داخلی     خبر     انديشه
عضو هیئت مدیره انجمن علمی مهدویت حوزه علمیه:
خردورزی؛ مهمترین شاخصه قابل اجرا پیش از ظهور
  عمده شاخصه در قوام یابی تمدن و فرهنگ عالی اسلامی، مسئله دانش افزایی و علم اندوزی است. بحث خِرد ورزی انسان و توسعه دانش بشری، مؤثرترین مؤلفه عصر مهدوی است که در دوران قبل از ظهور قابلیت اجراسازی را دارد.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۸
کد مطلب : 66350
خردورزی؛ مهمترین شاخصه قابل اجرا پیش از ظهور
به نقل از طلیعه: بررسی راهکارها و مبانی اصولی و صحیح دست یابی به فرهنگ و تمدن نوین اسلامی و توجه به آموزه های مهدوی ذیل تبیین راهکارهای الهی و اسلامی و تشریح جایگاه فرهنگ و اندیشه، در نشر و گسترش مفهوم تمدن و خِردورزی در جامعه اسلامی و همچنین تحلیل رویکرد دیدگاه های نامعتبر و نامفهوم در مسیر دستیابی به اندیشه و فرهنگ صحیح اسلامی و مهدوی و تشریح نقاط مغفول در آن، ما را بر آن داشت تا با حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و عضو هیئت مدیره انجمن علمی مهدویت حوزه علمیه، گفت وگویی ترتیب دهیم که ماحصل آن در ادامه از نظرتان می گذرد:

به نظر شما راهکارهای اجراسازی و پیاده سازی تمدن نوین اسلامی بر اساس بینش و نگرش موعود نگری و مهدوی(عج)، چه ویژگی ها و شاخصه هایی دارد؟ آیا این رویکردها و نگرش ها، در دوران کنونی قابلیت فراهم سازی دارند یا خیر؟

در این مقوله باید گفت: دوره ظهور عصر مهدوی و آغاز تلالو امامت امام عصر(عج)، دارای ویژگی ها و خصوصیاتی است که در هیچ دوره زمانی و بشری تجربه نشده است و حکومت صالحان در عصر ظهور، تمامی عرصه ها و زوایای ناشناخته علمی و اجتماعی را برای انسان و جامعه بشری به منصه ظهور و بروز می رساند. ویژگی های حکومت صالحان در عصر مهدوی، یعنی عالی ترین نوع حکومت انسان بر روی زمین؛ این حکومت عالی و غایی می بایست در تمامی جنبه های شناخته شده بشری سرآمد و کامل باشد تا مسیر جهانی شدن و همه گیر شدن نهضت خود را به خوبی طی نماید. این شاخصه رشد یافته انسانی می بایست در عرصه های گوناگون مانند علم، خِرد ورزی، فناوری و فرهنگ سرآمد باشد.

یکی از جنبه های فوق العاده جهش در عصر مهدوی، پیشرفت های علمی و فناوری است. این مقوله که در روایات شیعی به صراحت بیان شده است، نوید دهنده دوران طلایی علمی برای جامعه انسانی خواهد بود. باید بیان کرد که اگر اسناد روایی نیز در این زمینه وجود نداشت با توجه به پیشرفت های هر روزه علمی بشر، می توان برآورد کرد که دوران عصر ظهور، به طور قطع، اوج پیشرفت و فناوری برای بشر و جامعه انسانی خواهد بود.

بنابراین رکن اساسی برای اجراسازی و پیاده سازی فرهنگ و تمدن نوین مهدوی(عج)، ذیل منویات اسلامی، مسئله علم ورزی و خِردورزی و پیشرفت اندیشه است. باید توجه داشت منظور از علم ورزی و خِرد ورزی در تعالیم اسلامی، نوع کامل و غایی علم آموزی و دانش افزایی است؛ ما در ادبیات علمی خود، بحث علم و دانش را بسیار فراتر از جنبه های متداول و رایج امروزی می دانیم. بنابراین عمده شاخصه و مؤلفه در شکل گیری و قوام یابی تمدن و فرهنگ عالی اسلامی، بحث دانش افزایی و علم اندوزی است. مسئله مهم و اساسی در این مقولات این نکته است که تصور شود مؤلفه ها و شاخصه های عصر نوین اسلامی و مهدوی(عج)، در دوران غیبت، قابلیت دست یابی و پیاده سازی را نداشته باشند و باید تا رؤیت عصر مهدوی(عج) برای حصول نتیجه دلخواه صبوری کرد؛ این نکته به طور قطع صحیح نیست.

