حجت الاسلام والمسلمین، حاج شیخ عیسی اهری (سلیم پور)، نخستین کسی است که مجموعه ادعیه حضرت امام عصر (عج) را جمعآوری و به عربی و فارسی منتشر کرده است. انتشار کتاب «صحیفة المهدی» به زبان فارسی، همراه با متن کامل ادعیه، بهانه دیدار ما با ایشان بود که در آن، به موضوعاتی مانند تاریخچه پیدایش این کتاب و جمعآوری ادعیه مهدوی و ویژگیهای ادعیه حضرت ولی عصر اشاره شده است.
آینده روشن: در ابتدا درباره چگونگی جمعآوری و تألیف این کتاب توضیح بفرمایید و اینکه چه چیز باعث شد شما تصمیم به این کار بگیرید.
به نام خدا. بنده سال 1347 در تبریز بودم و آیت الله الهی، برادر بزرگتر مرحوم علامه طباطبایی، که بعضی ایشان را بر علامه مقدم و از ایشان بزرگتر میدانند، در تبریز از دنیا رفته بود. علامه هم برای برگزاری مراسم به تبریز تشریف آورده بودند. چند روز بعد از مراسم ختم هم آنجا ماندند. علما و روحانیان در آن فرصت، ایشان را دعوت میکردند و از محضر ایشان استفاده میبردند. ما هم دو جلسه افتخار داشتیم که ایشان را دعوت کنیم. حدود بیست نفر شدیم و از علامه خواستیم برایمان صحبت کند. آن شب، مخصوصاً از حضرت مهدی صحبت شد. یادم هست آن وقتها، کتاب راجع به حضرت مهدی نادر بود. از مرحوم علامه پرسیدم آقا راجع به حضرت مهدی چه کتابی هست. کتاب دادگستر جهان را معرفی کردند، نوشته ابراهیم امینی. البته آقای امینی از شاگردان خود مرحوم علامه بود که حالا هم در قید حیات است. بعد، از علامه خواستیم باز هم راجع به حضرت صحبت کنند. فرمودند: جالب است بدانید زمانی پروفسور هانری کربن، با من سلسله مصاحبههایی داشت و من در یکی از این گفتوگوها از ایشان پرسیدم آقای کربن، شما زمانی که حال دعا پیدا میکنید، چه میکنید؟
گفت: «دعا می کنیم دیگر.»
گفتم: «چه دعاهایی؟»
گفت: «من پروتستان هستم؛ کاتولیک نیستم. یعنی فقط یکشنبههایمان مختص کلیسا نیست؛ هر وقت حال دعا داشتیم، میرویم کلیسا.»
پرسیدم: «چه دعاهایی؟ خودتان دعا میسازید یا از پیش ساخته است؟»
گفت: «نه؛ من از دعاهای آماده بهره میبرم.»
پرسیدم: «کدام دعاها؟»
گفت: «دعاهای مسیحیت را دیدهام و در اسلام هم مطالعاتی دارم. از دعاهای آنها استفاده میکنم اما بیشتر دعاهای من، انتخابشده از دعاهای امام زمان شماست.»
پروفسور شرقشناس و شیعهشناس بود. اما خیلی ما تعجب کردیم. ما ده، بیست نفر روحانی بودیم و آنجا نپرسیدیم که مگر حضرت دعاهایی دارند.
من در سال 48 به تهران منتقل شدم. شبی من در مسیرم در خیابان رودکی راه میرفتم که متوجه صدایی آشنا شدم که به نظرم آمد صدای آیت الله شبستری باشد. بنده ارادت داشتم خدمت ایشان؛ چون از اهل علم بودند و در قم هم تدریس تفسیر داشتند. وارد مسجد جامع امجد که شدم، دیدم، بله آقای شبستری بر منبر هستند. تا من وارد شدم ایشان اظهار لطف کردند که آقای اهری، شما اگر زودتر میآمدید، منبر میرفتید. من اشاره کردم که ما قابل نیستیم.
به هر حال منبر تمام شد و ایشان آمد پایین. شب جمعه بود و ایشان هم راجع به حضرت صحبت میکرد. گفتم من در تبریز، با مرحوم علامه صحبتی داشتم و ایشان به دعاهای حضرت اشاره کردند اما من از ایشان نپرسیدم و ایشان هم توضیح ندادند که مگر ایشان دعاهایی هم دارند. مرحوم شبستری گفتند: بله مثلاً دعای افتتاح.
