داخلی     گفتگو     انديشه
مهندسی فرهنگ انتظار، امری ضروری است
گفتگو با دکتر بهمن دیناروند استاد دانشگاه پلدختر
  استاد دانشگاه پلدختر، انتظار را یک فرهنگ دانست که مستلزم برنامه است و گفت: چون فرهنگ انتظار «کلان نگر» است، نیازمند مهندسی است.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۰
کد مطلب : 30834
مهندسی فرهنگ انتظار، امری ضروری است
اشاره: امام زمان و انتظار موعود موضوعاتی هستند که می شود بی بهانه به سراغ آن ها رفت و درباره ی آنها نوشت و سؤال کرد. این بار قصد کردیم در باب انتظار با یکی از اساتید الهیات گفتگویی داشته باشیم، برای این کار «بهمن دیناروند» گزینه ی مناسبی به نظر می رسید، استاد فلسفه ی تنها دانشگاه پلدختر که ریاست اداره ی ارشاد اسلامی این شهرستان را در پرونده ی اجرایی خود هم دارد. همانطور هم که قبلاً فکرش را هم می کردیم، مصاحبه پرباری از آب درآمد و شاید متفاوت، استاد هم با صبر و متانت و شور و اشتیاق انتظار که می توان آن را در نوع پاسخ هایش یافت، به سؤالات ما به دقت پاسخ می دهد. استاد دیناروند با دعای «اللهم اِنّا نَرغَبُ اِلیک فی دولةٍ کریمة ، تُعِزُّ بِها الاسلام و اَهَله و تُذِلُّ بها النّفاق و اَهلَه» شروع کرد و بعد ما سؤالاتمان را این طور آغاز کردیم: 

ـ انتظار فرهنگ است یا برنامه؟

موفقیت و سعادت هر فرهنگی مستلزم برنامه است و ارائه برنامه مطلوب نیز منوط به «شناخت» است. شناخت و معرفت نسبت به لایه های آن فرهنگ نظیر شناخت باورها، نمادها، ارزشها و هنجارها.

انتظار هم یک فرهنگ است که مستلزم برنامه است و چون فرهنگ انتظار «کلان نگر» است لذا نیازمند مهندسی است یعنی مهندسی فرهنگ انتظار نه مهندسی فرهنگی. چون مهندسی فرهنگی جزء نگر است. در جریان مهندسی پاسخهای مناسب از نظر کیفیت، هزینه، مدت و .... ارائه می شود و اگر درست مهندسی شده باشد تا سرانجام کار درست به نتیجه می رسد. نتیجه اینکه فرهنگ انتظار با شناخت و معرفت نسبت به ابعاد مختلف آن ضرورت دارد.

ـ شاخص های اساسی انتظار چه مواردی هستند؟

ویژگیها و مشخصه های انتظار را می توان فهرست وار اینگونه بیان کرد:

انتظار آدمی را به اصلاح نفس خود و دیگران وادار می کند، انتظار آدمی را بر می انگیزد جهت آماده ساختن مقدمات پیشرفت و اموری که باعث پیروزی حضرت موعود (ع) گردد، انتظار بیانگر این است که منتظر دوستدار عدل است و علاقمند به بر پا گشتن حق و اجرای حدود الهی، انتظار نشانه عاطفه انسان است به همنوع و دوست داشتن اصلاح امر تمامی بشر، در نهایت انتظار مهدی موعود، عشق به «عدالت» و عشق به «مجری عدالت» توأمان است.

ـ اگر از شما بخواهیم که تعریف جامعی از انتظار به ما بدهید، چه تعریفی می دهید؟

در حقیقت، انتظار آمادگی است و حالت آماده داشتن و تهیه مقدمات برای آنچه که انتظار داریم و ابراز این آمادگی در گفتار و کردار. در زیارات داریم که: «و نُصرتی مُعِدة لکُم» یعنی من برای یاری شما آماده ام. در حقیقت، انسان در جامعه انسانی منتظر که میان دو قطب «واقعیت» و «حقیقت» یا «یأس» و «امید» قرار گرفته، پیوسته در حرکت و پویایی است و نمی تواند آرام بگیرد تا زمانی که رانش از «اکنون» و کنش به «آینده» وجود دارد، بر درونش بی تابی و جنبش حکومت می کند و در برونش بیقراری و کوشش به قول اقبال لاهوری:

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

یا به بیانی دیگر: انتظار «نه» گفتن است به آنچه هست و چشمداشت است به آینده ای روشن.

