داخلی     گفتگو     انديشه
گفت‌و‌گوی تفصیلی با مولف کتاب "راه و بیراهه"
آیتی : در "راه و بیراهه" سعی شده از برخی از معیارهای شناخت امام گفتگو شود
  ادعای احمد حسن چیزی جز یک ادعای پوچ برای سوء استفاده از عواطف انسان های نادان نیست و باید به هوش باشیم که در دام امثال او نیافتیم
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۹
کد مطلب : 64324
آیتی : در "راه و بیراهه" سعی شده از برخی از معیارهای شناخت امام گفتگو شود
پایگاه خبری آینده روشن- کتاب «راه و بیراهه» به همت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) به‌تازگی به چاپ رسیده است. این کتاب با زیر عنوان نقد مدعی یمانی از سه گفتار «علم؛ نشانه امام»، «وصیت؛ نشانه امام» و «سلاح پیامبر اسلام(ص)؛ نشانه امام» تشکیل شده است. در مورد عناوین و مطالب مهم این کتاب با مؤلف این کتاب گفت‌وگو  کردیم. آن‌چه در ادامه می‌آید مصاحبه تفصیلی ما با حجت‌الاسلام والمسلمین نصرت‌الله آیتی‌، مؤلف کتاب و عضو هیئت علمی مؤسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت) است.

آینده روشن: احمدحسن کیست؟
یکی از جریان‌های انحرافی که در سال‌های اخیر در کشور عراق شکل گرفته و در گوشه و کنار در حال ترویج باورهای خرافی است، جریان احمد حسن است. مؤسس این جریان، شخصی به نام احمد بن اسماعیل از قبیلۀ صیامر است. او در سال ۱۹۷۳میلادی در منطقه‌ای به نام هویر از توابع شهرستان زبیر از استان بصره به دنیا آمد و در سال ۱۹۹۹ از دانشکدۀ مهندسی نجف فارغ‌التحصیل شد. مدتی نیز در حوزۀ شهید سید محمد صدر تلمذ کرد. وی مدعی است ابتدا در خواب و سپس در بیداری با امام مهدی(عج) ملاقات کرده و آن حضرت به او مأموریت هدایت انسان‌ها را داده است. وی دعاوی خود را از حدود پانزده سال پیش آغاز کرد و توانست در کشور عراق، برخی از شیعیان ساده‌دل را بفریبد. وی پس از انجام اقدامات نظامی طرف‌دارانش در عراق از سوی پلیس بغداد تحت تعقیب قرار گرفت و از عراق گریخت و از آن پس تنها از طریق اینترنت با طرف‌داران خود ارتباط دارد.

آینده روشن: احمدحسن چه ادعاهایی دارد؟
احمدحسن ادعاهای متعددی دارد از جمله این‌که: ۱- خود را فرزند با واسطۀ امام مهدی (عج) می‌داند و با این سلسله نسب خود را به آن حضرت منتسب می‌کند: «احمد بن اسماعیل بن صالح بن حسین بن سلمان بن امام مهدی». ۲- خود را امام سیزدهم معرفی می‌کند. ۳- خود را مهدی و قائم می‌داند. او معتقد است پس از امام مهدی، دوازده مهدی که همگی قائم نیز هستند از فرزندان آن حضرت به ترتیب جانشین او خواهند شد و او اول المهدیین است. ۴- خود را وصی و جانشین امام مهدی (عج) می‌داند که به زودی و پس از حیات آن حضرت جانشین ایشان خواهد شد. ۵- خود را یمانی می‌نامد. ۶- خود را دارای عصمت، علم و میراث اهل بیت (ع) می‌داند. ۷- مدعی است او همان کسی است که به جای عیسی(ع) به صلیب کشیده شده و همراه انبیای گذشته بوده است. ۸- اعتقاد دارد دو فرد با عنوان «دابة الارض» وجود دارد كه یکی از آن‌ها بنا بر روایات، علی (ع) است که در زمان رجعت می‌آید و دیگری، خود اوست که در آخرالزمان و پیش از حضرت اميرالمؤمنين می‌آید.

