داخلی     يادداشت     اجتماعی
به مناسبت تولد حضرت معصومه (سلام الله علیها)
معصومه جان! فرج مولایمان را از خدا بخواه
  شنیدن برخی خبرها آن چنان دردآور است و عرق شرم را بر پیشانی و حلقه اشک را بر چشمانت می نشاند که ناخودآگاه بر همه ستمگران و مستکبران دنیا لعنت می فرستی و از ته دل می خواهی و خداوند را به مقربان درگاهش قسم می دهی که فرج مولایمان را برساند.
Share/Save/Bookmark
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۸
کد مطلب : 31438
معصومه جان! فرج مولایمان را از خدا بخواه

«واحد مرکزی خبر» در خبری به نقل از خبرگزاری «شین هوا» (چین) گزارش داده است که دفتر مبارزه با مواد مخدر و جنایات سازمان ملل متحد با انتشار آماری تکان دهنده، دو میلیون و 700 هزار نفر در سراسر جهان را قربانی قاچاق انسان دانسته است. 

این گزارش می افزاید: از این افراد در روسپیگری، تکدی و کارهای سخت و طاقت فرسا استفاده می شود که تعداد یک میلیون و 200 هزار نفر آنها کودک هستند! درآمد قاچاق انسان به 32 میلیارد دلار در سال رسیده است و این صنعت پس از تجارت مواد مخدر و قاچاق اسلحه، در رده سوم جنایات سازمان یافته قرار می گیرد. 

بر اساس این گزارش، شمار بسیاری از قربانیان این تجارت مخوف، به اتحادیه اروپا منتقل شده اند و تعداد قربانیان چینی و آسیای مرکزی رو به افزایش است. بیشتر قربانیان شناسایی شده در اروپا، زنان و دخترانی بوده اند که به قصد سوءاستفاده جنسی قاچاق شده اند و 10 درصد این قربانیان، کودک بوده اند.

داستانی به نقل از برادر ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر مهدی پور که شاید برای اولین بار است منتشر می شود را در ذیل می خوانید:

داستان از این قرار است که یک تاجر اصفهانی برای تجارت به دوبی (امارات متحده عربی) رفته بود، در یکی از سالنهای فرودگاه که مسافران را برای پذیرایی با چای و قهوه مدتی نگه می دارند، با گروهی از دختران که به بازرگانان عرضه می کنند، روبرو می شود. 

این تاجر شدیدا از این رخداد ناراحت می شود و در گوشه ای می نشیند و منتظر می شود که این مرحله بگذرد و به دنبال کارهای خود برود. به هنگام خروج از سالن دختری شماره ای به او می دهد و اظهار می کند که من با شما کار ضروری دارم، حتما به من زنگ بزنید. 

مرد تاجر، شب هنگام به هتل می رود و به آن شماره زنگ می زند، دختر با زبان فارسی تاجیکی اظهار می کند که من سالها درصدد بودم برای پیدا کردن کار به اروپا بروم تا از پدر و مادر پیر خودم دستگیری کنم. شرکتی در آنجا این مسأله را به عهده گرفت و برای ما گذرنامه و بلیط فراهم کرد و مرا با گروهی از دختران جوان که به این فکر بودند، به دوبی آورد. در اینجا معلوم شد که اینها باند قاچاق انسان هستند و این دخترها را هر روز برای مسافران در همان سالن عرضه می کنند و گذرنامه ما را نمی دهند که به شکلی خود را از این مرحله نجات بدهیم. امروز که دیدم شما اصلا توجهی به آن صحنه ندارید، متوجه شدم که انسان با خدایی هستید و از اینرو مشکل خودم را با شما در میان می گذارم. 

این تاجر به سراغ یکی از اعضای باند می رود و در مقابل پول کلانی، گذرنامه آن دختر را از او می گیرد، سپس بلیط تاجیکستان را تهیه می کند و همان روز او را روانه کشورش می کند. شماره تلفن خودش را به او می دهد و از او شماره تلفن دریافت می کند. 

همان شب پدرش را در خواب می بیند که به او می گوید، پسرم تا به حال هر خیرات و مبرات برای من انجام داده ای یک طرف، این کار مهم و خدمت بزرگی که امروز انجام دادی به یک طرف. زیرا امروز حضرت زهرا (سلام الله علیها) از عمل شما سپاسگزاری و قدردانی کرد.

مرد تاجر وقتی بیدار می شود هر چه فکر می کند متوجه نمی شود که راز ارتباط این عمل با حضرت زهرا (سلام الله علیها) چیست؟ به تاجیکستان زنگ می زند، خانمی گوشی را بر می دارد. می گوید که با فلانی کار دارم، او صدا می کند که «بی بی، شما را می خواهند.» 

تاجر تعجب می کند که چطور شد دختر جوان را «بی بی» صدا کردند، علتش را می پرسد معلوم می شود که او علویه است و از اینرو حضرت زهرا (سلام الله علیها) از این عمل که به نجات یک سیده منتهی شده، مراتب سپاس و خرسندیشان را ابراز کرده اند. 

این تاجر اصفهانی برنامه ریزی می کند و به تاجیکستان می رود و در آنجا برای کارخانه خودش شعبه ای تهیه می کند و آن دختر را سرپرست شعبه کارخانه خود می کند. از این رهگذر، علاوه بر اقوام آن دختر، گروه دیگری نیز که از این عمل انسانی یک انسان شیعی آگاه می شوند، به آیین تشیع می گروند. به این وسیله به گروهی از انسانهای مستضعف کمک می شود تا به کار اشتغال پیدا کنند. برای این تاجر نیز علاوه بر پاداش اخروی، مرکزی برای ارایه محصول خود فراهم می شود. 

* مدیر مسوول