چون مرحوم آقا شیخ عباس، معمولاً دعاها را با سند نقل نکرده، بالاخره ناآشنا بودیم ما. چند سال بعد از انقلاب، استاد مهدی پور از ترکیه برگشته بودند قم و ما رفتیم منزل ایشان و آن موقع، شب عید نوروز بود. صحبت کردیم و همین سؤال را پرسیدم. ایشان گفتند چرا شما خودتان نمیروید دنبال همین پرسش که دعا چهقدر هست؟
گفتم: همه ما مقصریم همه نان خور حضرت مهدی هستیم ولی این قدر دقت نکردهایم که در پی این چیزها باشیم. همان شب، در کتابخانه ایشان راهنماییای به بنده کردند که این کتاب کلمة المهدی مرحوم سید حسن شیرازی که در سال 1400 قمری در لبنان شهید شد، مرجع خوبی است.
همان کتاب را همان شب در عرض سه یا چهار ساعت در دست گرفتم و پانزده یا شانزده دعا از آن کتاب آدرس برداشتم و رفتم تهران. در کتاب الذریعة مرحوم حاج آقا بزرگ نگاه کردم، دیدم ایشان آدرس دادهاند که راجع به حضرت (ع) مرحوم شهید حاج شیخ فضل الله نوری کتابی نوشته به نام صحیفة المهدی.
به دنبال کتاب شیخ فضل الله نوری به مشهد رفتیم اما آنجا هم نبود. سپس از کتابهای مختلف، حدود 33 دعا، مفصل و مختصر، آدرس و و یادداشت برداشتیم و نتیجه آن در سال 62 به صورت عربی چاپ شد. یکی از ارادتمندان آن حضرت به نام حاج محمود بقایی، مسئول چاپش شد.
بنده با مرحوم آیت الله صدر هم شبی صحبت کردم که این کتاب را به فارسی تألیف کنیم یا عربی و ایشان گفتند به عربی باشد بهتر است تا به عربها هم برسد. و کتاب به عربی چاپ و پخش شد.
من در مقدمه هم آوردهام که داماد بنده، دکتر محمد اسماعیل مصباحی پسر آیتالله حاج شیخ عباس مصباحی، منجم، ریاضیدان، نویسنده و نواده آقای حجت الاسلام کوه کمری که 13 یا 14 سال لندن بود و مجمع جهانی اسلام را آنجا با امر آیتالله گلپایگانی تاسیس کرد، ایشان اصرارش این بود که ترجمه فارسی این کتاب آماده شود تا افراد بیشتری بتوانند از کتاب بهرهمند شوند. من به ایشان گفتم من اهل قلم نیستم. زمانی پیشنهاد کردم آقای دکتر، سیدحسن در تهران که چند کتاب را هم ترجمه کرده، کلمة المهدی را ترجمه کنند ولی ایشان قبول نکردند. نهایتاً خودمان دست به کار شدیم با کمک دوستان و بیشتر، آقای مهدی پور، ترجمه انجام شد و انتشارات رسالت، متعهد شد که آن را چاپ کند.
دکتر مصباحی گفت: که این را یک خانم لبنانی استاد دانشگاه که انگلیسی هم خوب میداند به انگلیسی هم ترجمه کرده ولی هنوز چاپ نشده است. میگفت که از پاکستان هم، یکی از دانشمندان پاکستانی از من خواسته این را به اردو ترجمه کنیم. گفتم: اصلاً به من ربطی ندارد، کلمات حضرت است و دعاهای حضرت.
به هر حال، این مسئله شروعی شد برای چاپ کتابهایی در مورد حضرت و بعد هم استاد مهدی پور آن نامه حضرت را چاپ کردند. یادم نمی رود زمانی راجع به چاپ این کتاب، مرحوم آقا سیدمحمد شیرازی قسمتی از یک مجله را فتوکپی کرده بودند و دادند به ما، که خجالت آور است برای شیعیان، برای اقبال لاهوری پنج هزار عنوان کتاب نوشته شده. ما برای امام زمان چه کار کردهایم؟ اینها سبب شد که با کمک رفقا، این کتاب چاپ شود.
آینده روشن: با توجه به اینکه این تفحص و دقت را در ادعیه حضرت مهدی داشتهاید، به نظر شما، ادعیه حضرت، ویژگی خاصی نسبت به سایر دعاها دارند؟ و اگر اینگونه است، چه دلیلی دارد؟
بله، بعضی نکتهها هست که در دعاهای بقیه ائمه مطرح نبوده یا کم بوده، مثلاً دعای معرفت امام زمان که در این کتاب هست، این مضمون با این خصوصیات، ظاهراً جای دیگری نیست؛ حتی در صحیفه سجادیه و کتابهای دیگر. مثلاً آن شعار انقلابی «قاصم الجبارین» از دعای افتتاح گرفته شده است. اصلاً قبل از انقلاب، ما نشنیده بودیم که مثلاً «قاصم الجبارین» بگویند.