آینده روشن: جریان انحرافی احمدحسن، با چه شگردهایی سعی در قبولاندن ادعاهایشان دارند؟
فریب و نیرنگ، از جمله شگردهای مروّجان احمد حسن است. این امر در تطبیق روایات بر وی آشکارتر است. بنابراین تقطیع روایات به قصد فریب نخستین شگرد این جریان انحرافی است. دومین شگرد این جریان تحریف نظر دانشمندان شیعه است. ضمنا طرف‌داران احمد حسن در مقام استدلال بر مدعای خود گاه مرتکب اشتباهات بزرگی شده‌اند که در بهترین فرض‌ها منشأی جز بی‌بهره بودن آنان از کمترین دانش ادبیات نمی‌تواند داشته باشد.از دیگر شیوه‌های مروّجان احمد حسن، استناد به نقل‌های شاذ و بی‌توجهی به خانوادۀ حدیثی یک روایت است. دیگر از شیوه‌های فریب‌کارانۀ طرف‌داران احمد حسن این است که برای اثبات ادعای بزرگ خود _ که به دلیل بزرگ بودن آن نیازمند دلایل قطعی و تشکیک‌ناپذیر است _ به روایاتی استناد می‌کنند که در نسخه‌های گوناگون به صورت‌های متفاوتی نقل شده است. این شیوۀ استدلال هم از این جهت باطل است که با وجود نقل‌های متفاوت روایت قابلیت استدلال نخواهد داشت و هم خود دلیلی بر فریب‌کارانه بودن این نوع استدلال است؛ زیرا با وجود نقل‌های متفاوت اکتفا به ذکر نقلی که بر مدعا دلالت دارد و سرپوش گذاشتن بر نقل دیگر به نوعی فریب مخاطب عمومی است که از حقیقت ماجرا آگاهی ندارد.

آینده روشن: پیروان فرقه انحرافی احمدالحسن چه عقیده‌ای در مورد او دارند؟
طرف‌داران وی معتقدند او هم‌اکنون غایب شده است.

آینده روشن: درباره کتاب راه و بیراهه توضیح بدهید و این که چرا شما در این کتاب از معیارهای شناخت امام گفتگو کرده‌اید؟
همان‌طور که گذشت احمد حسن مدعی مقام امامت است بنابر این باید بدانیم معیارهای شناخت امام چیست و ایا این معیارها در مدعی یاد شده وجود دارد یا نه در ضمن ما اگر با معیارها اشنا باشیم به راحتی می‌توانیم ادعاهای مشابه را نقد کنیم به همین دلیل در این کتاب سعی شده از برخی از معیارهای شناخت امام گفتگو شود.

آینده روشن: چه معیارهایی برای شناخت امام وجود دارد؟
يکي از نشانه‌هايي که به کمک آن مي‌توان امام را شناسايي کرد و در روايات متعددي به آن تصريح شده، «علمِ امام» است. پيشوايان معصوم(ع) از اين نشانه، با تعابير مختلفي ياد کرده‌اند که برخي از آن‌ها بدين‌قرارند‌: مطلق دانش ، توانايي پاسخ‌گويي به پرسش‌ها، خطا نبودن پاسخ ، برتري دانش امام از همه انسان‌ها . يکي ديگر از نشانه‌هايي که به کمکِ آن مي‌توان امام را شناخت و به بي‌اساس بودن ادعاي مدعيان دروغين پي برد، «وصيت» است. ضمنا در باره اینکه همراه داشتن سلاح پيامبر خدا(ص) از نشانه‌هاي امامت است، در مجامع روايي شيعه روايات فراواني وجود دارد؛ خصوصاً اين‌که بخش قابل توجهي از اين روايات، در کتاب شريف کافي منعکس شده است که نشان‌گرِ اتقان اين دسته از روايات است.