ـ به نظر شما انتظار در جامعه ی امروزی در چه وضعیتی قرار دارد؟ منظورمان این است آیا در وضعیت آرمانی هستیم یا نه؟

به صورت نسبی می توان بیان کرد که فعالیت های خوبی از گذشته تا حال صورت گرفته لیکن کافی نیست. البته نکته ای که قابلیت گفتن دارد این که انتظار در دو قالب یا دو وجه انتظار مثبت و منفی می توان ارزیابی کرد در انتظار منفی اعتقاد به غیبت امام موعود (ع) و سرانجام ظهور ایشان و اعتقاد و اعتقاد به اینکه نجات بشر فقط در آخرالزمان محقق می شود نه حال و آن هم به دست «او» و نه هیچ کس دیگر و عدم تحرک، عدم تلاش توسط منتظران.

امّا در انتظار مثبت، آماده باش مستمری مطرح است که در تلاش مداوم برای دستیابی به وضع بهتر است و در این دیدگاه انسان منتظر هر لحظه احتمال می دهد که زمان انقلاب نهایی فرا رسد و او مسئول و موظف به شرکت در این جهاد جهانی که یقینی نیز هست، می باشد و مردمی که مجهز به اصل «انتظار»اند از نیرومندترین سلاح برای نابودی فساد و بزرگترین ضربه برای کوبیدن ظلم و بیشترین انرژی برای حرکت به طرف آینده بهره مند هستند و لذا در عصر حاضر انسانهایی هستند که معتقد به منجی بشریت و ایجاد جامعه متکی به عدالت اند زیرا اینان معتقدند که انتظار بر آیند مثبت دو اصل متناقض «واقعیت (وضع موجود) و «حقیقت» (آرمان مطلوب) است اگر واقعیت باطل حاکم است و حقیقت نجات بخش محکوم، راه خروج از این بن بست تنها به انتظار و اعتقاد به پیروزی قطعی «جبهه حق» میسور و ممکن است.

ـ شما چه راه کارهایی را برای آشنایی بیشتر جامعه یا موضوع انتظار ارائه می دهید؟

همانطور که پیش تر گفته شد، مهندسی فرهنگ انتظار ضرورت دارد ما باید با شناخت وضع موجود و ابعاد مختلف آن (فرآیند وضع موجود تا وضع مطلوب) محاسبه و بررسی و معین گردد مصادیق فعالیت ها می تواند اینگونه باشد: اول: گسترش معارف حقه (اهل بیت (ع)) دوم: ایجاد جامعه منتظر: استقرار فرهنگ و ضوابط اسلامی و تبعیت از آن در جامعه امری ضروری و متناسب با اصل انتظار است و همچنین در سطح اجتماعی آمادگی دفاعی مسلمین در مقابل دشمنان اسلام.

ـ آیا نظر شما این است که باید انتظار را به مفهوم مهدویت آن در جهان گسترش داد و آیا اصولاً این امر امکان وجود دارد یا بلکه اعتقاد دارید باید تلاش کرد تا انتظار را در هر دین با توجه به مفهوم انتظار در همان دین گسترش دهیم؟

مصداقاً «انتظار» و «ظهور» در مهدویت معنا پیدا می کند. با توجه به اینکه اعتقاد به ظهور مصلح جهانی به معنای عام و غیبت حضرت مهدی (عج) به معنای خاص توسط علماء در منابع مختلف مطرح شده است، لذا توسعه و گسترش فرهنگ مهدویت دقیقاً مساوی است با توسعه فرهنگ انتظار مصلح جهانی. البته هم اکنون در اغلب ادیان الهی و حتی غیر الهی نیز صور مختلف اعتقاد به منجی وجود دارد؛ لذا شناخت شرایط مهم است. بنابراین، مطلوب این است که در وهله اول اعتقاد به مصلح و منجی را تقویت کرد و در شرایط مکانی و زمانی مناسب فرهنگ مهدویت را.