در حال حاضر و شرایط کنونی نیز می توان به بسیاری از شاخصه ها و مؤلفه های اثر بخش تمدن و فرهنگ متعالی دست یافت. بحث خِرد ورزی انسان و توسعه دانش بشری، مؤثرترین مؤلفه عصر مهدوی(عج) است که در دوران قبل از ظهور نیز قابلیت دست یابی و اجرا سازی را دارد و جامعه اسلامی می تواند با این سرمشق ها خود را در جهت توسعه و ایجاد تمدن و فرهنگ عالی اسلامی قرار دهد. این نکته، یعنی تلاش برای دست یابی به نقاط عالی علمی و پیشرفت دانش در دوران غیبت، در منابع الهی و روایی نیز وارد شده است. امروزه و با توجه به شکل گیری یک حکومت دینی در جامعه ایران، می توان هر چه بهتر برای دست یابی به تمدن و فرهنگ مهدوی(عج)، ذیل مسائل گفته شده حرکت کرد و چارچوب های اساسی این فرهنگ و اندیشه را پیاده سازی کرد.

برخوردهای جامعه و فرهنگ مهدوی در برابر اندیشه ها و رویکردهای معارض با چه المان هایی تبیین و تحلیل شده اند؟ آیا رویکردهایی مانند؛ دیپلماسی و رایزنی سیاسی و بین المللی، در اندیشه مهدویت تعریف شده اند و یا فقط به گزینه های خاصی اشاره شده است؟

دیدگاه اندیشمندان و متفکرین و جایگاه منابع روایی نسبت به دوران مهدوی، دیدگاهی است بر مبنای کامل و غایی بودن فرهنگ و تمدن انسانی در حکومت صالحان و در دوران آخرالزمانی؛ قطعاً در باور فرهنگ و تمدن اسلامی و مهدوی(عج)، اینگونه تعریف وارد نشده است که این اندیشه ها می بایست با تمامی فرهنگ ها و اندیشه ها معارض باشند و در برابر آنها بایستند.

در آیین ها و ادیان مختلف الهی، بر اساس پاره ای از تحریف ها و دست اندازی ها، بحث آینده نگری و منجی گرایی، به مباحث نامعقول و نابجایی گراییده است. ممکن است نسبت به تعالیم و دریافت های اسلامی با سایر اندیشه ها و در ادیان مختلف، نسبت به رویکرد و حکومت صالحان در آخرالزمان، اختلافات و تعارضاتی وجود داشته باشد، ولی این مطلب اینگونه نیست که ما با یکدیگر مشترکات و نقاط مورد قبول و یکسان نداشته باشیم. قطعاً نقاط هم پوشان و مشترکی نیز در این اندیشه ها قابل دست یابی و تفاهم خواهد بود. به دلیل یکی بودن منشأ تمامی ادیان الهی، می توان با پردازش و تحقیق، به مؤلفه های تأثیرگزار و مشترک با سایر ادیان، در مباحث آینده نگری و برقراری حکومت عدالت محور رسید. در خود قرآن کریم و در کتاب شریف «زبور» که هم اینک در اختیار مسیحیان است و در سایر کتب آسمانی مانند؛ تورات و انجیل، موارد بسیار مشترکی در باب آخرالزمان و تشکیل حکومت صالحان وارد شده است که می توان بنا به این مشترکات، با سایر اندیشه ها مباحثه و تبادل نظر کرد و به نقاط مؤثر و مفهومی دست یافت.

در واقع فراهم شدن یک نوع نگاه گفتمانی، بین اندیشه ها و باورهای الهی، ظرفیتی است که دیدگاه های الهی و آسمانی را می تواند یکجا جمع کند؛ البته باید بیان کرد که به علل مختلف این دیدگاه ها نقاط متعارض و ناهمگون نیز دارند و راهکار مواجهه با این تعارضات نیز به طور قطع، گفتگو و مباحثه و کنکاش علمی و پژوهشی است. اینکه گفته می شود ادبیات و نگرش بینش مهدوی(عج) در برابر سایر اندیشه ها، جنگ و هماورد خواهی است، فقط در برابر اندیشه ها و موقعیت هایی است که کمر به از بین بردن اندیشه و فرهنگ عالی اسلامی و مهدوی بسته اند.