آینده روشن: در مورد علم امام، پرسشی که مطرح می‌شود این است که حدود و ثغور این علم کجاست و علم به چه چیز ، نشانه امامت است؟
وقتي گفته مي‌شود علم، نشانة امام است، اين پرسش به ذهن خطور مي‌کند که: حدود و ثغور اين علم کجاست و علمِ به چه چيز، نشانة امامت است؟ پيشوايان معصوم(ع) به اين پرسش چنين پاسخ داده‌اند‌: علم به همه زبان‌ها، علم به حرام و حلال الهي، آگاهي از آنچه فردا رخ مي‌دهد، آگاهي از غيب، دانش به کتاب خدا، آنچه گذشته و آنچه خواهد آمد، اخبار آسمان و زمين، همه آنچه بندگان به آن نياز دارند، هر آنچه انسان‌ها در آن اختلاف مي‌کنند، توانايي مستند کردن تمام آنچه مي‌گويند به قرآن، دانش به کيفيت و شأن نزول آيات.

آینده روشن: مقصود از وصیت، که یکی از راه‌های شناخت امام و نشانه امام است چیست؟
وصیت يعني وقتي امام سابق به کسي وصيت کرد و او را وصيّ خود معرفي کرد، از اين راه مي‌توان فهميد کسي که به او وصيت شده، جانشينِ امام سابق و امام بر حق است.

آینده روشن: وصیت که نشانه‌ی امام است، چه ویژگی‌هایی دارد؟
اين نشانه به تنهايي، قابليتِ سوء‌استفاده دارد و مي‌تواند دست‌آويز شيادان قرار گيرد، زيرا هميشه اين امکان وجود دارد که مدعيان دروغين، خود را وصيّ امام معرفي کنند و مدعي شوند ائمه به هنگام شهادت، به صورت خصوصي به آنان وصيت کرده‌اند؛ از اين رو، براي اين‌که راه بر چنين مدعياني بسته شود، پيشوايان معصوم وصيت را با «آشکار بودن» مقيد کرده‌اند؛ يعني نشانة امام اين است که امامِ سابق، آشکارا کسي را وصيّ خود قرار دهد به صورتی که وقتی از مردم کوچه و خیایبان سوال شد امام سابق به چه کسی وصیت کرد بگویند به فلانی.

آینده روشن: با وجود تقیه شدیدی که در دوران حیات امامان معصوم(ع) وجود داشته است، چگونه می‌توان وجود وصیت آشکار برای آنان را پذیرفت؟
وصيت به امام، غير از تصريح به امامتِ امام است. وصيت ـ چنان‌که از تعابير روايات برمي‌آيد ـ تنها نشانة امامت است و منحصراً کساني که مي‌دانستند اين علامت نشانة چيست، از وجود آن به امامتِ صاحبِ نشانه پي مي‌بردند؛ به تعبير ديگر، گاهي رابطه بين نشانه و صاحب نشانه، رابطه‌اي تکويني است؛ مانند تب که نشانة بيماري است. چنين رابطه‌اي حقيقي است و نه قراردادي. به همين دليل، منتقل شدن از تب به بيماري، منوط به چيزي افزون بر علمِ به نشانه نيست و همين که در شخصي تب مشاهده شد، به بيماريِ او نيز علم حاصل مي‌شود. اما برخي مواقع، رابطة بين نشانه و صاحب نشانه، قراردادي است. در چنين رابطه‌اي، انسان به صرف اطلاع از نشانه، به صاحبِ نشانه منتقل نمي‌‌شود، بلکه اين انتقال نيازمند آن است که انسان بداند اين نشانه، علامت چه چيزي قرار داده شده است؛ براي مثال، رابطة بين تصوير تابلوي عبور ممنوع و ممنوع بودن عبور، رابطه‌اي قراردادي است؛ به همين دليل، اين‌گونه نيست که همه با مشاهدة تابلوي مورد نظر، به ممنوع بودن عبور منتقل شوند، بلکه منحصراً کساني که از قبل، از اين ارتباط مطلع باشند، پيامِ آن را دريافت خواهند کرد. رابطة بين وصيت و امامت نيز از سنخ روابط قراردادي است؛ از اين‌ رو، تنها کساني از وجود وصيت، به امامتِ وصي پي مي‌بردند که مي‌دانستند وصيت، نشانة امام است. چنين وصيتي، به‌ويژه با توجه به اين‌که وصيت از آداب اسلامي‌ است و ميان مسلمين هميشه رواج داشته، براي کساني که از اين رابطه اطلاع نداشتند، بسيار عادي و بدون کمترين حساسيتي بوده است.

