داخلی     مقاله     انديشه
منتظر حقیقی کیست؟
  یکی از مهم ترین گزاره هایی که در ادوار گوناگون در فرهنگ مهدویت به آن اشاره شده است، مساله وظایف و تکالیف منتظران مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت کبری است. به این معنا که، ما به عنوان منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه کنیم تا بستر ظهور قائم آل محمد را در جامعه فراهم کنیم.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۵۹
کد مطلب : 65449
منتظر حقیقی کیست؟
یکی از مهم ترین گزاره هایی که در ادوار گوناگون در فرهنگ مهدویت به آن اشاره شده است، مساله وظایف و تکالیف منتظران مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت کبری است. به این معنا که، ما به عنوان منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه کنیم تا بستر ظهور قائم آل محمد را در جامعه فراهم کنیم.
در ادامه و با توجه به محدودیت های موجود تنها به ذکر دو مورد از مهم ترین وظایف منتظران بسنده می کنیم:
1) آنچه که از متون اسلامی بر می آید تاکید بر این مساله دارد که منتظر واقعی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می بایست ابتدا رابطه خود را با خدای خویش اصلاح کند. آنچنان که امیرالمومنین علی علیه السّلام می فرماید: مَنْ أَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ [1]. یعنی کسی که بین خود و خدای خود را اصلاح کند ، خداوند سبحان بین او و مردم را اصلاح می کند.
- نخستین برداشتی که از این کلام نورانی دریافت می شود این است که ریشه و اساس تمام اصلاحات اجتماعی و سیاسی، اصلاح نفس خویش است. فرد در سایه ارتباط با خدا و اصلاح رابطه خود با خدا به اصلاح نفس خویش می پردازد. یعنی من به عنوان منتظری که مشتاق ظهور حضرت در جامعه هستم، اگر در پی آن هستم که شرایط ظهور ایشان را در جامعه فراهم کنم ، ابتدا و پیش از هر اقدامی می بایست از خودم و اصلاح نفسم آغاز کنم.
- تعبیر دیگری که از این کلام علوی استفاده می شود آن است که اگر رابطه مردم با یکدیگر بر اساس دروغ ، حقه بازی، نفاق و چاپلوسی ، ریا و خیانت و ظلم باشد، باید فهمید که رابطه مردم با خداوند ، رابطه خوبی نیست.
2) دیگر وظیفه ای که بر عهده مومنین است، انتظار است. چرا که در روایات کثیری بدان اشاره شده است و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در باب اهمیت آن فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است[2].
درکلام دیگری از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که خوشا به حال پیروان قائم ما ، کسانی که در عصر غیبتش منتظر ظهور اویند و در زمان ظهورش مطیع او . آنها اولیا خدایند که نه از گذشته خوفی دارند و نه از آینده حزنی[3].
از مجموع این روایات هم وجوب و ضرورت انتظار استفاده می شود و هم فضیلت و ارزشمندی آن. اما مساله ای که خواننده را به تفکر وا می دارد آن است که منظور از انتظار چیست؟ آیا وظیفه ما به عنوان یک منتظر آن است که دست روی دست بگذاریم و به تکالیف و وظایفی که خدا (چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی) نهاده عمل نکنیم و به شیوع و ترویج فساد و گناه راضی باشیم، بلکه بالاتر از آن به فساد و گناه دامن بزنیم با این توجیه که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شرایطی ظهور می کنند که جهان لبریز از ظلم و فساد شود؟ با هر نوع امر به معروف و نهی از منکر در جامعه از در مخالفت بر آییم با این بهانه که مقابله با ظلم و جور و فساد تنها بر عهده اوست و بس![4] این، همان گونه تلقی از انتظار است که به تعبیر شهید مطهری ویرانگر، بازدارنده و فلج کننده است. این برداشت که صرفا ماهیت انفجاری دارد فقط و فقط از گسترش و رواج ظلم ها، تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود. یعنی زمانی که حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد باطل یکه تاز میدان می گردد. در این شرایط فرد صالحی در جهان یافت نمی شود و این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (ونه اهل حقیقت. زیرا حقیقت طرفداری ندارد) بیرون می آید. در این نوع نگاه هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود.پس بهترین کمک به تسریع ظهور و بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد است. این جاست که گناه به تعبیر شهید مطهری هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجوئیست و هم کمک به انقلاب مقدس نهائی و اینجاست که این بیت نشاط اصفهانی مصداق حقیقی خود را می یابد:

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد [5]

طبعا چنین برداشتی از انتظار که بی تحرکی، سستی، خمودگی و نهایتا دامن زدن به جهل را تبلیغ می کند در تضاد با اندیشه ظهور در جامعه اسلامی است. نگاه یک منتظر به انتظار می بایست یک نگاه عملی (و نه صرفا یک حالت روحی و روانی یا خیالی و توهمی) باشد. منتظر ظهور می بایست در جهت نیل به مقصود خویش، در خودش برای ادای تکلیف فردی و اجتماعی خویش آمادگی ایجاد کند و ضمن نارضایتی از وضع موجود به وضع بهتر امید داشته باشد[6]. چنین انتظاری سازنده ، نگهدارنده ، تعهد آور، نیروبخش و تحرک آفرین است و به گونه ایست که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی به شمار رود. از آیات قرآن کریم استفاده می شود که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حلقه ایست از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل که نهایتا منجر به پیروزی اهل حق می شود و این خود نیازمند آن است که شخص منتظر عملا در گروه اهل حق باشد. همچنین بر خلاف نگرش پیشین که فرد منتظر، انتظار پر شدن زمین از فساد و باقی نماندن حتی یک فرد صالح را می کشد، در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق می شوند. بدیهی است که این گروه به یکباره خلق نمی شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند.معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه های مناسبی وجود دارد که چنین گروه زبده ای را پرورش می دهد[7].

پی نوشت:
1 . نهج البلاغه،حکمت 89.
2 . صافی گلپایگانی، محمد جواد، منتخب الاثر، قم، موسسه السیده المعصومه، 1377، ص. 496.
3 . ابن بابویه، محمد ابن علی، کمال الدین، تهران، اسلامیه، 1377، ص. 377، ح1.
4 . قاسمی منفرد، مهدی، ملکوت زمان،تهران ، فرهنگ مکتوب، 1387، صص. 85 - 87
5 . مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، تهران، صدرا، 1384، صص. 61 – 63.
6 . قاسمی منفرد، ص. 87.
7. مطهری، صص. 64 – 67.
ضیایی