طرح هایی نظیر آینده روشن، مدینه فاضله و یا نامهای نظیر «اتوپیا» که توسط توماس مور مطرح شده، «جورجیا» که توسط برتولت برشت مطرح شده، «الدورادو» که توسط ولتر «کشور خورشید» توسط توماس کامپانلّا مطرح شده و «اورویل» (شهر وحدت جهانی) بیانگر اعتقاد جهانی به مصلح است.

ـ حد و مرز انتظار چیست؟ بگذارید بهتر مطرح کنیم چه مواردی هستند که توجه به آنها موجب انحراف انتظار موعود از مفهوم صحیح خود می شود؟

در دوران انتظار باید آن گونه باشیم که اگر ظهور واقع شود باید باشیم لذا درک مستمر و فهم صحیح و بینش مناسب از مفهوم غیبت و انتظار مصلح جهانی و نیز عصر ظهور و معرفت و عدالت متضمن تفکر عمیق و عمل صالح و نیایش خالصانه در عصر غیبت است. این مسئله امتیاز عظیمی برای منتظران راستین دارد.

افراط و تفریط در مسئله انتظار، عدم شناخت و عدم بصیرت با توجه به آثار آنها موجب انحراف از اصل موضوع می شود کما اینکه در طول تاریخ افراد، گروهها و فرقه هایی یافت می شود که از مسیر منحرف شده و باعث ضلالت دیگران نیز شده اند.

ـ «هنر مند» چه نقشی در گسترش مفهوم انتظار دارد؟

آحاد بشر و صنوف مختلف مردم وظیفه دارند در تعمیق و توسعه فرهنگ انتظار و هنرمندان با توجه به جایگاه ایشان از این مسئله مستثنی نیستند. ایجاد شعف به شور و رغبت در منتظران را به آینده و عصر ظهور امیدوارتر نماید. زیرا زبان هنر، دلپذیرتر، سهل تر، جذاب تر و به غرایز و فطرت انسانی نزدیکتر است.

ـ در واقع شما سطح تأثیر هنرمندان در گسترش فرهنگ مهدویت را با دیگر قشرهای جامعه یکی می دانید یا نه سطحی جداگانه را برای ایشان قائل اید؟

از بُعد وظیفه «عام» همسطح با سایر اقشار و اصناف لیکن از جهت میزان تأثیر گذاری بر دیگران در سطح ویژه. نکته اینکه عرفاً هنرمند به دنبال ایده آل هاست و ظهور مصلح نیز یک ایده آل است لذا اینرو در طول هم اند علی الحال هنرمند می تواند این ایده آل را به صور مختلف به مخاطب بنمایاند.

ـ پیام های انتظار از نظر شما چه مواردی می تواند باشد؟

انتظار پیام های فراوان دارد. یک پیامش این است که حق را از یاد نبرید، فضیلت را فراموش نکنید، انسانیّت را به دست فراموشی مسپارید؛ زیرا که اینها هم حقایقی است مسلّم و به ظهور خواهند رسید، پیروزی به دست خواهد آمد. پس تسلیم مشوید لذا باید «هسته مقاومت» حفظ شود.

ـ در آخر بحث می خواهیم از شما بخواهیم در باب انتظار یک مطلبی به ما بگویید تا هم جوانان، هم دانشجویان، هم غیر دانشجویان در واقع هر کسی هر جا که هست با هر سطح از دانش که هست بتواند به واسطه ی آن خود را در زمان غیبت آماده نگهدارد.

اینجا سه نکته را می توانم بگویم:

اول، تأمل در خویش (از یک طرف تأمل در اصل خویش و از طرف تأمل در آینده خود و جامعه)؛ دوم، افزایش روح امید در خود و دیگران؛ و سوم، تقویت ایمان به خدا.

ـ بسیار ممنون و متشکریم از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.

گزارشگر: محسن دیناروند