آینده روشن: اگر وصیت آشکاری وجود داشت چرا شیعیان پس از شهادت امام زمانِ خود، در شناخت امام بعدی به خطا می‌رفتند؟
آن‌چه آشکار بود و همگان از آن اطلاع مي‌يافتند، وصيت بود، در حالي که براي شناساييِ امام از طريق وصيت بايد شيعيان از اين‌که وصيت، نشانة امامت است نيز آگاه باشند و دليلي وجود ندارد که اثبات کند اين آگاهي در ميان شيعيان شايع بوده است، و به خطا رفتن شيعيان در شناساييِ امام، خود بهترين دليل بر جهل به اين مسئله است. اين جهل نيز با توجه به فقدان ابزار اطلاع‌رساني در آن دوران، قابل توجيه است؛ هم‌چنان‌که به يقين مي‌توان مدعي شد بسياري از شيعيان معاصر نيز با وجود ابزارهايي که کسب دانش را تسهيل کرده است، دربارة اين مسئله ناآگاهند. و چه ‌بسا ممکن است گسترده نشدن اين معيار و ساير معيارهايي که به کمک آن مي‌شد امامِ حق را شناخت، در پاره‌اي از برهه‌ها مطلوب پيشوايان معصوم(ع) بوده است، زيرا مطرح شدن چهره‌هاي متفاوتي که مدعيِ امامت بودند و اقبال برخي شيعيان به سمت مدعيان و عدم اجماع شيعه بر يک نفر، جانِ امام را بيشتر حفظ مي‌کرد و اندکي از فشار بر شيعه مي‌کاست. بنابراين، يکي از نشانه‌هايي که به کمک آن مي‌توان امام را شناخت، اين است که امام سابق، آشکارا به کسي وصيت کند، به گونه‌اي که مردم کوچه و بازار از آن اطلاع يابند. چنين وصيتي اگر دربارة شخصي ثابت شود، علامت امامتِ اوست. اين وصيت ـ چنان‌که از ظاهر روايات برمي‌آيد ـ همان وصيت به ولايت است که در فقه از آن گفت‌وگو مي‌شود و فقها آن را چنين تعريف کرده‌اند: الوصية بالولاية: استنابة بعد الموت في التصرف فيما كان له التصرف فيه: من قضاء ديونه و استيفائها، ورد الودائع و استرجاعها. و الولاية علي اولاًده الذين له الولاية عليهم من الصبيان و المجانين و النظر في أموالهم و التصرف فيها... به همين دليل، امام کاظم(ع) هنگام وصيت به امام رضا(ع) تصريح کرد که: «هر کس از من طلب دارد، از وصيّم بگيرد و اگر من از کسي طلب دارم، آن را نيز به او بپردازد».