این رویکرد منحصراً در برابر کسانی خواهد بود که می خواهند مسیر و صراط جامعه و انسان را به سوی تباهی و نابودی و اضمحلال و خون ریزی بکشند. این نکته که رویکرد عصر مهدوی(عج)، با جنگ و نبرد همراه است، فقط در شرایط خاص با تعریفی خاص صورت خواهد گرفت و در سایر مراتب و مواقع، رویکرد عصر متعالی مهدوی، روشنگری و تصفیه افکار و بینش های نادرست و مواجهات علمی و به تعبیری «دیپلماسی فرهنگی» است.

رفع تفاوت های اندیشه ای و برداشت های نامعتبر درمسیر تحقق جامعه آرمانی اسلامی و تمدن نوین مهدوی با چه راهکارهایی قابل دست یابی است؟

باید اشاره داشت مواقعی است که جبهه حق و باطل، بنا به تمامی گزاره ها، به تفاهم نمی رسند و جبهه باطل تلاش دارد با از بین بردن جبهه حق، خود را محق نشان دهد، در این موقع چاره ای جز رویارویی و مبارزه وجود نخواهد داشت. اگر به تاریخ و سوابق گذشته اسلامی نیز رجوع کنیم در می یابیم تمامی هم و غم و تلاش ائمه(ع) و شخص نبی مکرم اسلام(ص)، در برابر مخالفین، استناد به مسائل علمی و آموزشی و فکری است و تا حد امکان از رویارویی و مبارزه با دیدگاه های مخالف اجتناب می کردند؛ ولی در مواقعی بخصوص در دوران حضرت امیر(ع) که نمونه کاملی از عطوفت و کمال و توجه به انسان و مواجهه با خصم غدار است، می بینیم این مناسبات با تمامی تلاش حضرت امیر(ع)، مورد قبول واقع نمی شود و بناچار حضرت(ع) در برابر مخالفین و معارضین می ایستادند.

قطعاً این رویکرد در دوران امامت امام عصر(عج)، نیز ادامه خواهد داشت و رویکرد اصلی ایشان و تمدن اصیل ایشان، روشنگری و ارائه ادله علمی و متقن است، گر چه بنا به دلایلی، عده ای ایشان را مانعی برای امیال و منافع خود خواهند دید و در مقابل ایشان خواهند ایستاد، که در این حالت، وقوع نبرد و مبارزه امری است اجتناب ناپذیر. بنابراین این فضا و اتمسفری که به آن پرداخته می شود و عنوان می شود که رویکرد عصر مهدوی(عج)، فقط مبارزه و نبرد با مخالفین است، قطعاً کامل و اصولی و مورد قبول نیست.

منطق ما این گونه است که معتقدیم، رویه بینش مهدوی، پویش و گسترش فکری و فرهنگی و اندیشه ای است. امام عصر(عج) با آوردن کتاب های آسمانی پیشین و تحریف نشده، با عموم مردم اتمام حجت می نماید و براساس تعالیم و آموزش های الهی، مردم و جامعه را به سعادت و سلامت هدایت خواهند کرد. نباید فراموش شود که عصر مهدوی(عج) بر اساس قاطبه روایات و احادیث وارده هرگز قصد تحمیل اندیشه و فشار بر مردم و جامعه را نخواهد داشت که اگر این چنین می بود، قطعاً می بایست خیلی پیشتر از این مواقع، این دوران به وقوع می پیوست.

عصر مهدویت فرا می رسد تا پاسخی باشد برای رفع عطش و تشنگی انسان ها و رسیدن به نقطه عالی و کمال انسانی. باید انسان ها به این نتیجه برسند که این هم تلاش و خونریزی و کشمکش ها نتیجه ای جز شکست و اضمحلال برایشان در بر نداشته است و بنابراین مشتاقانه خواهان دوران نوین بشری و فرهنگی گردند. این ندای درونی و نیاز فطری، سرانجام انسان را به دنبال انسان کامل و متعالی خواهد کشاند و این همان اصلی است که جامعه در تحقق فرهنگ مهدوی به آن محتاج است.