واقعاً بعضی از مضامین در دعاهای حضرت، در دعاهای معصومان و یازده امام دیگر نیست و چیز بکری است.
دلیل این تفاوت هم این است که زمان حضرت آخرتر از زمان آنهاست. گاهی میگفتند که این دعای ندبه مشخص نیست از حضرت است. گفتم نه این دعای ندبه از حضرت است. ولی چون زمان غیبت صغری، زمان تقیه بود، معمولاً این را مصلحت ایجاب میکرده که راویان آن را به امام صادق (ع) نسبت دهند.
زبان حضرات، که همهشان نور واحد هستند، یکی است ولی حضرت زمانش متأخر است و در نتیجه این افکار بلندتر شده است و با توجه به رواج و پیشرفت و فهم و درک انسانها، رشد کرده است.
آینده روشن: یک پرسش که کلاً درباره همه دعاهای ائمه مطرح است و در این مقام به نظر میرسد اهمیت بیشتری مییابد این است که این دعاها، حقیقیاند و ائمه و امام عصر خودشان این دعاها را از جانب خودشان میخوانند یا اینکه این دعاها را صرفاً برای آموزش دعا کردن به دیگران بیان کردهاند؟
اغلب دعاها تعلیمی است. مسلماً آن کلماتی که در دعای کمیل است، تعلیمی است. اینجا هم حضرت میفرماید آقای ضراب اصفهانی، شما این طوری بگو. بله اینها برای ماست، برای ماست که القا فرمودهاند و یاد دادهاند. اگر همه نباشد، اغلب دعاها تعلیمی است. برای مردم یاد دادهاند راه و رسم را.
اگر اینها نبود، بشر اصلاً بلد نبود راه و رسم دعا را. اگر اهل بیت عصمت یاد نداده بودند، انسان بلد نبود انسان با خدا چهطور سخن بگوید و به تعبیر امام راحل (ره) دعاها قرآن صاعد است. یعنی قرآن در جان انسانها جاری شده و نقش بسته، دعاها از آنجاست که صورت پیدا میکند. هر کس را به اندازه درکش بالا میبرد و صعود میدهد.
آینده روشن: مشخص است کدام ادعیه تعلیمی است و کدامشان مخصوص ارتباط برقرار کردن خود حضرت با خداوند؟ آیا میشود اینها را از هم تفکیک کرد؟
بله، مثلاً ادعیهای که در سندش، مخاطبش اشخاص است، مثلاً همان ضراب اصفهانی، مشخص است که برای تعلیم است.
اما گاهی هم در سند دعا بیانهایی که آمده که مشخص است آن دعا یک چیز شخصی است؛ تعلیمی نیست. البته جدا کردن اینها، کار هر کسی نیست. یعنی باید اولیاء الله باشند؛ آنهایی که در محضر خدا هستند.
آینده روشن: برای ما کمی از حالات شخصی و روحی خودتان در موقع جمعآوری این کتاب و بعد از بگویید. چون هر کسی چنین کاری انجام بدهد، به هر حال حضرت هم به او عنایت میکنند. لذا، اگر خاطرهای در این موضوع دارید بفرمایید.
در خلال بحث هم عرض کردم که خودم و خانوادهام قابلیت این را نداشتیم که با نوه آیتالله العظمی حجت خویشاوند شویم و به نظر بنده دکتر مصباح صادقی که داماد بنده شدند، حواله حضرت به بنده و خانواده بوده است. گاهی به دوستان گفتهام که من ذوالانوار هستم؛ دو تا دامادم نوههای آقای حجت هستند.
من قبلاً منبر میرفتم و برای حضرت اشعاری یا مدحی میگفتم ولی از آن لحظهای که در این وادی وارد شدم، حضرت عنایت کرد. بله، این حال، حال دیگری است. ولی به مصداق این شعر که هر که را اسرار حق آموختند، مهر کردند و زبانش دوختند، عاشقان کشتگان معشوقند. در نیاید ز کشتگان آواز.
آینده روشن: از حضرتعالی برای وقتی که در اختیار ما قرار دادید، متشکریم.
کد مطلب: 16354
|