آینده روشن: چه شباهتی میان سلاح پیامبر(ص) با تابوت بنی‌اسرائیل وجود دارد؟
هم‌چنان‌که تابوت بني‌اسرائيل نشانة نبوت بود، سلاح پيامبر گرامي‌ اسلام(ص) نيز نزد هر کس باشد، نشانة امامتِ اوست. شيخ کليني در کتاب شريف کافي، بابي را با عنوان «أن مثل سلاح رسول‌الله مثل التابوت في بني‌اسرائيل» قرار داده و برخي روايات مربوط را در آن گردآوري کرده است. امام باقر(ع) فرمودند: «سلاح در ميان ما، به منزلة صندوق در بني‌اسرائيل است، چون هرگاه صندوق جلوي درِ خانه مردي از بني‌اسرائيل قرار مي‌گرفت، فرمانروايي نيز به او داده مي‌شد. سلاح نيز چنين است؛ هر کجا باشد، امامت همان‌جاست». امام صادق‌(ع) فرمود: داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بني‌اسرائيل. تابوت بر درِ هر خانداني از بني‌اسرائيل كه پيدا مي‏شد، نبوت به آن‌ها داده مي‌شد؛ هر كس از ما هم كه‏ سلاح به دستش برسد، امامت به او داده شود.

آینده روشن: اگر همراه داشتن سلاح پيامبر گرامي‌ اسلام(ص) نشانة امامت است، کساني که معاصر پيامبر گرامي‌ اسلام(ص) نبوده‌ و سلاح آن حضرت را مشاهده نکردند و از ويژگي‌ها و علائم آن بي‌اطلاع هستند، چگونه مي‌توانند آن را از ميان سلاح‌هاي مشابه بازشناسي کنند؟ و آيا اين امکان وجود ندارد که مدعيان شياد، ادعاي همراه داشتن سلاح پيامبر گرامي‌ اسلام(ص) را بکنند و سلاحي معمولي را به عنوان سلاح آن حضرت، به مردم عرضه کنند؟
چيزي که نشانة امامت است، حتماً ويژگي‌ها و نشانه‌هايي دارد که آن را منحصر‌به‌فرد کرده و از مشابهات و نظايرش متمايز مي‌کند و اين مطلبي روشن و بديهي است، چراکه اگر نشانة مورد نظر منحصر‌به‌فرد نباشد، اساساً نمي‌تواند دليل بر چيزي باشد؛ بنابراين، وقتي سلاح پيامبر گرامي ‌اسلام(ص) نشانة امامت معرفي شده است، بايد ويژگي‌هايي در آن باشد که آن را از نظايرش متمايز کند. در اين باره که آن ويژگي‌ها کدام است، در روايات به تفصيل سخن گفته نشده، اما گاه اشاراتي به اين مسئله شده است که نشان مي‌دهد، سلاح پيامبر(ص) سلاحي عادي نيست؛ براي نمونه مي‌توان به اين روايات اشاره کرد‌ : داود بن کثير رقي مي‌گويد: روزي نزد امام باقر(ع) بودم و برخي گمان مي‌کردند عبدالله بن علي بن عبدالله بن حسن امام است. در اين هنگام ۷۲ مرد که با خود اموال و هدايايي همراه داشتند، وارد شدند. برخي از آنان گفتند: از کجا بدانيم امام کيست؟ فرستاده‌اي از سوي عبدالله نزد آن‌ها آمد و گفت: دعوتِ مولايتان را اجابت کنيد! نزد او رفته و پرسيدند: نشانة امام چيست؟ گفت: زرة رسول خدا(ص) و انگشتر، عصا و عمامه‌اش. سپس گفت: اي غلام! صندوق را بياور. دو غلام صندوق را آوردند و مقابلش نهادند. او آن را باز کرد و زرهي را درآورد و پوشيد، عمامه‌اي درآورد و به سر نهاد و عصايي بيرون آورد و به آن تکيه داد و سپس خطبه‌اي خواند. در اين حال، برخي از آنان به يکديگر نگريستند و گفتند: ان‌شاء‌الله فردا نزد تو بازمي‌گرديم. داود مي‌گويد: امام باقر(ع) به من فرمود: «نزد خانة عبدالله برو و کنار ايوان بايست. ۷۲ مرد که از خراسان آمده‌اند، به سوي تو خواهند آمد. هر يک از آنان را با نام و نام پدر و مادر بخوان!» داود مي‌گويد: چنين کردم و آن‌ها متعجب شدند. گفتم: مولايتان را اجابت کنيد! با من همراه شدند و آنان را نزد امام باقر(ع)بردم. آن حضرت فرمودند: «اي بزرگان خراسان! به کجا برده مي‌شويد؟ اوصياي محمد نزد خدا، گرامي‌تر از آن هستند که از امتش شناخته شوند». سپس متوجه امام صادق(ع) شدند و فرمودند: «فرزندم! انگشتر بزرگ مرا بياور». آن حضرت انگشتري را که نگينش عقيق بود، آوردند. امام باقر(ع) آن را مقابل خود قرار داده، لبان مبارکشان را تکان دادند و انگشتر را برداشته و تکان دادند. پس از آن، زره، عمامه و عصاي پيامبر خدا(ص) بيرون آمد؛ زره را به تن کرده، عمامه را بر سر نهادند و عصا را به دست گرفتند. سپس آن را تکان دادند و زره را جمع کردند. باز آن را تکان دادند و آن را به‌ اندازة يک ذراع يا بيشتر کشيدند. سپس عمامه را برداشته و همراه با زره و عصا مقابل خود نهادند و لب‌ها را تکان دادند؛ به ناگاه زره در انگشتر پنهان شد. آن‌گاه رو به اهل خراسان کرده، فرمودند: «اگر زره، عمامه و عصاي پيامبر خدا(ص) در صندوقي نزد پسرعموي ما باشد و نزد ما نيز در صندوقي باشد، فضيلتِ ما بر او چيست؟ اي اهل خراسان! هيچ امامي ‌نيست، مگر اين‌که گنج‌هاي قارون زير دست اوست. اموالي که ما از شما مي‌ستانيم، از سر محبت به شما و براي پاکيِ شماست». پس اهل خراسان، اموال را به آن حضرت تحويل داده و در حالي که به امامتِ ايشان معترف بودند، از نزد آن حضرت خارج شدند. این روایت و روایات مشابه نشان می دهد سلاح پیامبر یک سلاح عادی نیست که هر کس بتواند مدعی ان شود.

