايست زمينه طرح سوال را براي ما ايجاد كند اين است كه اساسا چه اشکالاتی در زمینه علوم انسانی فعلی در کشور وجود دارد که دغدغه آفرین شده است و این روزها به یکی از محورهای گفتگوهای جدی محافل علمی تبدیل گشته است.
این که رهبر معظم انقلاب در همین دیدار اخیر با فرماندهان نیروی هوایی به درستی به مشکل فساد و تبعیض در کشور و ناراحتی و گلایه شدید مردم در این باره اشاره کرده و تصریح می فرمایند که"مردم بسیاری از مشکلات را تحمل می‌کنند اما از فساد و تبعیض شِکوه دارند و آن را تحمل نمی کنند، بنابراین مسئولین هر سه قوه باید به‌طور جدی با فساد مبارزه کنند" ، وجود این مشکل را باید در تناسب با بسیاری از مسایل کلیدی از جمله کلان مقوله علوم انسانی سنجید و بخش مهمی از پاسخ را در این عرصه جستجو کرد که حقیقتاً علوم انسانی فعلی تا چه حد توانسته در مسیر مبارزه با فساد و تبعیض به کمک مسئولان نظام و کشور بیاید و اساساً گیر کار کجاست که به خصوص در زمینه اقتصادی و تحقق عدالت ، تا حدودی همچنان لنگ می زنیم؟!
نمی توان کتمان کرد که این علوم انسانی فعلی ریشه هایش در تلاش های علمی اروپای قرن هفدهم است و لذا بر مبانی نظری غیر دینی و غیر اسلامی و در بستر فرهنگ مروج اومانیسم، سکولاریسم شکل گرفته است و با این وجود جای این سوال به طور جدی مطرح است که به راستی ، چنین علوم انسانی ای می تواند نیازها کشور و نظام اسلامی را در مواجهه با مشکلات خود مرتفع سازد و یا این که ما نیاز به تحولی جدی برپایه اندیشه دینی و انقلابی در این حوزه داریم؟!
از سویی متاسفانه هنوز یک نقشه راه و چشم‌انداز بلند مدت برای تغییر وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب علوم انسانی طراحی و مهندسی نشده است به ویژه با عنایت به این حقیقت که اگر چنین انتظاری محقق می گشت ، غلبه بر بسیاری از موانع درونی و معضلات دیرپا در ساختار نظام جمهوری اسلامی، آسان می شد.
به هر صورت نباید از یاد بُرد که ثمره تحول در علوم انساني به خصوص با در نظر گرفتن ضرورت اسلامي سازي اين علوم و سپس تلاش در جهت بومي سازي آن ، به تقویت و استحکام بیش از پیش انقلاب اسلامی کمک می کند و اینک در آستانه ورود به پنجمین دهه عمر نظام جمهوری اسلامی ، ضرورت این مساله چنان است که هیچ عقل سلیمی یارایِ کتمان و انکار آن را ندارد.
سید محمد مهدی موسوی