آینده روشن: آیا ذره ای از آنچه به عنوان معیارهای شناخت امام بیان شد در احمد حسن وجود دارند؟
مسلما نه. به عنوان نمونه دانش یکی از نشانه های امام است در حالی که شخص مورد نظر گاهی از فهم ابتدایی ترین مسائل هم عاجز بوده مثلا مدعی است که من معجزه دارم و معجزه من این است که می دانم قبر حضرت زهرا (س) کجاست وقتی می پرسند قبر حصرت کجاست مدعی شده کنار قبر امام حسن مجتبی(ع) . روشن است که این فرد انقدر سواد ندارد که معنای معجزه را نمی داند چون این ادعا که قبر حضرت زهرا کنار قبر امام حسن است قابل راستی ازمایی نیست و راست و دروغ بودنش را نمی توان دریافت و چنین چیزی نمی تواند معجزه باشد بنابر این کسی که معنای معجزه رانمی داند نمی تواند مدعی امامت باشد چون علم امام علم لدنی است و افزون بر گستره وسیعش خطا در ان راه ندارد و یا وصیت از دیگر نشانه های امام است و وصیت یعنی این که امام سابق امام بعد را بعینه مشخص کند و به صورت اشمار بگوید این وصی من است و چنین چیزی در فرد مدعی یاد شده وجود ندارد همینطور است نشانه سوم که سلاح است این فرد چیزی به نام سلاح پیامبر با خود ندارد و البته برای همین او ادعا کرده سلاح پیامبر همان علم است در حالی که در کتاب به تفصیل بحث شده و اثبات شده سلاح همان ابزار معروف جنگ است و همین نشانه امامت است و این ادعا که سلاح همان علم است با روایات در تعارض است بنابر این ادعای احمد حسن چیزی جز یک ادعای پوچ برای سوء استفاده از عواطف انسان های نادان نیست و باید به هوش باشیم که در دام امثال او نیافتیم.